کد خبر: 1141431
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۴۰۱ - ۰۸:۵۰
دل ما گره خورده به شما، خبر دارید؟/ سلام بر غمی که ما را بزرگ می کند ما چای روضه و مجلس شما را نوشیده ایم و پیش خودمان گفته ایم: «این چای عجب نمک دارد!» ما نمک گیرتان شده ایم و دلِ دل کندن از شما نداریم، دیگر. دنیا که وحشتمان را زیاد کرده اشکمان را پیوند زده ایم به شما و حالمان شده، فبک للحسین.
به گزارش جوان آنلاین به نقل از فارس، سلام بر غمی که ما را بزرگ می کند! این جمله، عجیب به دلم نشست. گفتم خرج امام حسین جانش کنم. عکس را دو سال قبل گرفته ام، مانده بودم با خرده گل هاچه کنم؟ ریختم روی پارچه و این قاب ثبت شد. دلم هم نیامد، ظرافت خالق را بریزم توی سطل زباله. گلبرگ ها سهم خاک گلدان شد. حالا می خواهم این عکس را گره بزنم به شیرین ترین غم عالم. آن غمی که خدا خدا می کنیم، روزی ما شود و داوطلب شده ایم روز ازل برای داشتنش.

 

غمی که هم نمک است، هم نبات. شور امید و شیرینی زندگی است. عکس، بهانه است، اصلاً دلمان را گره بزنیم به آن شوق مکرر. به آن مهر لطیف. به آقایی که به او می گوییم: «ای مهربان تر از پدر و مادرم، حسین جان...»

بگذریم؛ حرف گُم و حوصله کم نکنم. حاج آقا دولابی رحمت الله علیه می گفت: غم #امام_حسین غم بَر است. آیت الله بهجت رحمت الله علیه هم گفته بود که چشمی که برای امام حسین جان گریه نکند، اشکش برای دنیا و یک غم بیخودی ریخته می شود. شیخ مجتهدی هم که از اساس نام شما را محک ایمان گذاشته بود... امام رضا جانمان هم که گفته اند: ان کنت باکیا لشیءفابک للحسین...یعنی حتی برای دنیا هم دلت گرفت و اشکت چکید، قباله اش را بزن به نام امام حسین... اصلاً ما هرجا می رویم حرف از شماست، آقاجان!

حرف از امام هشتم شد و چراغ راهی که دستمان دادند. همان مولای شریفی که برات زیارت کربلا را باید از ایشان گرفت. مولا، گفته غم عالم را به دلتان نگیرید. اگر هم گرفتید راه باز کنید به سمت حسین(ع)... من این داد و ستدِ #مروارید_خیس را توی مصاحبه با خانواده شهدا، زیاد دیده ام. پدران و مادران شهدا وسط مرور خاطرات فرزندشان پقی می زدند زیر گریهِ دلتنگی_که الحق امان از دلتنگی!_ بعد می گفتند: برای پسرم گریه نمی کنم ها! برای علی اکبر امام حسین(ع) گریه می کنم.

خب! با پای عقل اگر بروی جلو، می گویی: این کلاه شرعی نیست؟ نه! حتماً که نیست. فلج است پای عقل خیلی جاها. به قول خودم جهان بینی نوک دماغی دارد. حرمت عقل صد هزار و یکجا واجب! اینجور جاها اما نخیر، فقط باید دلِ عقل را خدا بیدار کند. این وقف اشک، نه دروغ بود نه ریا نه اشتباه. شریعت طور هم که نگاه کنیم، حرف و فرمان معصوم است: فبک للحسین...دلت که سنگین شد، یادی از مصائب کربلا و بار دل سبک کن.

آسمان و ریسمان نبافم. خلاصه که بخواهم بگویم؛ ما مِهر تو با شیر از مادر گرفته ایم حسین جان... با چای قندپهلوی هیئت شما کام تلخ و زهرمار شده مان از دست روزگار را شیرین کرده ایم. برای چای روضه های شما نوشته ایم که این چای، نمک دارد! ما نمک گیر مهر و محبت شما شده ایم، دست خودمان نیست؛ یاد شما نکنیم، دلمان شور می زند.

آقاجان! ما نم نمک که گریه کردیم برای دردها، وصله پینه اش کردیم به اشک برای شما. ما با اشک و غم برای دنیا کوچک، خوار و سنگین شدیم هربار اما با اشک برای شما بود که بزرگ شدیم، گفتیم حسین جان و دل، آرام گرفت... خانه تان آباد که دل دنیازده و غم زده ما را با یادتان آباد کردید.

آقایی که پرچمت مثل خونت سرخ است. آقایی که خدا خودش شده، خون بهای شما و برای همین نامتان شده ثارالله! ببخشید که دنیا ما را گریاند و فرّوا الی الحسین(ع) شدیم. هربار که در دنیا از هر طرف که رفتیم و بر وحشتمان افزود، پناه آوردیم به شما و هربار زندگی امانمان را برید، یاد شما افتادیم...

مولاجان! ما پیش آن غم بزرگ، کم آوردیم. کم آوردیم که خواهرتان بین آن همه ماتم چگونه معجزه کرد و گفت که جز زیبایی چیزی ندیده؟ آقایی که غم بزرگتان ما را بزرگ کرده؛ این روزها غم‌های دنیا خیلی بزرگ شده‌ است. آنقدر که چپ و راست، اشک آدم را در می آورد. ببخشید که کاری از دستمان بر نمی آید، جز اینکه بگویم: برای دنیا گریه نمی کنم ها! برای شماست. ما هنوز هم دلمان را به یاد شما آباد می کنیم. این بار در روزهای میلادتان اشک می ریزیم، این بار از شوق داشتنتان.از شوق شما.ما دست خودمان نیست، یادتان نکنیم، می میرم...

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار