پرونده عامل شهادت سلمان امیراحمدی، بسجی مدافع امنیت در دادگاه بررسی میشود. علی صالحی دادستان تهران اعلام کرد که بسیجی شهید سلمان امیر احمدی، در مقابله با اغتشاشگران در محله فلاح به شهادت رسیده و برای متهم به قتل این شهید عزیز امنیت، کیفرخواست صادر و به دادگاه ارسال شده است. شهید امیراحمدی، شامگاه ۱۶ مهرماه هدف شیلک آشوبگران قرار گرفت و به شهادت رسید. بسیجی شهید سلمان امیراحمدی، متولد ۱۲ مردادماه سال ۱۳۶۶، شامگاه شنبه، ۱۶ مهرماه امسال در حالی که برای تامین امنیت در محله ابوذر تهران حاضر شده بود به شهادت رسید. سلمان کارمند بیمارستان لبافینژاد و صاحب دو پسر هفت ساله به نام محمدصالح و پسری ۱۶ ماهه به نام عباس بود.
روحالله امیراحمدی، برادر سلمان سال ۱۳۸۵ به شهادت رسید. شبی که روح الله به شهادت رسید، سلمان شاهد حادثه شهادتش بود. مدتی بود که اوباش محل مقابل مسجد محل تجمع میکردند و برای زنانی که در حال عبور بودند ایجاد مزاحمت میکردند. بچههای مسجد تصمیم گرفتند به نوبت در محل نگهبانی دهند. یک شب که نوبت نگهبانی روحالله بود اوباش دوباره شروع به ایجاد مزاحمت برای زنان کردند که روحالله به آنها هشدار داد. هشدار روحالله، اما کافی نبود چرا که اوباش با او وارد مشاجره شدند. مشاجره ایجاد شده با میانجیگری بچههای مسجد تمام شد و روحالله همراه برادرش سلمان به سمت خانه حرکت کرد. آنها هنوز مسافت زیادی دور نشده بودند که روحالله با اصابت ضربه چاقوی یکی از اوباش هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.
۱۶ سال بعد
۱۶ سال پس از آن حادثه در شبی که اغتشاشگران امنیت شهر را برهم زده بودند سلمان به شهادت رسید و برادر بزرگترش محمدعلی شاهد شهادت او بود.
محمدعلی در شرح شهادت سلمان گفته است: «آن شب با گروهی از بسیجیها که حدود ۱۵ نفر بودیم در حال گشتزنی در محله امام زاده حسن بودیم. اغتشاشگران هر جایی که توانسته بودند آتش زده و موانعی میان خیابانها رها کرده بودند. ما در حال برطرف کردن موانع بودیم تا مردم برای عبور و مرور به سختی نیفتند. بعد به سمت خیابان سجاد شمالی حرکت کردیم و به چهاراه فلاح رسیدیم. آن جا خبری از اغتشاشگران نبود برای همین به سمت مسجد امام سجاد تغییر مسیر دادیم. در حال حرکت بودیم که خبر رسید عدهای از اغتشاشگران در یکی از خیابانهای اطراف در حال آشوب هستند که به سمت آن خیابان حرکت کردیم. عدهای از اشوبگران ۵۰ متر جلوتر مسیر را مسدود کرده بودند. وقتی در محل حاضر شدیم شروع به سنگباران کردن ما کردند با این حال چند نفر از بچهها با موتور از موانع عبور کردند تا موانع را از سر راه بردارند. من همراه سلمان و چند بسیجی دیگر به سمت کوچهای رفتم تا آنجا را پاکسازی کنیم، اما آنها مقاومت میکردند. وضعیت دشوار بود. سلمان در یک متری من ایستاده بود که ناگهان نقش بر زمین شد. متوجه شدم یک نفر از بلندی ساختمان به سلمان شلیک کرده است. وقتی به بالینش رسیدم دیدم زخم بزرگی روی گلویش ایجاد شده است. متوجه شدم او را با گلوله ساچمهای هدف قرار داده اند. ۵۲ ساچمه به صورتش اصابت کرده بود.»
عشق به شهادت
سلمان دوست داشت مدافع حرم شود. این را همسر شهید میگوید. «دورههای آموزشی را سال ۹۴ گذرانده بود، اما وقتی متوجه شدند برادر شهید است با رفتنش مخالفت کردند، اما درهای شهات به رویش بسته نشد تا این که شهادت در راه دفاع از امنیت کشور نصیبش شد. ساعت هفت همان شب آخرین دیدار ما بود. مثل روزهای قبل خداحافظی کردیم و فکر میکردم برمی گردد. رفتنش را دیدم، اما دیدار دوباره با سلمان در معراج شهدا بود. وقتی دیدمش آرامش خاصی پیدا کردم. حس کردم دستش را روی قلبم گذاشته و میگویدکه آرام باش من هستم.»
مادرانه
مادر شهید سلمان، داغدار دو شهید است. میگوید این روزها دلش برای سلمان تنگ شده است، اما افتخار میکند فرزندش در راه اسلام شهید شده است. «روحالله و آقاسلمان هر دو بسیجی و ولایی بودند، تاکنون پیش نیامده بود که سلمان از ما دور باشد و تماس نگیرد. این روزها خیلی دلتنگ پسرم هستم، اما افتخار میکنم به شهادت رسید و انشاءالله که امام حسین (ع) و امام زمان (عج) از ما بپذیرد. فرزندانم از کودکی در حسینهها و هیئتها بودند و سر سفره امام حسین (ع) بزرگ شدند و نان حلال پدر در رشد و پرورش فرزندان تاثیرگذار بود. پس از شنیدن خبر شهادت سلمان، نماز شکر به جا آوردم و خدا را شکر کردم و خواستم که این هدیه را از ما بپذیرد و از صمیم قلب خوشحالم که فرزندانم در این مسیر قدم برداشتند وای کاش پسران بیشتری داشتم که هدیه به انقلاب، مملکت و دین کنم.»
در انتظار عدالت
پس از شهادت سلمان تحقیقات برای بازداشت عامل شهادت او به جریان افتاد تا این که دوم آذرماه وزیر اطلاعات خبر داد سربازان گمنام امام زمان موفق به بازداشت عامل شهادت سلمان شده اند. با کامل شدن بررسیها در این باره حالا دادستان تهران خبر داده که تحقیقات در این باره انجام شده و کیفرخواست پرونده صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شده است.