دو مرد افغان که آوازه کار در تهران را شنیده بودند به صورت غیرمجاز خود را به پایتخت رساندند. آنها به جای رفتن به دنبال کار، تصمیم به سرقت گرفتند و با کشیدن قمه روی شهروندان، سریال سرقتهایشان را کلید زدند تا اینکه با کمک مردم به دام پلیس افتادند. متهمان روز گذشته با درخواست اشد مجازات از سوی شاکیان پای میز محاکمه حاضر شدند.
زمستان سال گذشته، تحقیقات پلیس تهران با شکایت مردی جوان درباره سرقت تلفن همراهش به جریان افتاد. آن مرد در طرح شکایت خود به مأموران گفت: «ساعتی قبل من و همسرم در یکی از ایستگاههای اتوبوس در خیابان نواب نشسته بودیم که یک دفعه پسر جوانی به طرفمان حمله کرد تا تلفن همراهم را سرقت کند. من مقاومت کردم که این بار همدست او در حالی که سوار موتور بود، به ما نزدیک شد و مرا هل داد. او با ضربه قمه به دست و سرم مرا روی زمین انداخت. همان موقع مرد موتور سوار به همسرم حمله کرد و او را به شدت کتک زد. دو مرد سارق بعد از سرقت گوشی موبایلم فرار کردند.»
تلاشها برای شناسایی دو پسر جوان ادامه داشت که شکایتهای مشابهی به پلیس رسید که نشان میداد چند زن و مرد دیگر نیز به تله سارقان خشن افتادهاند و به همین شیوه از آنها زورگیری کردهاند. در حالی که شمار شکایتها به ۶۰ نفر رسیدهبود، سرانجام سارقان در محدوده میدان قزوین از سوی چند رهگذر حین ارتکاب به سرقت دستگیر شدند.
با اعلام این خبر پلیس به آنجا رفت و دو پسرجوان را بازداشت کرد. با انتقال سارقان به اداره پلیس روند بررسیها نشان داد دو متهم اهل افغانستان هستند و با پلاک جعلی و بدون داشتن گواهینامه رانندگی کرده و مرتکب سرقت شدهاند. با به دست آمدن این اطلاعات سارقان تحت بازجویی قرار گرفتند و در مواجهه حضوری با شاکیان به جرم خود اقرار کردند.
بعد از اعترافات متهمان، آنها به اتهام شروع به قتل عمدی، ضرب و جرح با سلاح سرد، سرقت، جعل پلاک، نداشتن گواهینامه و ورود غیر قانونی به ایران راهی زندان شدند و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روی میز هیئت قضایی شعبه دوم دادگاه قرار گرفت.
ابتدای جلسه یکی از شاکیان به جایگاه رفت و گفت: «روز حادثه از میدان قزوین رد میشدم و در حال صحبت کردن با تلفنم بودم که یکی از این متهمان در حالی که سوار موتور بود، از پشت سر به من حمله کرد و گوشی تلفن همراهم را قاپید. او میخواست فرار کند که توانستم یقه لباس راکب موتورسیکلت را بگیرم، اما او شروع به حرکت کرد و چند متری مرا روی زمین دنبال خودش کشاند. اطراف آن محل مغازه زیاد بود. صاحبان و رهگذران وقتی مرا در آن شرایط دیدند کمک کردند و موفق شدند سارقان را دستگیر کنند. این حادثه تأثیر بدی در روحیه من گذاشت و حالا حالاها به حالت عادی برنمیگردم به همین خاطر از دادگاه درخواست رسیدگی منصفانه و برای متهمان درخواست اشد مجازات دارم.»
در ادامه چند شاکی دیگر که در دادگاه حاضر بودند نیز شکایت خود را مطرح و برای متهمان درخواست اشد مجازات کردند.
سپس متهمان یک به یک به جایگاه رفتند و از خودشان دفاع کردند. یکی از آنها که ۲۱ سال داشت، گفت: «اتهام شروع به قتل را قبول ندارم و سرقتهای دیگر غیر از سرقت زن جوان را قبول ندارم.» او در ادامه گفت: «چند ماه قبل به صورت قاچاقی وارد کشور ایران شدم تا اینکه فکر سرقت به سرم زد.» او در خصوص شکایت زن جوان نیز گفت: «آن روز قصد داشتیم فرار کنیم، اما شاکی خودش را جلوی موتور انداخت. برای اینکه از روی او رد نشوم کنترلم را از دست دادم و از روی موتور زمین افتادم به همین خاطر مردم توانستند من و دوستم را دستگیر کردند.»
دیگر متهم نیز به جایگاه رفت و با قبول اتهام سرقت گفت: «آن روز قرص آرامبخش مصرف کردهبودم و حال خودم را نمیفهمیدم. وقتی گوشی موبایل زن جوان را دیدم یکباره تصمیم به سرقت گرفتم و همانجا هم از سوی شاهدان دستگیر شدم. غیر از زن جوان دیگر شاکیان را نمیشناسم. آنها برای اثبات این ادعا هیچ مدرکی ندارند.»
بعد از ادعای متهم، شاکیان حاضر در دادگاه اعتراض کردند و گفتند چهره او و همدستش را حین ارتکاب جرم دیده بودند و در دادسرا هم شناسایی کرده بودند.
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.