سومین روز جشنواره فیلم فجر، سالنهای پردیس سینمایی ملت که بهخاطر اکران فیلم ضعیف و غیرقابلقبول «پرونده باز است» پور احمد، با سرمای زمستانی و زمهریر گونهای آغاز شده بود به لطف گرمای فیلمهای «سرهنگ ثریا» و «عطرآلود» با پایانبندی امیدوارکنندهای به سرانجام رسید. سومین روز جشنواره فیلم فجر دو حاشیه بسیار متفاوت داشت؛ یکی اینکه پرونده فیلمسازی سینمایی کیومرث پوراحمد با «پرونده باز است» بسته میشود و حاشیه دوم مربوط به حضور ثریا عبداللهی و فریادهای او علیه ظلمهای سازمان منافقین بود که رنجهای او در فراق فرزندش دستمایه ساخت فیلم «سرهنگ ثریا» شده است.
سومین روز چهل و یکمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر با شروع ناامیدکننده، اما قابل پیشبینی فیلم ضعیف و نازل «پرونده باز است» به کارگردانی کیومرث پوراحمد آغاز شد.
داستان فیلم «پرونده باز است» برگرفته از پروندهای جنایی و پرحاشیه در دهه ۸۰ است. در این فیلم که فضای جنایی و ملتهب دارد، یک نوجوان ۱۵ ساله مرتکب قتل شده و حالا در انتظار حکم دادگاه است و در این میان یک خبرنگار نیز نقشی پررنگ دارد.
بسته شدن پرونده یک فیلمساز!
اکران «پرونده باز است» در اولین سانس روز سوم در سالن اصحاب رسانه با واکنشهایی مشابه آنچه یک دهه پیش برای «۵۰ قدم آخر» رقم خورده بود، همراه شد. برخی دیالوگهای گلدرشت و موقعیتهای عجیب کاراکترها، مخاطبان حاضر در سالن را به خنده انداخت و در برخی سکانسها این خنده با کفزدنهای اعتراضی هم همراه شد. این اتفاقات در حالی افتاد که فیلم او محتوایی جنایی دارد نه طنز و کمدی! پس از دیدن این فیلم بسیاری از اهالی رسانه و مخاطبان حاضر در سالن تازه متوجه شدند که او چرا به بهانههای واهی دم از تحریم جشنواره و عدم حضور در آن میزد، چون میدانست این بار هم چه آشی بار گذاشته است!
پس از اکران این فیلم ضعیف و ناامید کننده، علی قائممقامی و دیگر عوامل فیلم در نشست خبری به پرسش اهالی رسانه پاسخ دادند. قائممقامی در این نشست خبری گفت: هدف و حرف فیلم «پرونده باز است» گذشت کردن است. فیلمنامه این فیلم بارها توسط مرکز رسانهای قوه قضائیه خوانده و بررسی شده و به هیچ وجه ایرادات حقوقی و کیفری ندارد.
پوراحمد که آثار چند سال اخیرش با هر سوژه، محتوا و رویکردی باعث سرخوردگی طرفداران و مخاطبان آثار قبلیاش شده در روزگاری دورتر خاطرات خوبی با «قصههای مجید» و «خواهران غریب» برای همه میساخت. اما ظاهراً او و چند فیلمساز پا به سن گذاشته دیگر سینمای کشورمان که توان نشستن روی صندلی کارگردانی و فیلمسازی را ندارند بهتر است به جای ساختن این آثار غیر قابل توصیف و ضعیف به فکر انتقال تجارب و آموزش فیلمسازان پرانگیزه و خوشفکر و جوان کشورمان باشند.
نورافکن «سرهنگ ثریا»
روی یک فرقه مخوف
«سرهنگ ثریا» دومین اثری بود که در این روز برای اهالی رسانه اکران شد، اثری دراماتیک با بازی چشمگیر ژاله صامتی و برخی دیگر از بازیگران آن به همراه استفاده از عناصر متنوعی از جمله موسیقی و طراحی متناسب صحنه و تدوین خوب که مورد اقبال و توجه مخاطبان قرار گرفت.
لیلی عاج کارگردان فیلم اولی این اثر سینمایی در نشست خبری آن گفت: با توجه به اینکه بچه گیلانغرب هستم یادم میآید که در عملیات مرصاد پدربزرگم گم شد و امکان دسترسی به خانواده را نداشت همیشه فکر میکردم این خاطره را بنویسم و تبدیل به نمایشنامه شد. در ادامه همانطور که درباره منافقین تحقیق میکردم عکسی از مادرانی دیدم که کنار سیم خاردار ایستاده بودند، به همین دلیل چیزی درون من گفت قصه باید همین باشد. در تحقیقات به خانم ثریا عبداللهی رسیدم و با ایشان معاشرت کردم، خیلی از مادرانی را که فرزندانشان اسیر فرقه رجوی هستند، دیدم و با آنها گفتگو کردم و در نهایت این فیلم شکل گرفت. کلیدواژههای این فیلم مادر، انتظار و فرزند هستند که فرامرزی هستند به زعم خودم این کلیدواژهها میتواند فراجهانی باشد.
عاج درباره اردوگاه اشرف توضیح داد: انتخاب من این بود که دوربین این سوی دیوارهای اشرف باشد، چون میخواستیم قصه ثریا را روایت کنیم انتخاب ما این بود که از این سوی اشرف روایت کنیم.
این کارگردان فیلم اولی در پایان گفت: من از مستندهای دیگر برداشتی نداشتم، چون اشک و آه مادران به اندازه کافی به آدم درام میدهد. به نظرم سازمان منافقین تلاش میکند که اوضاع را سفید کند، آنها فکر میکنند ما عقبه چهلساله را در روزگار فعلی فراموش میکنیم، اما اینطور نیست.
یکی از اتفاقات حاشیهای این فیلم مربوط به حضور ثریا عبداللهی که شخصیت اصلی و محوری فیلم با الهام از او گرفته شده به همراه تعدادی دیگر از خانوادههایی بود که عزیزانشان در چنبره فکری و عقیدتی منحرف سازمان منافقین گرفتار هستند. گریهها و نالههای این خانوادهها که همزمان با پایان فیلم در سالن سینما شروع شد توجه همه اهالی رسانه و عکاسان خبری را به خود جلب کرد؛ موضوعی که زمینه حضور ثریا عبداللهی را در نشست خبری این فیلم فراهم کرد.
عبداللهی با اشاره به اینکه من مادر امیر اصلان هستم که سال ۸۱ از ترکیه ربوده شد و حالا ۲۱سال است که در بند منافقین است، افزود: به خانم عاج (کارگردان) دست مریزاد میگویم که زحمات زیادی کشید. او نزدیک به سه سال است که برای این فیلم زحمت میکشد. ما چهار سال در کمپ بودیم. من عکس و فیلمهای خانوادهها را به خانم عاج دادم؛ خانوادههایی که عزیزانشان توسط منافقین ربوده شدند. وی گفت: از خانم صامتی تشکر میکنم ایشان، چون خودشان مادر هستند حس مادرانگی را خوب به تصویر کشیدند. باید بگویم این فیلم تمام دردهای ما را در آنجا نشان داد با دیدن این فیلم حس میکنم دوباره متولد شدم.
رایحه «عطر آلود» مقدم دوست
فیلم «عطرآلود» هادی مقدم دوست پایان بخش خوشبویی برای سومین روز جشنواره بود. فیلم داستان زندگی علی رزاقی (با بازی مصطفی زمانی) است که از کودکی استعداد عجیبی در ترکیب رایحهها داشته و دوست دارد روزی عطر منحصر به فرد خودش را بسازد. اثری با ریتم متوسط و به سبک دیگر آثار قبلی مقدم دوست که روایتگر مواجهه یک جوان عطرساز با مشکلات عجیب و غریب در زندگیاش است؛ یک بار سرطان او را غافلگیر میکند گاهی هم تصمیمات لحظهای او که با همراهی و درایت همسرش هانیه (با بازی هدی زینالعابدین) ختم به خیر میشدند.
هادی مقدم دوست، کارگردان این فیلم در نشست خبری آن درباره حال درونی آدمها در فیلمهایش گفت نمایش حال درونی آدمها و تغییراتشان غیر از اینکه عنصر مهم نمایشی و موضوعی برای جذابیت است، یک دغدغه مهم برای مخاطب هم هست که در زندگی شاهد این تغییرات باشد. به نظرم موضوع تغییر مسئله آدمهاست و دوست دارند این حال درونی و تغییر درونی را هم ببینند.
«عطرآلود» قصه ترس است؛ ترس علی از سرطان و مرگ، ترس از عذاب وجدان بابت انجام کاری که میداند اشتباه است. ترس از یتیم شدن فرزند هنوز به دنیا نیامدهاش، ترس از کارهای نکرده و عطرهای نساخته. استفاده از عناصر دینی و ایمانی مثل پلانهایی از نماز خواندن علی در کنار کشمکشهای نفسانی یک جوان بین خیر و شر از جمله محسنات این فیلم سینمایی است.