اینکه برای مشکل پوستی به پزشک مراجعه کنید و برای ۶ تا ۹ ماه دیگر به شما وقت داده شود، امری است که در مخیله هیچ یک از ما ایرانیها نمیگنجد، اما در برخی از کشورهای اروپایی این مسئله اتفاقی معمول است!
زمان انتظار برای ویزیتشدن از سوی یک پزشک متخصص یا انجام یک خدمت پاراکلینیکی همچون امآرآی در این کشورها گاهی بیش از یک سال زمان میبرد. تازه انجام این خدمات مشروط به تأیید پزشک معتمد بیمه است و به سادگی میسر نیست.
به طور نمونه چندی پیش یک پزشک مقیم دانمارک در استوریاش از وقت ۱۴ ماهه یکی از بیمارانش برای رفتن پیش متخصص پوست خبر دادهبود! این سریعترین وقتی است که برای ویزیتشدن گیر این بیمار آمدهاست. این پزشک با قید این نکته که اگر بیمار مشکوک به سرطان پوست باشد، او را ظرف دو هفته ویزیت میکند، تأکید کرده «اینجا فاصله زمانی ۶ تا ۹ ماه برای رفتن پیش پزشک متخصص یا فوقتخصص کاملاً عادی است!»
به گفته این پزشک انتظار طولانی بزرگترین نقطه ضعف سیستمهای پزشکی رایگان در دانمارک و کاناداست و به همینخاطر بسیاری از اطرافیان وی برای دارو و درمان به ایران میآیند و با یک چمدان دارو از ایران باز میگردند!
این در حالی است که فاصله میان اراده ما برای مراجعه به پزشک و ویزیتشدن در بدترین حالت شش ماه فاصله برای پزشکان بسیار معروفی است که وقت سرخاراندن هم ندارند. تازه در چنین مواردی هم دست به دامن دوست و آشنا و در نهایت منشی مطب میشویم و بعد از یکی، دو ساعت انتظار پشت در اتاق پزشک میتوانیم توسط وی ویزیت شویم. این برای شرایطی است که به دنبال ویزیتشدن از سوی پزشکی مشهور باشیم، اما اگر فقط تخصص پزشک برایمان مهم باشد نه نامش، در کوتاهترین زمان ممکن میتوان با مراجعه به یکی از درمانگاهها، مطبها یا بیمارستانها به پزشکی متخصص دست پیدا کرد. در شهرستانها البته اوضاع کمی فرق میکند و دسترسی به پزشک اینقدرها هم ساده و سریع نیست، اما در نهایت با یک سفر کوتاه به مراکز استانها افراد میتوانند ظرف مدت قابلقبولی به پزشک دسترسی پیدا کنند. این مسئله درباره دسترسی به خدمات آزمایشگاهی، کلینیکی و پاراکلینیکی هم صدق میکند. به طور مثال شما در تهران ظرف مدت حداکثر یک هفته تا ۱۰ روز میتوانید امآرآی بگیرید، اما در بسیاری از کشورهای به ظاهر پیشرفته دنیا، دسترسی مردم به خدمات پزشکی و بهداشتی در این سطح نیست.
در کشورهای صنعتی همچون انگلیس، سوئد و استرالیا به دلیل حاکمیت بیمهها بر نظام درمان و تلاش برای کاهش هزینههای خود و در نتیجه رسیدن به سود بیشتر، به صورت میانگین بیماران برای آزمایشاتی مانند MRI حدود ۱۸ هفته در نوبت میمانند!
ایران با اینکه واردکننده صرف سیستمهای هایتک و گرانقیمت امآرآی است، تعداد دستگاههای امآرآی در تهران از تعداد همه سیستمهای امآرآی در کشور انگلستان بیشتر است و تعداد کل این دستگاهها در ایران با سیستمهای موجود در ۱۳ کشور اروپایی برابری میکند.
گسترش خدمات بهداشتی درمانی و افزایش دسترسیها به طور یقین یکی از اصلیترین وظایف دولتهاست و طبق قانون باید این دسترسی با حداقل هزینه اتفاق بیفتد. هر چند به لحاظ هزینهای و پرداخت از جیب در کشورمان با قوانین بالادستی فاصلهای معنادار داریم، اما به لحاظ دسترسی وضعیت ما نسبت به بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا بهتر است و باید این را دید و درک کرد. در غیر این صورت، دچار خود کمبینی مزمن میشویم و تصور میکنیم فقط اروپاییها زندگی نرمال دارند! در حالی که زندگی نرمال آنها انگار چندان هم ساده نیست.