جعفر مهدوی، دبیرکل حزب ملت افغانستان، نماینده پیشین مجلس این کشور و استاد دانشگاه شهریور سال گذشته در گفتگو با مؤسسه مطالعات راهبردی شرق گفته بود: «تا زمانی که افغانستان نتواند به یک حکومت متمرکز قدرتمند و باثبات دست پیدا کند، جایگاه ژئوپلتیک و اهمیت ژئواکونومیکی افغانستان همواره این کشور را به محل منازعه منافع قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل خواهد کرد. وقتی ما ماهیت تحولات سیاسی نظامی افغانستان را در دههها و سالهای گذشته، به خصوص سه جنگ معروف میان افغانها و انگلیسیها، جنگ دوران جهاد در مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی و دو دهه گذشته مبارزه با اشغال افغانستان توسط ۱۵۰هزار نیروهای مسلح، آن هم با مصرف بیش از ۲ هزار میلیارد دلار و هزاران کشته و زخمی غربیها بررسی کنیم، آنها را میتوانیم در همین قالب مورد بررسی قرار دهیم که افغانستان همیشه متأسفانه به دلیل همین جایگاه بسیار مهم و استراتژیک و حساسی که در این حوزه جغرافیایی دارد، همیشه به کانون توجهات و مداخلات و اشغال قدرتهای جهانی تبدیل شده است.
اگر چه روحیه مبارزهجویی و بیگانهستیزی ملت افغانستان هرگز اجازه نداده که افغانستان به مستعمره هیچ کشوری تبدیل شود، اما به هر حال هزینههای سنگین جانی و مالی را بر افغانستان و ملت آن تحمیل کرده و به عبارت دیگر حجم این تحولات و حوادث باعث شده که افغانستان از رشد طبیعی در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باز بماند و صدها هزار و حتی میلیونها شهروند این کشور به کشورهای همسایه و جهان آواره شوند. همچنین بیش از یک میلیون افغان در طول این جنگها جان خود را از دست دهند.
بنابراین ماهیت تحولات سیاسی، نظامی و امنیتی اخیر را هم میتوانیم در همان چارچوب منطقی که عرض کردم، تحلیل کنیم.» مهدوی در بخش دیگری نیز گفته بود: «البته طالبان امروز تفاوتهای جدی با طالبان دو سه دهه قبل پیدا کرده و من فکر میکنم حداقل یک نکته مهم و خوشبینی این است که طالبان امروز درک کرده حکومت کردن به شیوه دو سه دهه قبل، بدون اینکه یک مشروعیت ملی ایجاد کند و همچنین بدون یک مشروعیت بینالمللی امکانپذیر نیست و در آن صورت، دنیا حکومت آنها را به رسمیت نمیشناسد و یقیناً وقتی به رسمیت نشناسد، تمام مبادلات اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک با این حکومت قطع خواهد شد. حکومت کردن بر جغرافیایی که کاملاً از طرف دنیا فراموش و تحریم شده است، عملاً حتی برای یک روز هم امکانپذیر نیست. اگر طالبان این نکته را درک کرده باشد، باید حکومتی را ایجاد کند که هزارهها، تاجیکها، ازبکها، بلوچها، پشهایها و تمام اقوام افغانستان در آن سهمی داشته و چهره خود را در آن ببینند.»