قطر تنها تیمی نیست که بعد از جام جهانی ۲۰۲۲ تغییرات لازم را در کادر فنی خود ایجاد و حتی سیاستگذاریهایش را هم مشخص کرده است. اکثر تیمهای حاضر در این رقابتها یا تصمیم به ادامه همکاری با کادر قبلی گرفتهاند یا با گزینهای جدید به توافق رسیدهاند و حتی برنامههایشان را هم برای پساجام جهانی مشخص کردهاند. تاج، اما تمام زمانش بعد از جام جهانی صرف دادن وعده سرعت و دقت برای انتخاب سرمربی جدید شده و دفاع از انتخاب قبلیاش.
اگرچه کیروش رسماً با قطریها قرارداد بسته، اما به نظر میرسد پرونده او هنوز هم برای تاج بسته نشده است، بهطوریکه به جای صرف وقت برای روشن کردن تکلیف نیمکت تیم ملی ترجیح میدهد به دفاع از انتخاب کیروش برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۲ بپردازد. انتخابی که انتقادهای بسیاری را به دنبال داشته، اما حضور کیروش در قطر به دستاویزی برای رئیس فدراسیون تبدیل شده که انتخاب خود را بهترین جلوه دهد و مدعی است اگر این مربی پرتغالی بد بود، عنابیها دست روی او نمیگذاشتند.
البته قطر با کیروش توافق کرده، نه انگلیس، فرانسه، آلمان، برزیل یا آرژانتین، بلکه کشوری درجه چندم در فوتبال آسیا که هیچ قابلیت فنی ندارد که تاج بخواهد آن را به رخ فوتبال ایران و مخالفانش بکشد. از سوی دیگر در طول همین سه روزی که از عقد قرارداد قطر با کیروش میگذرد، به خوبی مشخص شده که عنابیها برای مرد پرتغالی تعیین تکلیف میکنند، نه برعکس! میزبان جام جهانی سیاستهای خود را مشخص کرده و کیروش خوب میداند که جوانگرایی، تغییر نسل و صعود به جام جهانی مهمترین وظایف او در این کشور است و بیتوجهی به هر مورد میتواند سرانجام سانچز اسپانیایی را برای او در پی داشته باشد. مسائلی که رئیس فدراسیون فوتبال کوچکترین اشارهای به آن نمیکند، درحالیکه اگر قرار به مقایسه یا به رخ کشیدن تصمیمگیری قطریها باشد، مسائل خیلی مهمتری، چون انتخاب کیروش وجود دارد، اما از آنجایی که اشاره به آنها سودی برای تاج ندارد، رئیس فدراسیون ترجیح میدهد در سکوت کامل از کنار آنها عبور کند.
هفتهها از پایان رقابتهای جام جهانی میگذرد، اما اوضاع درست مثل روزی است که تیم ملی با قبول نتایج ضعیف از قطر به تهران بازگشت و فدراسیون حتی گامی در راستای بررسی دلایل ناکامی در قطر نیز برنداشت، چه برسد به برنامهریزی برای آینده یا تصمیمگیری در خصوص کادرفنی، بهطوریکه هنوز هم کسی نمیداند سرمربی بعدی داخلی است یا خارجی، چراکه همه آنچه آقایان تا به امروز به زبان آوردهاند جز وعدههای توخالی چیزی نبوده است، از اینرو تصور میشود زمان کمترین اهمیتی برای آقایان ندارد که بعد از گذشت این همه مدت، هنوز به هیچ نتیجه قابل توجهی در خصوص انتخاب سرمربی آینده تیم ملی نرسیدهاند! حال آنکه این تعلل باعث میشود فرصتی برای ایجاد تغییرات گسترده در ترکیب تیم ملی باقی نماند. این در حالی است که اکثر تیمها بعد از جام جهانی درصدد جوانگرایی یا حتی تغییر نسل برمیآیند، اما تیم ملی فوتبال ایران به این مورد فکر هم نمیکند که اگر غیر از این بود باید تکلیف سرمربی را روشن میکرد تا زمان را برای انجام این مهم از دست ندهد.
بعد از ناکامی در جام جهانی، کسب موفقیت در جام ملتها و شکستن طلسم این رقابتها از اهمیت بالایی برخوردار است. مسئلهای که احتمال جوانگرایی یا تغییر نسل در تیم ملی را تا حد زیادی کاهش میدهد، چراکه با توجه به زمانی که از دست رفته، سرمربی جدید فرصتی برای تغییرات اساسی و در عین حال نتیجهگیری در جام ملتها ندارد و عجیب نیست اگر بخواهد با همان نفراتی که راهی جام جهانی قطر شده بودند در جام ملتها حضور یابد تا شاید استفاده از لژیونرها احتمال کسب موفقیت او را بیشتر کند.
تعلل فدراسیون فوتبال در جذب سرمربی نه فقط احتمال ناکامی در جام ملتها را افزایش میدهد که فرصت جوانگرایی و تغییر نسل را هم از فوتبال ملی ایران میگیرد. این مسئله اگر اهمیتی برای آقایان داشت، به جای انتخاب سرمربی به دنبال مسائل جانبی و حاشیهای نبودند. اما از فدراسیونی که به جای انتخاب سرمربی تیم فوتبال امید از ماهها قبل سرپرست آن را مشخص کرده و جای انتخاب سرمربی تیم ملی بزرگسالان، همچنان در پی دفاع از انتخابهای قبلی خود و توجیه اشتباهاتش است چه انتظار دیگری میتواند داشت، خصوصاً که هیچ فشاری هم از سوی هیچ نهادی به تاج و دوستانش وارد نمیشود تا روند انتخاب سرمربیان تیمهای ملی فوتبال ایران اندکی هم که شده، تسریع شود.