دیدار پایانی لیگ کاپ انگلستان در شبی که گذشت برگزار شد و منچستر یونایتد توانست از پس نیوکاسل نسبتاً سرسخت ادی هاو برآمده و پس از شش سال جامی را به تالار افتخاراتش اضافه کند. در طول بازی این منچستر بود که توانست سبک خود را به تیم حریف دیکته کند و آنها را به بند بکشد. آنها تقریباً با همان ترکیبی که در نیمهی اوّل بازی برگشت با بارسلونا پا به الدترافورد گذاشتند به مقابله با کلاغها رفتند؛ تن هاخ از وخهورست در فاز هجومی بهره برد و در همان نیمهی نخست ثمرهاش را هم چشید. وخهورست یک پاس گل داد و عملکرد خوبی از خود به جای گذاشت. از طرف دیگر شانس هم با منچستر یار بود که نیوکاسل این روزها با دوران اوجاش در فصل جاری فاصله داشت و در این شب هم نتوانست آنطور که شایستگیاش را پیشتر بروز داده بود عمل کند. فقدان مهرهی کلیدیای همچون نیک پوپ در درون دروازه در حضور کاریوس بهعنوان گلر بیشتر هم حس شد و هارمونی تیم منظم ادی هاو را به هم زد. میگل آلمیرون از آن طراوات گذشته بیبهره بود و شاگردان تن هاخ عملاً توانستند برونو گیمارش خوشتکنیک را مهار کنند. شیاطین سرخ در نیمهی دوّم با چند تغییر وارد میدان شدند که همین مسئله در ظاهر امر باعث شد تا نیوکاسل میل بیشتری برای حمله به دروازهی دخیا پیدا کند. دیهگو دالو از زمین بازی خارج شد و به جای او ونبیساکایی به میدان آمد که میل کمتری به نفوذ داشت و همین مسئله میل گلزنی شاگردان هاو را تقویت کرد. امّا این دقیقاً افتادن نیوکاسل در تلهی شیاطین سرخ بود. آنها برای نزدیک شدن به محوطهی جریمه قصد نفوذ از کنارهها را داشتند که نتوانستند از آن به درستی استفاده کنند؛ درست به این خاطر که کمربند میانی منچستر عملاً بازیکنان نیوکاسل را محاصره میکرد و اجازهی حمل توپ را به آنها نمیداد. از طرفی با اضافه شدن اسکات مکتومینای و مارسل سابیتزر انگیزهی قرمزها برای خراب کردن بازی حریف بیش از پیش شده بود و عملاً راهی بهجز قبول شکست برای راهراه پوشان باقی نماند. آنها در اواخر بازی به بازی مستقیم روی آوردند ولی نتوانستند راهی به گشودن دروازهی سنگربان اسپانیایی پیدا کنند. در پایان این منچستر بود که با شایستگی هرچه تمامتر به مقام قهرمانی لیگ کاپ (کاربائو کاپ) دست یافت و بغض خود را پس از سالها در شب سرد لندن ترکاند. امّا سوالی که در این میان پیش میآید این است که آیا قهرمانی در لیگ کاپ میتواند بهعنوان نقطهی شروع دوبارهی منچستر تلقی شود یا خیر؟ از شواهد چنین برمیآید که بله؛ منچستر تن هاخ اکنون بیش از هر زمان دیگری سرحال بهنظر میرسد و اگر عمق ترکیب مناسبتری داشت و در اوایل فصل آن نتایج بد را کسب نمیکرد اکنون میتوانست رقابت تنگاتنگی را برای دستیابی به قهرمانی پرمیرلیگ با منچستر سیتی و آرسنال پیش ببرد و در انتها فقط منتظر لغزشی از جانب آرتتا و گواردیولا باشد تا جای آنها را در صدر جدول تصاحب کند. شیاطین سرخ در بازی پلیآف لیگ اروپا صدرنشین لالیگا را حذف کردند و این بههیچ عنوان موفقیت کمی برای تن هاخ محسوب نمیشود؛ خصوصاً اینکه بارسا صاحب یکی از بهترین خطوط دفاعی اروپاست. نیوکاسل هم از خط دفاعی مستحکمی بهره میبرد و شکست در برابر منچستر آن هم با فاصلهی دو گل قدرت کمنظیر این روزهای فوتبال انگلستان و حتی اروپا را اثبات میکند. منچستر میتواند با چند خرید پر سر و صدا در تابستان به قهرمانی در لیگ «کاملاً» امیدوار باشد. یکی از خطوطی که یونایتد با توجه به اتمام قرارداد قرضی وخهورست باید به جذب بازیکن بپردازد پست شمارهی نُه است. دیوید اوسین فوقستارهی ناپولی بیش از دیگران به حضور در لیگ انگلستان نزدیک است و منچستر هم گزینهی بسیار مناسبی برای رویاپردازیهای این مرد محسوب میشود. از طرف دیگر خرید یک بازیکن در پُست هافبک میانی و یک بازیکن در پست دفاع راست میتواند منچستر را تا سالها بیمه کرده و آنها را دوباره به تیم اوّل شهر منچستر بدل کند و رنگ پرچم قرمز این تیم را دوباره در شهر شهر منچستر به اهتزاز دربیاورد. تن هاخ تنها به کمتر از یکسال زمان نیاز داشت تا جایگاه بیقدر و منزلت شدهی «سرمربی» در تیم منچستر یونایتد را دوباره احیا کند. حال امّا نوبت اعادهی حیثیت از شیاطین سرخ در اروپاست. باید منتظر ماند و این مهم را به تماشا نشست.