اشتباهات پی در پی که در نتیجه آن نه فقط دو توله یوز ایران که حتی «پیروز» را بعد از ۱۰ ماه به کام مرگ کشاند؛ اتفاقی تلخ که احساسات مردم به خصوص دوستداران حیاتوحش و محیطزیست را جریحهدار کرد. این حیوان از همان روزی که به دنیا آمدهبود، رنج کشید و با تصمیمات غیرکارشناسی مدیران آسیبهای زیادی دید. آخر هم از بین رفت، اما مگر جانش برای آنهایی که او را از طبیعت دزدیدند، اهمیتی دارد؟!
آنها اگر دغدغه داشتند حداقل فکری برای شیرخشک تولهیوزها میکردند تا همان اول راه، دو تای آنها از بین نرود و سومی هم به این حال و روز نیفتد. سازمان محیطزیست به راحتی اعلام کرد که، چون «پیروز» شیر مادر نخورده، مشکل کلیوی پیدا کردهاست! مگر سازمان محیطزیست اینها را از قبل نمیدانست تا از بدو تولد تولهیوزها برایشان شیر مناسبی تهیه کند؟ البته اگر این سازمان دغدغه داشت که تولهیوزها را به صورت مخفیانه در اولین قرنطینه سراسری کرونا از پارک پردیسان تهران به توران نمیبرد و در اوج بیبرنامگی فراخوان نمیزد که شکارچیان برای یوزها خرگوش شکار کنند و بیاورند! گویا از اول قرار بوده که با تولهیوزهای با ارزش کشورمان مانند موش آزمایشگاهی رفتار شود و به قیمت تلف کردنشان، آزمون و خطا کنند!
شاید خود مسئولان محیطزیست میدانند که دفاعی ندارند از اتفاقی که رقم زدهاند، چراکه در جلسه روز گذشته فراکسیون محیطزیست مجلس شرکت نکردند؛ در این جلسه قرار بود که علل مرگ «پیروز» بررسی شود، اما آنها نامه زدند و نوشتند که به دلیل «جلسه از پیش تعیین شده» قادر به حضور در این جلسه نیستند! اصلاً مگر قرار است آنهایی که در تصمیمگیری و نوع نگهداری از «پیروز» کوتاهی کردهاند، بازخواست شوند؟! اصلاً قرار است به سؤالی پاسخ دهند که لازم باشد به جلسه بروند؟! به نظر میرسد که حتی قرار نیست بگویند صدها میلیون تومان هزینه صرف چه شدهاست که امروز هیچکدام از تولهیوزها زنده نماندند؟
مسئولان تکثیر یوز در سازمان محیطزیست که قبلتر درباره از بین رفتن برادران پیروز دلایلی، چون «بیماری» و «نقص ژنتیکی» را اعلام کردهبودند، اینبار هم برای مرگ پیروز دلایلی را پیدا خواهند کرد و بعد از آن به سراغ ادامه زندگیشان میروند.
اما «پیروز»، تولهیوزی که در این ۱۰ ماه استرسهای زیادی را تحمل کرد، مشتی است از نمونه خروار خروار بیتدبیری که به حیات وحش کشورمان آسیب زدهاست. این حیوان باارزش از بین رفت تا نظام دامپزشکی و بخش محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست از این تجربه تلخ درس بگیرند و بفهمند که تکثیر یوز در اسارت امکانپذیر نیست یا اگر هم امکانپذیر باشد، نیازمند اقدامات کارشناسی پیشینی است؛ حیاتوحش باید به حال خودش رها شود تا نجات پیدا کند.