آن روز آمریکاییها اعلام کرده بودند که کسی حق ندارد تا مدار ۵۵ درجه نزدیک این منطقه شود. حاج قاسم بدون توجه به این اعلام آمریکاییها سوار هلیکوپتر شد! ما در سرکشیهایی که از مناطق تحت درگیری انجام میدادیم، معمولاً با هلیکوپتر در رفتوآمد بودیم، اما آن روز آمریکاییها اعلام کرده بودند که کسی حق ندارد تا مدار ۵۵ درجه نزدیک این منطقه شود. حاج قاسم بدون توجه به این اعلام آمریکاییها سوار هلیکوپتر شد.
بعد از بلند شدن هلیکوپتر، او خودش را با نوشتن مطالبی در دفتر یادداشتش مشغول کرد. لحظاتی بعد، جنگندههای آمریکایی با دیدن هلیکوپتر به ما نزدیک شدند و تلاش کردند ما را از مسیر منحرف کنند. البته آنها نمیدانستند هلیکوپتر حامل چه شخصیتی است.
من که حسابی نگران و مضطرب شده بودم، چندین بار گفتم: حاجی! جنگندهها دارند نزدیک ما میشوند! اما حاجی بدون اینکه حتی سرش را هم بلند کند که جنگندهها را ببیند با آرامش به نوشتن ادامه داد.
تلاش آمریکاییها بینتیجه ماند و دقایقی بعد ما به منطقه مورد نظر در نقطه صفر مرزی رسیدیم. حاج قاسم در آنجا نماز شکر خواند و بعد برگشتیم.
واقعا عین کتابش از هیچ چیزی نمی ترسید از این موجودات مادی