روز گذشته حکم اعدام دو نفر از شکنجهکنندگان قاتلان سیدروحالله عجمیان پس از طی مراحل قانونی به اجرا درآمد. شهید عجمیان در جریان آشوب 12 آبانماه سال جاری در اتوبان کرج- قزوین در میان اهل آشوب گرفتار شد و پس از ضرب و شتم و شکنجه به شهادت رسید.
با اعدام محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی، اقلیتی از جمع فوتبالیست و بازیگر همراه مرثیهسرایی بیبیسی، اینترنشنال و اعوان و انصار داخلی و مجازیشان شدند و فریاد زدند که دو معترض و زندانی سیاسی را جمهوری اسلامی اعدام کرد، دو جوان ما را گرفت، نه به اعدام و نه به گسترش خشونت!
با نگاهی به صحبتهای این دو اعدامی در دادگاه و نیز فیلمهای صحنه جنایت که خود آشوبگران ضبط کردهاند، روشن میشود که منظور این جماعت از «معترض و زندانی سیاسی» چگونه موجودی است.
محمدمهدی کرمی، متهم ردیف اول این پرونده بود که روز گذشته اعدام شد. او در جلسات دادگاه با تشریح کامل اقدامات خود در روز حادثه و چگونگی رفتنش به محل آشوب گفت: «دیدم که بسیجی روی زمین افتاده و دو الی سه نفر بالای سرش ایستادهاند و با سنگ و چوب به سر و صورتش ضربه میزنند. هر کسی یکی، دو مشت میزد و فرار میکرد. همینطور که شهید با دست خالی در حال فرار بود، سنگ و چوب به سمتش پرت میکردند و افرادی که وی را میزدند، بالای ۳۰ تا ۴۰ نفر بودند. دستم را انداختم سمت شانه راستش و چرخاندمش و بعد با یک سنگ به سرش ضربه زدم. بعد با مشت سه ضربه به سرش وارد کردم. شهید زمین افتاد و در همین حالت یک نفر روی پهلو و دنده سمت راستش میپرید. باز به سمتش رفتم و با پا یک ضربه به وسط پاهایش و دو ضربه به زانوهایش زدم. در همین حین یک فرد آمد و سه الی چهار ضربه چاقو به سمت ناحیه شکم و پهلو شهید وارد کرد و بعد از اینکه چاقو را زد و از روی شکمش بلند شد، من پاهای او را گرفتم و به سمت جلوی خاور روی زمین کشیدم که در همین لحظه کفشهایش از پاهایش درآمد و با آنها دو ضربه به سمت صورتش زدم و بعد یک ضربه با پای چپ به سر و گردن و دو الی سه ضربه هم با کفش به صورتش وارد کردم.»
سیدمحمد حسینی، متهم ردیف دوم این پرونده هم روز گذشته اعدام شد. او در جلسه دادگاه گفت: « من جزو آخرین نفراتی بودم که به بالای سر شهید عجمیان آمدم، چاقوی خود را دو مرتبه و به عمق دو بند انگشت به بدن شهید عجمیان فشار دادم و در مرتبه سوم کمی به داخل بدن وی وارد کردم.»
متهمان دیگر پرونده نیز همین اظهارات را در مورد او، حتی قبل از بازداشتش داشتند و چاقو زدن او به روحالله را با توجه به لباس قرمز او در هنگام جنایت تأیید کردند.
حال باید گفت آیا اعتراض و فعالیت سیاسی اینگونه است؟ یعنی چاقو زدن، لگد زدن، شکنجه کردن و سلاخی افراد جزئی از اعتراض و فعالیت سیاسی این جماعت است و همین امور را کار سیاسی میدانند! از سویی شروع به مظلومنمایی با گزارش از عزاداری خانواده دو اعدامی کردند، گویی خانواده شهید عجمیان عزادار نیستند یا او خانواده ندارد!
در جلسه بازپرسی قبل از دادگاه بود که مادر روحالله فیلمهای جنایت را دیده بود و از حال رفته بود. او بعداً گفت: «صورت پسرم خونی بود. تا الان ندیده بودم. در دادگاه دیدم پسرم را چطور زدهاند.»
در این میان برخی اصلاحطلبان هم طبق معمول آتشبیار معرکه شدند. از جمله توئیت علی شکوریراد، سخنگوی جبهه اصلاحات ایران جالب توجه بود که نوشته بود: «اجرای حکم اعدام محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی موجب تأسف و انزجار عمیق است. روایت رسمی در مورد کشته شدن روحالله عجمیان که موجب این حکم قضایی شد، هرگز قابل باور نبوده است. گمان دارم اصل ماجرا توطئه بوده و همه گرفتار آن توطئه شدهاند. غرض ترساندن است، اما بنزین روی آتش است.»
کاش توئیت شکوریراد را مادر روحالله نبیند؛ کاش خانواده روحالله عجمیان آن را نخوانند و نبینند که سخنگوی جبهه اصلاحات ایران چگونه بیاعتنا به جنایتی که بر فرزند آنها رفته، بیاعتنا به فیلمهایی که از صحنه جنایت موجود است و بیاعتنا به اعترافات قاتلین و ذوق اپوزیسیون از کشتن یک بسیجی، مدافع قاتلین شده است و روایتی را که فیلم آن هم موجود است، غیرقابل باور مینامد و اجرای حکم الهی را «بنزین روی آتش» توصیف میکند! چرا قاضی دادگاه و قضات دیوان عالی کشور که این حکم را تأیید کردهاند، باید مستندات حقوقی پرونده را کنار بگذارند و روی حدس و گمانهای امثال شکوریراد پرونده را پیش ببرند؟!
قصاص عین عدالت و تحکیمکننده امنیت جامعه است. خداوند در سوره بقره میفرماید: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ/ ای عاقلان، حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر (از قتل یکدیگر) بپرهیزید»، نه آنکه بنزین روی آتش باشد. البته اینکه امثال شکوریراد دنبال بنزین ساختن از اعدامهای شرعی و قانونی و مجازات قاتلین هستند، بحث دیگری است.
و این همه تازه در صورتی است که آنچه روز 12 آبان در اتوبان کرج- قزوین بر سر سید روحالله عجمیان آوردند، یک دعوای شخصی و با انگیزه شخصی باشد. حال آنکه آن آشوب، بستن اتوبان، حمله به نیروی حافظ امنیت، همگی جرائمی امنیتی بوده و در دادگاه هم اتهام افسادفیالارض از طریق جرائم علیه امنیت کشور، حمله به مأموران بسیجی، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، انتشار فراخوان علیه نظام در فضای مجازی برای این متهمان مطرح و بررسی شد و مورد تأیید همه قضات قرار گرفت. معلوم است که قاتلان اصلی شهدای آشوب، همین قاتلان بینقابی هستند که مباشر قتلها بودهاند و اکنون نیز علیه قصاص موضع میگیرند.