اعدام علیرضا اکبری به اتهام جاسوسی برای دولت انگلستان، خشم صهیونیستها و دولتهای غرب، خصوصا دولت انگلستان را به همراه داشته و منجر به داغدار شدن آنها و نزدیکی بیش از پیش این دولتها برای وارد کردن فشار بیشتر به ایران شده است. آن گونه که در سوابق این جاسوس آمده وی رئیس دفتر مطالعات دفاعی در سال 1381، عضو اسبق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، ریاست سازمان نظامی اجرای قطعنامه 598، سابقه فعالیت در مرکز تحقیقات استراتژیک، مشاور امور استراتژیک وزارت دفاع، مشاور اسبق نیروی دریایی را داشته است. وی سال 1383 موفق به گرفتن ویزای انگلیس شده و یکسال بعد پس از سفری به انگلستان با افسرMI6 مقلاقات میکند تا این که سال 1387 به اتهام جاسوسی بازداشت میشود اما با دادن تعهدی مبنی بر قطع ارتباط با سازمان جاسوسی به خانه باز میگردد! دو سال بعد اما وی نه تنها به روابط خود با سازمان جاسوسی باز می گردد بلکه با گرفتن تابعیت این کشور همراه خانوادهاش در کشور ملکه مقیم می شود. روابط علیاکبری با مسوولان جمهوری اسلامی همچنان برقرار میماند تا این که سال 1398 و در زمان دولت روحانی و توسط وزارت اطلاعات و نه سازمان اطلاعات سپاه، بازداشت میشود تا این که 24 دیماه خبر اعدام وی به اتهام جاسوسی اعلام میشود. همزمان با انتشار این خبر، بمب خبری در رسانه های معاند منفجر میشود. این رسانهها به سرکردگی بیبیسی فارسی وابسته به دولت انگلستان و اینترنشنال سعودی خط سیر تازهای پس از ناکام شدن در آشوبهای ماههای اخیر پیدا میکنند. رسانههایی که با انتشار خبرهای لحظهای دروغ درباره آشوبهای صورت گرفته به مخاطبانشان القا کرده بودند که عبور از جمهوری اسلامی در حال وقوع است اما همزمان با فروکش کردن آشوبها به دنبال بهانهای برای برخورد تازه بودند که اعدام جاسوس انگلیسی آنها را به وجد آورد. این رسانهها تلاش میکنند با فریب مخاطبان خود، بازداشت و اعدام این جاسوس را به دولت مستقر، آشوبهای صورت گرفته و اعدامهای پس از آن منتسب کنند تا به این شیوه هم انتقام ناکامیهای خود را گرفته باشند و هم با قربانی ساختن از یک جاسوس، وفاداری خود به تامینکنندگان مالیشان به اثبات رسانده باشند و از مجرای این راهکارها راهی تازه برای فشار بیشتر به ایران پیدا کنند. قربانی ساختن این رسانهها این بار نه از یک کودک یا دختری نوجوان، بلکه از یک جاسوس صورت گرفته است و مدام بر کلمه اعدام تاکید میشود و به مخاطب خود اجازه نمیدهد درباره رفتای که این جاسوس داشته فکر کند، این که چه منابعی را از کشور خارج کرده و به دست سازمانهای جاسوسی رسانده است؟ با این که چرا وزارت اطلاعات نسبت به عبور علیرضا اکبری با چنان سوابقی از مرزهای امنیتی توجه نکرده و او یک بار بازداشت و رها شده پرسشی است که همچنان مطرح است و این شیوه از نفوذ قاب درک نیست با این حال ساختار قانونی کشور توانسته این فرد را بازداشت و مجازات کند. همان کاری که دولت های غرب با جاسوسهای خود میکنند و به شیوههای گوناگون جاسوسها را سر به نیست میکنند. خلاصه کلام تلاش دولتهای غرب به رهبری صهیونیست با قربانی ساختن از یک جاسوس این است که توجهها از موضوعات اساسی مثل ناکامیهایشان در جدالهای صورت گرفته به سمت تلاشی حداکثری برای فشار بیشتر به ایران متوجه شود.