کد خبر: 1142839
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰

پرونده قتل مرد نیکوکار که برای کمک به مرد معتاد با او و همسرش همراه‌شده و در جریان حادثه‌ای شوم به دست آن‌ها به قتل رسیده‌بود، در دادگاه کیفری‌یک استان تهران بررسی شد.
تیرماه سال گذشته مأموران پلیس حفاظت فرودگاه امام هنگام گشت‌زنی حوالی فرودگاه به یک خودروی پژو ۲۰۶ که زن و مردی جوان سوار آن بودند، مظنون شدند و به راننده فرمان ایست دادند. راننده، اما با فشار روی پدال گاز، خلاف جهت شروع به حرکت کرد و عملیات تعقیب و گریز به جریان افتاد. مأموران پلیس سرانجام موفق شدند خودرو را متوقف و راننده و سرنشین را بازداشت کنند. راننده که مردی ۳۵ ساله به نام رحیم بود، مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت من و همسرم با هم اختلاف داریم و در حال مشاجره بودیم که پلیس متوجه ما شد. من هم ترسیدم که بازداشت شوم برای همین فرار کردم. وقتی مأموران پلیس در جریان بازرسی خودرو جسد مردی سالخورده را که دست و پایش با طناب بسته شده‌بود، کشف کردند. رحیم دوباره مورد تحقیق قرار گرفت. او مدعی شد که جسد متعلق به پدرش است. بعد از آن بود که رحیم و همسرش بازداشت شدند و جسد به پزشکی قانونی منتقل شد. رحیم و همسرش در جریان بازجویی‌ها به قتل پیرمرد با انگیزه اخاذی اعتراف کردند.
در شاخه دیگری از بررسی‌ها مشخص شد جسد متعلق به مردی به نام کمال است که خانواده‌اش گم‌شدن او را به پلیس خبر داده‌اند. فرزند او به پلیس گفت پدرم مردی نیکوکار بود و به افراد نیازمند کمک می‌کرد. او در کار ساخت و ساز فعال بود و به طور ناگهانی ناپدید شد. من ماجرا را به پلیس خبر داده‌بودم که خبر رسید جسد وی کشف شده‌است.
با کامل شدن بررسی‌ها در این‌باره، بازپرس زوج جوان را به اتهام قتل مجرم شناخت و کیفرخواست‌علیه‌آن‌ها صادر کرد و پرونده برای بررسی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
بعد از اینکه قاضی رسمیت جلسه را اعلام کرد، اولیای‌دم درخواست قصاص کردند. سپس رحیم در جایگاه حاضر شد و گفت: چند سالی بود که به مصرف مواد اعتیاد داشتم و به خاطر همین کارم را از دست دادم. اعتیاد زندگی‌ام را تباه کرده‌بود و درآمدی هم نداشتم تا اینکه همسرم به من خبر داد مردی نیکوکار را می‌شناسد که چندبار به او کمک مالی کرده‌است. همسرم گفت با مرد نیکوکار حرف زده تا من را به کمپ ببرند و اعتیادم را ترک کنند. وقتی این ماجرا را توضیح داد، نقشه‌ای به ذهنم رسید. روز حادثه وقتی به طرف کمپ حرکت کردیم، من چاقویی زیرگلوی آن مرد گذاشتم و تهدیدش کردم. دست و پایش را بستم و کارت عابربانک و رمزش را گرفتم. بعد شماره تماس خانواده‌اش را گرفتم تا با آن‌ها تماس بگیرم و از آن‌ها اخاذی کنم. برای اینکه کسی متوجه ماجرا نشود، چند پتو روی سرش انداختم. به طرف یک رستوران حرکت کردیم و با همسرم غذا خوردیم. بعد از آن داخل ماشین خوابیدیم و زمانی که بیدار شدیم، متوجه شدیم او فوت شده‌است. متهم گفت قصد کشتن او را نداشتیم و حادثه ناخواسته اتفاق افتاد.
در ادامه همسر متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت من از ماجرای قتل خبر نداشتم. نمی‌دانستم که شوهرم چنین نقشه‌ای طراحی کرده است و قصد دارد از کمال اخاذی کند. وقتی این کار را کرد، با او درگیر شدم. مشاجره ما بر سر این موضوع ادامه داشت تا اینکه گشت پلیس به ما مظنون شد و ما را دنبال کرد و گرفتار شدیم.
در ادامه وکیل اولیای‌دم در جایگاه قرار گرفت و گفت متهمان با تزریق داروی بیهوشی مرتکب قتل شده‌اند. هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهمان و وکلای آن‌ها وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار