آموزش و تحصیل دانشآموزان حالا با هر واقعهای اولین قربانی است. گاهی برودت هوا بر سرش آوار میشود و گاهی آلودگی و هر بار رسانهها خبر تعطیلی را که حالا چند ماهی است خوشبختانه به «غیرحضوری شدن» بدل شده، مخابره میکنند، اما در هر حال، تعطیلی اجباری هم که نباشد، روند تحولات آینده نشان میدهد گریزی از بهرهمندی از آموزش مجازی نداریم. از این منظر باید بیش از پیش آموزش مجازی را جدی گرفت و به جای آنکه به دلیل افت کیفیت در پی پاک کردن صورت مسئله و تأکید بر تداوم آموزش حضوری تحت هر شرایطی باشیم، برای یکبار هم که شده مدبرانه به استقبال آینده رویم و با نگاهی آسیبشناسانه به راه طی شده، به فکر اصلاح و ارتقای آموزشهای مجازی و رفع چالشهای تعطیلی روند حضوری باشیم. استقبال از آینده نیاز به بسترهایی دارد که فقدان آنها موجب تداوم وضع فعلی و افت کیفیت آموزشی خواهد شد:
۱) اصلاح قانون بازگشایی مدارس به جهت امکان جبران روزهای تعطیل در خرداد و شهریور
مطابق قانون بازگشایی مدارس مصوب سال ۱۳۷۶، ابتدای سال تحصیلی در مهر ماه هر سال و انتهای آن پایان اردیبهشت سال بعد است. این قانون موجب صلبیتی در تقویم آموزشی شدهاست که دست مدیران را برای جبران روزهای تعطیل میبندد. اصلاح این قانون میتواند موجب آن شود که در صورت هر روز تعطیلی و ایجاد عقبماندگی، بتوان روز جایگزینی در انتهای سال تحصیلی در نظر گرفت و حتی تعطیلاتی زمستانی را مطابق بوم مناطق لحاظ کرد. در این صورت در استانهایی که امکان آموزش غیرحضوری (به هر دلیل) وجود ندارد، روزهای تعطیل شده جبرانپذیر است. قابل ذکر آن است که در حال حاضر تنها کشورهای ایران و ترکیه هستند که تعطیلات آموزشی پیوستهای دارند و عمده کشورهای جهان تلاش کردهاند تعطیلات مدارس را بسته به شرایط اقلیمی و بومی به صورت متکثر در سال تحصیلی توزیع نمایند.
۲) متناسبسازی محتوا، شیوه تدریس و نحوه ارزیابی با آموزش مجازی
بازخوانی تجربه مواجهه نظام آموزشی با کرونا نشان داد که هیچ آمادگیای برای آموزش مجازی در کشور وجود نداشت. در آن دوره همان محتوا، شیوه تدریس و نحوه ارزیابی تحصیل حضوری به تحصیل غیرحضوری بدل شد و معلمان همان محتوای آموزش حضوری را با همان روش سابق، تنها از لنزهای دوربین ارائه کردند و سپس به همان سیاق نیز سؤالاتی را برای ارزیابی طرح کردند. اکنون با گذشت سه سال از تجربه مجازیشدن، روا نیست که باز هم در بر همان پاشنه بچرخد و تفاوت حضوری و غیرحضوری تنها در خانه نشستن باشد، بلکه باید به فکر محتوا، روش تدریس و نحوه ارزیابی ویژه آموزش مجازی باشیم و از تجربیات جهانی نیز بهره برد.
۳) گسترش ابزارهای آموزش مجازی
در حال حاضر عدم بهرهمندی بخشی از دانشآموزان و حتی معلمان از ابزارهای آموزش مجازی موجبشده است که بیعدالتی موجود در نظام آموزشی تعمیق یابد. گروهی از دانشآموزان و معلمان از بهترین ابزارهای الکترونیکی و اینترنت پرسرعت بهرهمندند و گروهی دیگر حداقلها را ندارند؛ این مسئله را باید در کنار تراکم کلاسی گذاشت. تصور کنید معلمی با ۴۵ نفر دانشآموز، اینترنت و گوشی کمسرعتی نیز داشته باشد، اما از سوی دیگر معلمی در مدرسه غیردولتی با ۱۵ نفر دانشآموز بهروزترین امکانات را در اختیار دارد. در این جا نیز میطلبد تدبیری جدی به کار گرفت و آموزش مجازی را نیز در محاسبات عدالت آموزشی و بودجههای سنواتی سالانه لحاظ کرد.
۴) آموزش بهروزترین تکنولوژیها به معلمان و دانشآموزان
انس و الفت دانشآموزان و معلمان با آموزشهای غیرحضوری و الزامات آن همچون فیلمهای آموزشی و کتابهای الکترونیکی مسئلهای پرتأثیر بر کیفیت آموزش مجازی است. این انس نیازمند کاری بلندمدت و حتی از آغاز تحصیل است. معلمان نیز نیازمند آموزشهای کافی در خصوص بهرهمندی از تمامی و به روزترین ابزارهای یاددهی هستند. در حال حاضر ابزارها و نرمافزارهای بسیاری برای آموزش مجازی در جهان ارائه شده که حیف است در ایران تنها از پاورپوینت بهرهگیریم! ترویج این آموزشها را میتواند به شکلی کارآمد در آموزشهای ضمن خدمت لحاظ کرد، البته مشروط بر آنکه آموزشهای ضمن خدمت از کیفیت فعلی که سؤالات و جوابها در کانالهای تلگرامی به فروش میرود، رهایی یابند.
۵) اعلام برنامه غیرحضوری شدن
از جمله مشکلات و چالشهای غیرحضوری شدن آموزشها بهویژه برای خانوادههایی که والدین شاغل هستند و در هنگام آموزش غیرحضوری نمیتوانند دانشآموزان را در منزل تنها بگذارند، اعلام ناگهانی و اطلاعرسانی ضعیف است. به نظر میرسد وضعیت و شرایط جوی و محیطزیستی در ایران به نحوی است که میتوان برنامهای از پیش تعیینشده و حداقل ماهانه برای عمده روزهای آموزش غیرحضوری در تقویم آموزشی در نظر گرفت تا این مشکل را نیز برطرف کرد.
به این فهرست میتوان موارد ریز و درشت بسیاری را اضافه کرد به شرط آنکه باور داشته باشیم تکنولوژی نه مانعی در برابر زندگی که باید با آن جنگید تا کنارش زد، بلکه ابزاری برای آسان شدن زندگی است که باید فرهنگ آن را آموخت و گسترش داد و موانع ناکارآمدی یا کژکارکردی آن را رفع کرد.