هنوز هم کیش و مات میشویم؛ با وجود آنکه عجایب بسیاری در ورزش ایران به چشم دیدهایم، اما گاه باز هم شوکه میشویم از برخی تصمیمگیریها! دیده بودیم برخی روغن ریخته را نذر امامزاده کنند، اما ندیده بودیم تحفه دیگران را به نام خود بزنند.
در روزهایی که فشار اقتصادی دست مسئولان ورزش کشور را برای رسیدگی به ورزشکاران تا حد زیادی بسته و به گفته آقایان تحریمها نیز مزید بر علت دشواری کار شده، بورسیه شدن برخی نخبههای ورزشی، چون لنگه کفشی در بیابان است، به همان اندازه مفید و کارآمد. غنیمتی که میتواند باری از دوش آقایان مسئول بردارد تا خیالشان از بابت چند ورزشکار هم که شده راحت باشد، اما آقایان همین اتفاق خرسند و مبارک را نیز به داستانی نامیمون تبدیل کردهاند! چه آن زمان که با دست بردن به بورسیه ورزشکاران آن را تقسیم کردند بین کمیته و فدراسیون و اندکی از آن را به ورزشکاران دادند، چه زمانی که حساب و کتابهایشان صدای همه را درآورد وقتی مشخص شد بورسیه را با احتساب دلار ۲۸ هزار و خوردهای قرار است پرداخت کنند، نه به قیمت روز و چه حالا که از خر شیطان پایین آمدهاند و قصد پرداخت مابهالتفاوت این رقم را دارند، اما با سرکلیشهای متفاوت و جدید که همه را متعجب کرده است!
اینکه چه اتفاقی طی هفتههای اخیر رخ داد که آقایان زیر بار رفتند مابهالتفاوت دلار ۲۸ هزار تومانی را با قیمت روز آن حساب و کتاب کنند و به حساب ورزشکاران بریزند (البته که به دست فدراسیون داده میشود!) برای آمادهسازی جهت کسب سهمیه المپیک و حضوری پرقدرت در این رقابتها بماند، مهم نتیجه کار است که میتواند به سود ورزشکار و صدالبته ورزش کشور باشد، اما نمیتوان به صرف اینکه قرار است حق ورزشکار برای آمدهسازی به او پرداخت شود، چشم بر نحوه و چگونگی آن بست، خصوصاً وقتی شنیده میشود این مابهالتفاوت که از جیب IOC پرداخت میشود قرار است به نام آقایان بخورد و تحت عنوان پاداش پرداخت شود!
مسئلهای که در کمال تعجب بهداد سلیمی پرداخت آن (مابهالتفاوت) را لطف اعضای هیئت اجرایی و آقای خسرویوفا و مناف هاشمی میخواند! حال آنکه این پول نه از جیب کمیته است و نه ربطی به بودجه ورزش کشور دارد و مستقیماً از سمت IOC پرداخت میشود و حتی کمیته ملی المپیک نیز در خصوص آن هیچ نقشی ندارد و این پول به کشورهای زیادی پرداخت میشود. پاداش تعریف خاص خودش را دارد. همانطور که پرداختش دلیل خاص خودش را دارد، اما گویی تعاریف این روزها دستخوش تغییر شدهاند. تغییرات گستردهای که از فهم عامه مردم فاصله بسیار دارد، اما این مدلش را دیگر تا به امروز ندیده بودیم! حقی که پرداختش لطف میشود.
گفته میشود کمیته ملی المپیک قانوناً نمیتوانست بورسیهها را با نرخ ارز آزاد به ورزشکاران پرداخت کند، اما چرا میتوان خرجها را با دلار آزاد حساب و کتاب کرد، ولی وقت پرداخت که میشود، نمیتوان با دلار آزاد حساب و کتاب کرد، آنهم پولی که قرار نیست از جیب کمیته ملی المپیک پرداخت شود و IOC آن را تقبل کرده است، البته نه فقط برای ورزشکاران ایران که برای ورزشکاران نخبه بسیاری از کشورهای دنیا. پولی که بعد از عبور از هزار و یک فیلتر حالا هم که قرار است به دست ورزشکار برسد، نه بهطور کامل به عنوان بورسیه کمیته بینالمللی المپیک که به عنوان پاداش (مبلغی از آن) قرار است پرداخت شود! اما چه توضیحی دارد هزینهای را که IOC متقبل شده آقایان به نام خود پرداخت کنند؟!
اینکه قرار است قسمت اعظم این پول به دست ورزشکار برسد تا در راستای آمادهسازی جهت کسب سهمیه المپیک و حضوری پرقدرت در بزرگترین رویداد ورزشی دنیا هزینه شود اتفاق خوبی است و جای خوشحالی دارد، خصوصاً که پیشتر تصمیم بر این بود که هزینه فوق با دلار ۲۸ هزار تومانی محاسبه شود، اما قرار نیست صرف پرداخت پولی که حق ورزشکار است و از جایی دیگر قرار است برسد چشم بر نحوه پرداخت و بدعتهای تازه آقایان در قبال آن بست. این پول نه پاداش که کمکهزینه آمادهسازی ورزشکاران نخبه برای حضور در المپیک است و بس. پاداش نیست، چراکه پاداش را آقایان باید با توجه به توان مالی که دارند در پی کسب موفقیت از جیب خود بدهند، نه از جیب IOC، آنهم پولی که تعریف مشخصی دارد، درست مثل نحوه هزینه کردنش که اتفاقاً آن هم تعریف مشخصی دارد و فقط باید صرف آمادهسازی ورزشکار شود، درست برخلاف پاداشی که ورزشکار میتواند آن را به زخم زندگی شخصی خود بزند.