به گزارش مهر، بعد از آنکه میرحسین موسوی در نیمه بهمن ماه در بیانیهای با پیشنهاد «تدوین پیشنویس قانون اساسی جدید»، «تشکیل مجلس مؤسسان» و همچنین «همهپرسی»، علناً خواستار عبور از نظام سیاسی مستقر بر ایران شد، انتظار میرفت چهرهها و فعالان جبهه اصلاحات به این اظهارات معاندانه، واکنش نشان دهند.
فارغ از آنکه شمار زیادی از اصلاحطلبان در این باره ساکت ماندند، تعدادی از آنها موضعگیری کردند و جهتگیریهای مختلفی نسبت به بیانیه میرحسین موسوی صورت گرفت، اما در میان آنها بیانیه «محمد خاتمی» رئیس جبهه اصلاحات از اولین و مهمترین مواضع بود.
اصلاحطلبان این روزها به دو دسته کلی تقسیم شدهاند و شکاف در قرائت آنها مشهود است؛ یک گروه آنهایی که پشت موسوی درآمدند و ایده «تغییر قانون اساسی» او را بازتاب مثبت دادند و گروهی دیگر که خاتمی را بر موسوی ترجیح دادند و سعی کردند با همه یأسآفرینیها، به امید بازگشت به قدرت، خطوط قرمز کلان را محفوظ نگه دارند.
جبهه اصلاحات ایران به عنوان نهاد اصلی تصمیمگیر اصلاحطلبی، در بیانیهای حمایت تام و تمام خود را از خاتمی اعلام کرد و از موسوی برائت جست. کواکبیان نیز که دبیرکل حزب مردمسالاری است، در رابطه با بیانیه میرحسین موسوی به مهر میگوید: به نظر من بیانیه میرحسین موسوی عبور از این قانون اساسی است. متن گفتگو با «مصطفی کواکبیان» دبیرکل حزب مردمسالاری به شرح زیر است:
در ابتدای صحبت تحلیلتان را از فضای سیاسی کشور بفرمایید.
فضای سیاسی کشور فضای بانشاطی نیست و به تعبیری نوعی یخبندان سیاسی بر این فضا حاکم است، اما قطعاً این فضا را باید به سمتی برد که به نشاط سیاسی و نوعی مشارکت گسترده مردم در عرصه تعیین سرنوشت مبدل شود، بنابراین از این نظر مأیوس نیستم که بتوانیم با کمک همه احزاب کشور و مسئولان حکومتی و سه قوه نشاط لازم را در کشور ایجاد کنیم.
از صحبتهای خودتان وام میگیرم که گفتید فضای سیاسی در یک یخبندان سیاسی قرار دارد. جریان اصلاحات چه عملکردی برای تبدیل یخبندان سیاسی به نشاط سیاسی داشته است؟
در حال حاضر جریان اصلاحطلبی کارهای نیست و بحمدالله سه قوه یکدست هستند، البته هیچگاه امور در دست اصلاحطلبان نبوده است.
هشت سال از امورات کشور در دست اصلاحطلبان بود!
ما اصلاحطلبان از دولت آقای روحانی حمایت کردیم، اما آیا مگر دولت روحانی دولت اصلاحطلبی بود؟ اکثریت مجلس هم حتی اصلاحطلب نبودند. ما فقط یک دولت را دولت اصلاحطلب میدانیم و آن هم دولت آقای خاتمی است ولاغیر.
اما در زمان انتخابات از آقای روحانی حمایت کردید.
بله، همه میگفتند که اگر شما نبودید، روحانی رأی نمیآورد، بنابراین در پاسخ به سؤال شما که میگویید اصلاحطلبان چرا نشاط ایجاد نکردند، باید بگویم اصلاً اصلاحطلبان چیزی در دست نداشتند که بخواهند نشاط ایجاد کنند.
معمولاً کارکرد احزاب در کشورها این است که به موضوعات مختلف ورود میکنند. چرا احزاب در کشور ما منفعل هستند یا فقط در ایام انتخابات فعال میشوند؟
پاسخ به سؤال شما قابل دقت بیشتری است. من معتقد نیستم به عنوان حزب «مردمسالاری» انفعالی داشته باشیم. شاید کمتر از یک هفته پس از ماجرای فوت خانم «مهسا امینی» نسبت به این موضوع موضعگیری کردیم و حداقل ۲۰راهکار در زمینههای مختلف از رفع انسداد اینترنت و فضای مجازی تا ضرورت رسیدگی به ماجرا و همچنین توقف گشت ارشاد مطرح کردیم. ما همچنین در مورد وضعیتی که لباس شخصیها گاهی ایجاد کردند و اقدامات خودسرانهای که بعضاً صورت میگرفت، ورود و مباحثی را مطرح کردیم. نظام حکمرانی ما نظام حزبی نیست. باید ببینیم احزاب کجای کار هستند چراکه اگر احزاب را خیلی کارآمد و خوب بدانیم برای چسباندن پوستر انتخابات و برای گرمکردن تنور انتخابات از آنها تعبیر میشود، در حالی که اگر نظام حزبی در کشور حاکم باشد، دیگر چنین دیدگاهی نسبت به احزاب وجود نخواهد داشت. احزاب میتوانند در هر یک از موضوعات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور دیدگاههای خود را مطرح کنند و نظرشان مورد توجه واقع شود، اما متأسفانه نوعی نگاه ابزاری نسبت به احزاب وجود دارد. معتقدیم باید قانون اساسی در این باره مورد بازنگری قرار گیرد و نظام حکمرانی به سوی نظام حزبی برود. یک بار هم رهبری در کرمانشاه اشاره فرمودند که ما میتوانیم نظام پارلمانی را هم تجربه کنیم، یعنی رئیس حزب اکثریت، رئیس دولت شود.
بعد از اینکه اغتشاشات از تب و تاب افتاد، شاهد انتشار دو بیانیه متفاوت از سوی میرحسین موسوی و خاتمی بودیم. آقای خاتمی نظرش این بود که با همین قانون اساسی هم میتوان اصلاحات انجام داد، اما میرحسین موسوی از قانون اساسی عبور کرد. به نظر شما بیانیه موسوی عبور از جمهوری اسلامی ایران نیست؟
به نظر من بیانیه میرحسین موسوی عبور از این قانون اساسی است که در آن پیشنهاداتی را ارائه میدهد؛ یکی انجام رفراندوم است که اگر مورد قبول واقع شد، مجلس مؤسسان شکل گیرد و اگر چیزی در مجلس مؤسسان تصویب شد، بازهم آن را به رفراندوم بگذاریم تا مردم آن را تأیید کنند. آقای موسوی میگوید این قانون اساسی پاسخگو نیست و باید به صورت بنیادی آن را تغییر داد، بنابراین اگر منظور آقای موسوی رفراندوم جدید باشد، باید بگویم که این نظام این رفراندوم را اجرایی نمیکند. جالب است، نظر آقای خاتمی قبلاً اجرای بدون تنازل اصول قانون اساسی بود، اما طرفدار این نبود که قانون اساسی اصلاح شود، ولی الان طوری نشان داده میشود که او تمایل به اصلاح قانون اساسی دارد. آقایان سران سه قوه در ۱۲آذرماه در همایشی عنوان کردند که هیچ بنبستی در قانون اساسی وجود ندارد و فقط در اجرا مشکلاتی وجود دارد، در حالی که اینطور نیست. در قانون اساسی یکی از مشکلات حق کاندیداتوری برای خانمها در انتخابات ریاست جمهوری است که حقی را قائل نشده است. شورای نگهبان اعلام کرد که خانمها میتوانند کاندیدا شوند، اما نظر فقها در این باره به عدمحضور خانمهاست. چه اشکالی دارد خانمها حضور داشته باشند؟ طبق فرمایشات امام خمینی (ره) هیچ نیروی نظامی نباید فعالیتی در گروههای سیاسی و احزاب داشته باشد، اما در حال حاضر میبینیم که حضور دارند و دخالت میکنند. یکی دیگر از ایراداتی که به قانون اساسی وارد است اینکه نظام حزبی وجود ندارد. احزاب در قانون اساسی کجای کار هستند؟ همچنین شرط حضور صرفاً فقها در مجلس خبرگان یکی دیگر از ایرادات قانون اساسی است، بنابراین لازم است راه برای حضور افراد غیرفقهی در مجلس خبرگان باز شود.
در صحبتهایتان به عفو گسترده متهمان و اغتشاشگران حوادث اخیر توسط مقام معظم رهبری اشاره کردید. همیشه انتقاد میشود که حاکمیت سعهصدر ندارد. الان هم حاکمیت سعه صدر خود را با عفو گستردهای که انجام شد، نشان داد. این موضوع چقدر میتواند از گسست اجتماعی پیشگیری کند؟
ما از این موضوع استقبال کردیم. انجام اینگونه اقدامات برای انسجام ملی، اتحاد ملت و حفظ منافع ملی خوب است، البته یکی از مشکلات ما اصل۲۷ قانون اساسی است. چرا اجازه نمیدهیم اعتراضات مسالمتآمیز انجام شود.
حوادث ماههای اخیر به فرصتی برای به میدان آمدن اپوزیسیونی تبدیل شد که پیش از این یا گمنام یا ناشناخته بودند و در سایه حمایت رسانههای سعودی و انگلیسی هر از گاهی فعالیت حاشیهای داشتند. آیا این افراد میتوانند نمایندگی مردم ایران را داشته باشند؟
معتقدم اگر مرجعیت داخلی از بین برود، در یک جایی خارج از کشور سر باز میزند. در مرجعیت رسانهای متأسفانه صداوسیما بدترین عملکرد را داشته است. در سفری که به قطر داشتم در شبکه الجزیره قطر حضور یافتم، در آنجا مدعی بودند در کل دنیا فقط ۳هزار نیروی رسانهای دارند، اما در صدا و سیمای خودمان کمتر از ۴۰هزار نفر نیرو نداریم که همین موضوع باعث میشود هزینههای بیجایی صرف شود، بنابراین باید مرجع رسانهای را به داخل کشور بدهیم. باید به رسانههای داخلی بیشتر توجه شود تا رسانههای خارجی نتوانند دخالتی در امور داخلی کشور داشته باشند و میدانداری کنند.