یکی از موارد مهم مبارزه با بازیکنسالاری برخورد مناسب با بازیکنانی است که دست به هنجارشکنی میزنند و قوانین اجتماعی را زیر پا میگذارند. اینکه یک ورزشکار به پشتوانه اینکه در فلان تیم باشگاهی بازی میکند و چهرهای شاخص است، هر اقدامی که خواست انجام دهد و بعد با چشمپوشی و هزار بهانه دیگر به راحتی از چنگ قانون فرار کند، باعث میشود به خود اجازه بدهد هر حرفی را که خواست بزند و هر عملی را که دوست داشت انجام دهد، بدون اینکه نگران عواقب آن باشد.
مشکل بازیکنسالاری در ورزش ایران یک مشکل ریشهدار است که با توجه به عدم برخورد مناسب با این معضل بزرگ سال به سال پیشرفت کرده و امروز به جایی رسیده که به نظر میرسد برای ریشهکن کردن آن باید قید برخی از ورزشکاران را هم زد.
در طول سالها و دهههای گذشته شاهد بودیم که بازیکنان نامدار با حمایت برخی افراد پشت پرده مربی عوض میکردند، در کار مربی میگذاشتند و بازی نمیکردند؛ با این قبیل حرکات برخورد نشد و اگر کسی هم میخواست برخورد کند مورد حمایت قرار نمیگرفت و مجبور میشد که خودش برود. (به عنوان نمونه میتوان به مرحوم پرویز دهداری، معلم اخلاق فوتبال ایران اشاره کرد که وقتی به جنگ بازیکنسالاری رفت، گلوله برف نصیبش شد!) جلوتر که آمدیم کار بازیکنانی که هیچ کسی جلودارشان نبود به جایی رسید که حتی توانایی عزل و نصب رئیس فدراسیون را هم داشتند یا اینکه برای بازی در تیم ملی شاخ و شانه میکشیدند.
با این معضل هم برخورد درستی صورت نگرفت و چنین بازیکنانی به جای آنکه تنبیه و با محرومیت و جریمه روبهرو شوند، روز به روز بال و پر گرفتند و تبدیل شدند به ورزشکارانی که هر کاری دلشان میخواست انجام میدادند. مهمتر اینکه این اتفاق فقط مربوط به یک رشته خاص مثلاً فوتبال نبود و در رشتههای دیگر هم دیده میشد، اما باز اتفاق خاصی نیفتاد و در روی همان پاشنه میچرخید.
حالا هر روز خبر میرسد که فلان بازیکنان را دستگیر کردهاند؛ یک روز در جریان اغتشاشات و روز دیگر در پارتیهای مختلط با حالت نامتعادل. این ادامه همان مسیر غلطی است که با آن درست برخورد نشد و متأسفانه امروز هم با آن برخورد مناسبی نمیشود. حال سؤال این است که اصلاً چرا همین برخورد جزئی هم صورت میگیرد؟ چرا دستگیری چنین بازیکنانی رسانهای میشود تا بعد خبر آزاد شدن آنها فقط ظرف چند ساعت با قدرت بیشتری نشر داده شود تا آنها وقیحانه به همه بخندند که بله هر کاری دلمان میخواهد انجام میدهیم و کسی هم نمیتواند بگوید چرا؟!
نهادهای نظارتی و اخلاقی باید به این سؤال پاسخ دهند که مماشات با این بازیکنان و ورزشکاران قرار است تا کجا ادامه پیدا کند. بازیکنسالاری حالا دیگر محدود به زمین مسابقه و بازی نکردن و تغییر مربی نمیشود و این قبیل مثلاً ورزشکاران اهداف دیگری در سر دارند که ورزش تنها نردبان آنها برای رسیدن به مقاصدشان است. اگر چند سال قبل با بازیکنی که در حالت نامتعادل بدون گواهینامه رانندگی کرد و دوستش را به کام مرگ فرستاد برخورد میشد، امروز اینگونه وقیح نمیشد یا اگر با بازیکنی که در پارتی مختلط و حالت نامتعادل دستگیر شد، برخورد درستی صورت میگرفت به خود جرئت نمیداد دو هفته بعد در ورزشگاه آزادی عربدهکشی کند. اگر با بازیکنی که در جریان اغتشاشات دستگیر شد درست برخورد میشد، امروز دیگران هم به خود اجازه نمیدادند راجع به هرچه که نمیدانند اظهارنظر کنند. هرچند تمام اینها مسبوق به سابقه است و هیچگاه برخورد درستی با آنها نشده، مگر با آن مربی نامدار که به افسر راهنمایی و رانندگی توهین کرد و از رفتارش فیلم گرفت، برخورد شد که با اینها بشود؟
بازیکنسالاری معضلی است که سالهاست در ورزش ایران ریشه دوانده و حالا نسخههای جدیدی از آن به نمایش گذاشته میشود. معضلی که مبارزه با آن حالا به سبب چشمپوشیها و اغماضهای بیجا و نسنجیده خیلی سختتر از زمان مرحوم دهداری شده است.
سلام. روز بخیر..ابتدا خدمتتان عرض کنم که ایشان همه را اغتشاشگر نامیدند و صلاح نیست اینگونه باشد و باید مراعات کرد چون به راحتی براساس این نام حکم میدهند.