کسی که میخواهد از کسی کمک بگیرد آیا باید او را در فشار روانی قرار دهد؟ وقتی از کسی کمک میخواهیم این کمک زمانی واقعاً مفهوم کمک را خواهد داشت که عمل فرد در آزادی کامل و نه اجبار و فشار صورت گیرد. گاهی متکدیان و حتی مؤسسات خیریه از ایجاد فشار روانی و تحریک عواطف برای جمع کردن کمکهای خود استفاده میکنند. کسی که میخواهد از کسی کمک بگیرد آیا باید او را در فشار روانی قرار دهد؟ وقتی از کسی کمک میخواهیم این کمک زمانی واقعاً مفهوم کمک را خواهد داشت که عمل فرد در آزادی کامل و نه اجبار و فشار صورت گیرد. گاهی متکدیان و حتی مؤسسات خیریه از ایجاد فشار روانی و تحریک عواطف برای جمع کردن کمکهای خود استفاده میکنند.
مثلاً من هر روز در مترو و پیادهروهای تهران دخترکانی را میبینم که روی دفتر نقاشی یا مشق خود خم شدهاند و چیزهایی مینویسند یا نقاشی میکنند. این صحنه به خاطر چه طراحی شده است؟ به خاطر اینکه مخاطب را در فشار روانی و تحریک عواطف قرار دهد. آن دخترک نیامده است، او را آوردهاند و کسی دقیقاً مثل طراح صحنهها که میداند چه کند تا وسایل صحنه در خدمت فیلمنامه و بازی بازیگران باشد آن دخترک را آنجا گذاشته است.
چند روز پیش چشمم در ادارهمان به صندوق صدقاتی خورد که دقیقاً از چنین الگویی استفاده کرده بود. این صندوق متعلق به بنیاد خیریهای بود که نامی مقدس داشت، روی صندوق تصویر گریان دخترکی را میدیدی که گلوله گلوله اشک میریزد. در زیر تصویر هم بیانی از پیامبر (ص) آمده بود که عرش خداوند به لرزه درمیآید هنگامی که یتیمی اشک بریزد.
این مؤسسه همه عناصر را به خدمت گرفته تا مخاطب خود را زیر فشار روانی قرار دهد. مثل این است که بگوید: مگر تو دیندار نیستی؟ بیا این هم بیان پیامبر، مگر تو عاطفه نداری؟ بیا این هم تصویر دخترک زیبای گریان، دیگر چه میخواهی؟ کیسهات را شل میکنی یا نه؟
اینکه امروز متأسفانه بسیاری از سازمانهای خیریه ـ به استثنای چند سازمان مردم نهاد ـ چندان شهرت و آوازه معتبر و قابل دفاعی در میان مردم و افکار عمومی ندارند به خاطر این است که آنها از همه عناصر استفاده میکنند که مخاطب خود را در فشار روانی قرار بدهند، فقط و فقط به خاطر اینکه هرچه زودتر به آن کمک برسند. سوژه این یادداشت در کارآیی یا ناکارآمدی این نوع مؤسسات نیست بلکه در شیوههای کمک خواستن آنهاست که شهر را پر از فشار روانی میکنند. بسیاری از افراد و اشخاص یا حتی خیریهها وجود دارند که ممکن است نیازمند کمک باشند با این حال به خود اجازه نمیدهند که از هر شیوهای برای رسیدن به مقصود خود استفاده کنند. تصور کنید این همه کارگر و کارمندی که زیر خط فقر زندگی میکنند اگر آبروداری نمیکردند، اگر خلاقیت و غیرت به خرج نمیدادند و ساعتهای اضافی کار نمیکردند، اگر از هزینههای زندگی خود نمیکاستند و مدام به امیال و آرزوهای خود میدان میدادند همان روز اول یا دوم ماه حقوقشان ته میکشید، آن وقت تو از بین کاسههای گدایی راهی پیدا میکردی که به مقصدت در شهر برسی؟