اعلام دستیابی عربستانسعودی و ایران به توافق زیر نظر چین در روز جمعه ۱۰ مارس کنونی، به علت زمان آن و طرفهای امضاکننده آن، موجب تعجب جهانیان شد. اعلام دستیابی عربستانسعودی و ایران به توافق زیر نظر چین در روز جمعه ۱۰ مارس کنونی، به علت زمان آن و طرفهای امضاکننده آن، موجب تعجب جهانیان شد. یکی از علل غافلگیری این بود که مذاکرات بین عربستان و ایران در عراق و عمان برگزار شد و پیشبینی میشد اگر دوطرف به تفاهم برسند، اعلام و امضای توافقنامه در یکی از این دو کشور صورت گیرد. علاوه بر این، امضای توافقنامه بین ریاض و تهران در پکن با روز انتخاب مجدد شی جینپینگ به ریاست جمهوری چین همزمان شد که به نوبه خود تضمینکننده ادامه حمایت چین از بندهای توافقنامه امضاشده بین عربستان و ایران است. این به آن معناست که به یاد آوریم بوش پدر، رئیسجمهور سابق امریکا وقتی در سال ۱۹۹۱ پایههای تکقطبی را در روابط بینالملل ایجاد کرد که با آزادسازی کویت و برگزاری نشست بین اعراب و اسرائیل در مادرید همزمان شد، او معتقد بود با این کار نفوذ ایالاتمتحده بر خاورمیانه را در جنگ اول خلیجفارس گسترش میدهد (بین طرفهای درگیری اعراب و اسرائیل در مادرید بر اساس تعهد او به ائتلاف عربی که در مبارزات انتخاباتیاش علیه رژیم صدام حسین در کنار او بود). بوش پدر معتقد بود این دستاورد ممکن است به گسترش نفوذ امریکا در خاورمیانه کمک و کمپین او برای انتخابات ریاست جمهوری برای دور دوم را تقویت کند.
آنچه اتفاق افتاد برعکس بود، زیرا او با پیروزی رئیسجمهور بیل کلینتون بخت انتخاباتی خود را در انتخابات از دست داد و بدتر اینکه ایالات متحده با حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ در دوران بوش پسر، به دلیل پیامدهای فاجعهبار حمله و اشغال عراق، نه تنها در عراق، بلکه به تدریج اعتبار خود را در افکار عمومی عرب از بین برد؛ چیزی که آثار آن بر امنیت ملی اعراب هنوز بعد از ۲۰ سال وجود دارد.
خرد چینی از تجربه امریکا درس گرفته است؛ کشوری که دائماً تبلیغ میکند که خاورمیانه منطقهای بیثبات در درگیریهای دائمی است. در این صحنه کلی رقابت بین قدرتهای بزرگ جهانی برای تصاحب جایگاه برتری بینالمللی، چه پیوندی بین این صحنه و توافق ایران و عربستان وجود دارد و منافع امضاکنندگان آن چیست؟
در بیانیه مشترک سهجانبه که در پکن صادر و در آن توافق برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک بین عربستان و ایران و بازگشایی سفارتخانههای آنان در خاک یکدیگر طی دو ماه اعلام شد. تفاوت بین آنچه در پکن گذشت در مقایسه با آنچه پیش از آن در عراق و عمان گذشته بود، آشکار شد. در ابتدای این بیانیه، عربستان و ایران از عراق و عمان به علت میزبانی «دورهایی از مذاکرات» قدردانی و از رهبری چین به علت میزبانی «مذاکرات» و تلاش برای به نتیجه رسیدن آن قدردانی کردند. به معنای دیگر، آنچه در گذشته روی داده بود صرفاً «چند دور مذاکره» بود، اما مذاکرات (اصلی) در پکن برگزار شد. تفاوت دیگر این بود که پنج دور گفتوگوی قبلی در بغداد مذاکراتی دوجانبه بود، در حالی که توافقنامه پکن سهجانبه است نه اینکه چین صرفاً میانجی باشد. به همین علت میتوان آن را «توافقنامه پکن پلاس» توصیف کرد. در مذاکرات بین عربستانسعودی و ایران عمدتاً به مسائل امنیتی پرداخته شد، در حالی که در توافقنامه پکن از همکاری اقتصادی، بازرگانی و سرمایهگذاری نیز صحبت به میان آمده است ولی این توافقنامه را وزرای امور خارجه دو کشور امضا نکردند بلکه مقامات ارشد امنیتی امضا کردند.
پرسشی که مطرح میشود اینکه انگیزههای سه طرف توافق یعنی عربستانسعودی، ایران و چین از امضای آن چیست؟ همچنین این پرسش مطرح است که چرا دو قطب اصلی مطرح در جهان یعنی امریکا و روسیه میانجی این توافقنامه نبودند و پکن پا پیش گذاشت؟ به طور خلاصه میتوان گفت چین با انگیزه اقتصادیای که اولویت روابطش با کشورهای خاورمیانه را تشکیل میدهد، میانجیگری بین عربستان و ایران را آغاز کرد، در حالی که روسیه از مسیر نظامی وارد سوریه شد و برای امریکا و کشورهای غربی نیز دستیابی به توافق هستهای برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هستهای و جلوگیری از توسعه توانایی موشکی ایران به منظور تضمین امنیت اسرائیل و خاورمیانه، در اولویت بود. انگیزه اقتصادی چین برای میانجیگری بین عربستانسعودی و ایران ریشه در وابستگی این کشور به نفت و گاز ایران و عربستان دارد، به طوری که این دو کشور ۴۰ درصد منابع انرژی مورد نیاز چین را تأمین میکنند. انگیزه دیگر چین از این میانجیگری، پیش بردن ابتکار «کمربند و جاده» است.
موفقیت چین در سوق دادن دو قدرت منطقهای یعنی ایران و عربستانسعودی به سوی توافق، رویدادی ژئواستراتژیک و ژئوپلتیک محسوب میشود که نویددهنده شکلگیری توازن قوای نوظهور در سطح جهانی است. همین مسئله به عربستان و ایران انگیزه داد به سمت امضای توافقنامهای پیش بروند که پیامدهایی در منطقه و جهان خواهد داشت.
*الشرقالاوسط (انگلستان)
۲۵ مارس ۲۰۲۳
ترجمه معاونت مطبوعاتی