حاشیه جزئی جدا نشدنی از ورزش ماست و حتی اگر فوتبالیها قدری ساکت باشند، سایر رشتهها جور جنجالسازی و زد و خورد آنها را به دوش میکشند.
والیبال همان رشتهای است که در یک دهه اخیر جای خود را بین مردم باز کرده و به یکی از رشتههای موفق ورزش کشور بدل شده است. درخشش تیمهای ملی نظر مثبت مردم را جلب کرده و مدتهاست هواداران پروپاقرص این رشته بهویژه جوانان نتایج والیبال را پیگیری میکنند. در روزهایی که موقتاً قدری از حواشی لیگ برتر فوتبال کاسته شده، تیمهای مدعی در لیگ برتر والیبال اجازه ندادند این خلأ احساس شود، چراکه هر دو تیم پیکان و لبنیات هراز آمل و همچنین هوادارانشان با رفتارهای غیرورزشی خود ثابت کردند شرایط مهیا باشد توانایی متشنج کردن اوضاع را دارند. نبرد این دو تیم برای صعود یکی از آنها به فینال لیگ برتر برگزار شد و در نهایت هم نماینده شمالی به این هدف رسید. این جدال از ابتدا تا انتها و حتی پس از اتمام بازی با انبوهی از حواشی همراه بود تاجاییکه کل بازی تحت تأثیر شعارهای تند، زشت و درگیری بازیکنان با هم و با هواداران قرار داشت.
بدون شک علل زیادی در بروز چنین اتفاقاتی نقش داشتهاند، اما مهم این است که توجهی به این عوامل نمیشود! این اولین باری نبود که لیگ والیبال دچار تنش میشد. در این فصل و فصول گذشته برخی از بازیها به جنجال کشیده شده و کمیته انضباطی فدراسیون نیز برای خاطیان جریمههایی در نظر گرفته است. منتها حوادث رخ داده در نیمهنهایی لیگ والیبال یکبار دیگر نشان داد جریمهها و تنبیهات در نظر گرفته شده از سوی فدراسیون اصلاً تأثیرگذار و بازدارنده نبوده است. در طول بازی، بازیکنان و اعضای هر دو تیم بارها به تصمیمات داوران اعتراض کردند و به هر سوت و امتیازی واکنش نشان دادند. عجیب اینجاست در جدال پیکان و هراز ویدئوچک نیز وجود داشت و این مسئله اشتباهات داوری را کاهش داده بود. بااینحال مربیان و بازیکنان همچنان از داوری انتقاد میکردند. علاوه بر این جو سکوها نیز از ابتدا متشنج بود و بسیاری از تماشاگران حاضر در سالن بعد از صحنه و اتفاقی با شعارهای تند از خجالت بازیکنان رقیب درمیآمدند. باید اذعان کرد بخشی از رفتارها و شعارهای غیرورزشی تماشاگران نتیجه اتفاقات درون زمین است، اما بخش دیگر آن به مسائل فرهنگی و در اصل عدم فرهنگسازی مربوط میشود.
وقتی بازیکنان هر لحظه با داور درگیر میشوند، مربیان باتجربه مدام به هر چیزی معترض هستند و در نهایت بازیکن ملیپوش پس از لبریز شدن کاسه صبرش به تماشاگران رقیب حمله میکند باید منتظر اتفاقات زشتتری هم باشیم. توهین مداوم از سوی تماشاگران، قطعاً روی اعصاب بازیکن تأثیر منفی میگذارد و بالاخره یکجا از کوره درمیرود، آنوقت است که همه میبینند آقای ملیپوش به شکلی باور نکردنی آغازگر درگیری میشود و زد و خورد بین طرفین بالا میگیرد. از طرفی باید دید مسئولیت هواداران با کیست، آیا باشگاهها حواسشان است طرفدارانشان به چه شکل و با چه الفاظی تیم رقیب را مورد حمله قرار میدهند؟ اینکه صرفاً یک تیم هوادار داشته باشد کافی نیست، بلکه انتظار میرود روزی برسد که باشگاهها به مسائل فرهنگی در عمل توجه کنند و قدمی برای فرهنگسازی هوادارانشان بردارند. جدا از اینکه چه شعارهای بیادبانهای در سالن والیبال به گوش رسید، بازیکنان هم باید روی کنترل اعصاب و رفتار خود کار کنند. به هیچوجه نمیتوان پذیرفت ملیپوش این رشته همچون یک فایتر به سمت سکوها یورش ببرد. بررسی موضوع و برخورد با خاطیان از هر دو تیم ضروری است، اما فدراسیون و سازمان لیگ والیبال با انجام این کار نمیتوانند منکر کمکاریهای خود شوند و از مسئولیت شانه خالی کنند. باز هم تأکید میکنیم این اولین باری نیست که شعارهای توهینآمیز از سوی هواداران و رفتارهای غیرورزشی از سوی تیمها سر میزند. باید دید فدراسیون در این سالها برای برطرف کردن این چالشها چه برنامهای تدوین کرده و به اجرا درآورده است.