سیدمجید میراحمدی، معاون امنیتی و انتظامی اخیراً آخرین حجم خسارت به مکانهای دولتی و خصوصی، اشخاص، خودروها، منازل و... را ۱۷هزار میلیارد ریال اعلام کرده و میگوید: «براساس جمعبندی صاحبنظران، خسارتهای غیرمستقیم اقتصادی به مراتب بیشتر از خسارتهای مستقیم است که به کسبوکارها، فعالیتهای اقتصادی و تأثیر آن بر رشد اقتصادی کشور مربوط میشود. یکی از هدفهای مهم دشمنان ایجاد فشار روی کسبوکار بود. فعالیت و پیشرفتهای اقتصادی با دو اهرم فشار تحریم و شرایط اخیر کشور تحت تأثیر قرار میگرفت.»
بسترسازی برای اعمال محدودیتهای جهانی
روندیابی اعمال تحریمهای ظالمانه رژیم امریکا علیه مردم ایران نشان میدهد، سنگینترین تحریمها بعد از فتنه ۸۸ صورت گرفت و پس از آن نیز سیاست «هویچ و چماق» همزمان از سوی هر دو حزب رژیم امریکا علیه مردم کشورمان استفاده شده است. جالب آنکه حزب دموکرات که شوربخانه غربباوران آنها را «نایس» جا میزنند، همزمان با برپایی جشن امضای آنچه برجام نامیده میشود (هویچ)، اعمال تحریمهای سنگین (چماق) را نیز شروع کردهاند، به طوری که پیریزی تحریمهای دولت اوبامای «مؤدب و باهوش»، محور تحریمهای دولت ترامپ «خیرهسر» علیه مردم کشورمان از اردیبهشت ۱۳۹۷ قرار گرفت و کماکان استمرار دارد. معالأسف پس از انحراف اعتراضات بهحق مردم در سالهای ۹۶ و ۹۸ باز هم این جنس اعتراضات ۱۴۰۱ از سوی گردانندگان خارجی منحرف و به آشوب تبدیل شد و تاکنون خسارتهای زیادی از جمله بسترسازی برای اعمال محدودیتهای بینالمللی تحمیل کرده است. محمودصادق ترابیفرد، کارشناس امور بینالملل در همین زمینه به «جوان» میگوید: «در ارتباط با تحریمها علیه ایران آمار جالبی وجود دارد مبنی بر اینکه حدود ۷۰درصد کل تحریمهای وضع شده علیه ایران در چهار دهه گذشته دقیقاً در ایام پس از وقایع فتنه سال ۸۸ رخ داده است، یعنی از حیث کیفی، تحریمهای وضع شده علیه ایران به شدت قویتر از موجهای تحریمی پیش از آن بوده است. در پیامد هر ناآرامی داخلی، آشوب و بهمریختگی در داخل ایران، دست برتر را برای امریکاییها در اجماعسازی و ائتلافسازی برای اقدام علیه ایران در مجامع بینالمللی و در سطح کشورهای جهان ایجاد میکند؛ در پیامد فتنه ۸۸ بود که با گذشت ۱۳سال کشور تاکنون شدیدترین تحریمها را تجربه کرده است.» ترابیفرد درباره اثرات و تبعات تحریمها نیز تصریح میکند: «لابی تحریم، ابرازهای ائتلافسازی تهدید علیه ایران توسط امریکا بوده است، به طوری که در وقایع اخیر دنبالهکنندهها و فالوورهای داخل ایران همانند حامد اسماعیلیون که از لابیستهای مطرح تحریم علیه ایران است، کاوه شهروز یا شخصیتهای دیگر را پیدا کردند. به گونهای که ائتلاف جنگ علیه مردم ایران را به راه انداختند، یعنی علاوه بر اینکه در خارج از کشور دست پرتری جهت اقدام علیه مردم یافتند، در داخل کشور هم فالوورهای جدیدی را پیدا کردند که اثرات جدی را در فضای حکمرانی ایران علیه تحریمها برجای میگذارد. از جمله آن میتوان به فروپاشی روانی مقامات حکمران اشاره کرد، زیرا در وقایع اینچنینی پیگیری اولویتهای اساسی اقتصادی و سیاسی کشور به شدت دشوارتر میشود و مقامات حکمرانی باید تلاش و توجه خود را نسبت به مسائل کوتاهمدت امنیتی معطوف کنند. فراموشی اولویتها و اقدام نکردن به موقع علیه اقدامات وضع شده علیه کشور، نکته قابل توجهی است.» این کارشناس امور بینالملل همچنین خاطرنشان میکند: «نکته بعدی در ارتباط با بحث وقایع اخیر مربوط به سیگنالهای حوزه اقتصاد است، سیگنالهایی مبنی بر افزایش تقاضای ارز، خروج سرمایه از اقتصاد ایران که به طور حتم به افزایش قیمت ارز، شوک و نوسانات اقتصادی در داخل کشور میانجامد و موج تورمی را که پیشتر هم وجود داشت، زنده نگه میدارد.»
اغتشاشات صنعت گردشگری را هم تعطیل کرد
همچنین علی حبادی، فعال حوزه بازاریابی گردشگری نیز درباره تأثیر اغتشاشات اخیر به حوزه اقتصادی و تحدید ارزآوری از جمله در حوزه گردشگری به «جوان» میگوید: «دو سال و نیم پیش نه تنها کشور ما بلکه تمامی کشورهای جهان با مسئله کرونا درگیر شدند که یک بحران بینالمللی بود. با توجه به گشایشهایی که در حوزه کرونا و پساکرونا مانند واکسیناسیون سراسری در دنیا و سرعت گرفتن آن در ایران، بازار گردشگری و فعالیتها مجدداً از سرگرفته شد، اما با توجه به اتفاقات چند ماهه اخیر در کشور و فشار مضاعفی که به بخش گردشگری متحمل شد، این صنعت به طور کامل تعطیل گردید؛ البته بخشی از این اتفاقات متأثر از رفتارها، کجفهمیهای برخی از همکاران در حوزه گردشگری بود که درگیر این موج شدند و به تعطیلیها و راهاندازی اغتشاشات به لحاظ رسانهای دامن زدند که با تأثیر عمیق در حوزه گردشگری همراه بوده است. البته تا یک مقطعی تورهایی که پیشتر برای شش ماهه دوم سال، رزرو شده بود، لغو شدند. در مجموع وقوع این اتفاقات در این جریان بیتأثیر نبوده است.» وی میافزاید: «در مقابل به واسطه رقابت با کشورهای مختلف همسایه در حوزه گردشگری، آنها گوی سبقت را از ایران ربودند و طبق معمول با ازدست رفتن فرصتها به نوعی بازنده این حوزه شدیم. به طور مثال آمار ارائه شده حوزه گردشگری ترکیه از سوی شهردار این کشور آن هم فقط در حوزه شهر استانبول در یکسال گذشته، نزدیک به ۲۳ میلیون گردشگر برآورد شده است، حال مقایسه این آمار با آمار اعلام شده از سوی منابع رسمی و وزارت «میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری» ایران در سال ۹۷، نزدیک به ۷ میلیون و ۷۰۰ نفر بوده است (با تأثیرات رسانهای برجام و اتفاقات آن بیارتباط نبود)، در نهایت برای کشوری با این همه ظرفیت گردشگری در مقایسه با یک شهر کوچک در یک کشور دیگر از دست دادن فضای رقابتی در حوزه گردشگری را گوشزد میکند.»
تخریب تصورات گردشگران اروپایی
حبادی در بخشی دیگری از سخنان خود به تخریب تصورات گردشگران اروپایی که غالباً اخبار خود را از رسانههای نظام سلطه دریافت میکنند و آنها نیز طبعاً فضای ایران را ناآرام به تصویر میکشند، اشاره و به «جوان» میگوید: «در شرایط کنونی، بالغ بر ۹۹ درصد از گردشگران از کشورهای اروپایی، تور گردشگری را لغو کردهاند. شاید ورودی ما از اروپا صفر باشد، ولی در مقابل آن در کشورهای غرب آسیا و حوزه CIS (کشورهای مشترک المنافع) و روسیه وضعیتمان بهتر است که البته تحت تأثیر اتفاقات اخیر با آمار بالای لغو همراه بوده است که این هم به نوبه خود شرایط خوبی را رقم نمیزند.»
ضرورت احیای ظرفیت گردشگران آسیا
این فعال حوزه بازاریابی گردشگری با اشاره به مبادی ورودی صنعت گردشگری به کشور میگوید: «بخشی از صنعت گردشگری ایران از کشورهای همسایه است که نسبتاً ورودی آمار قابل توجهی است، اما حاشیه سود آن پایین و برای صنعت گردشگری جذاب نیست و بیشتر هم شاید مربوط به فضاهای مذهبی، زیارتی و خرید گردشگران به دلیل تفاوت نرخ ارز باشد که این اعداد و ارقام آن هم در تعداد چشمگیر بوده، اما حاشیه سود چندانی برای این صنعت نداشته و به نظر میرسد با تغییر محسوسی همراه نبوده است. پیش از کرونا بازار چین به عنوان بازاری جذاب برای ایران بوده است، به دلیل کرونا و محدودیتهای پابرجا از سوی مسئولان این کشور، بازار چین صفر شده است و هنوز هم نتوانستهایم در این بازار اقدامی انجام دهیم. البته با توجه به سابقه گذشته و ارتباط دو کشور، در آینده هم میتواند بازار جذابی قلمداد شود که باید برای آن برنامهریزی لازم صورت پذیرد و نباید از آن غفلت کرد. رخدادهای اخیر با تأثیراتی در حوزه گردشگری همراه بوده است و باید با ارائه راهکار، تمرکز بازاریابی از کشورهای اروپایی به کشورهای منطقه به ویژه کشورهای حوزه شانگهای و کشورهای حوزه امریکای لاتین سوق پیدا کند و میتواند راه نجات برای حوزه گردشگری ایران تلقی شود. شاید در ورودی محدود گردشگر به لحاظ تعدادی، تعداد گردشگران اروپایی بیشتر بوده است، اما منبع درآمدی و سود آن برای کشور نسبت به سود هنگفت از کشورهای گردشگران کشورهای چین و آسیای مرکزی کمتر بوده که این مسئله به شرایط خود اروپا باز میگردد. عمدتاً گردشگر اروپایی نسبت به کشورهای منطقه با حاشیه سود اندکی برای صنعت گردشگری همراه است.»
پایان سفر گردشگران روسی به ایران با آغاز اغتشاشات
حبادی خاطر نشان میکند: «بهرغم وضعیت نامطلوب صنعت گردشگری در ایران و کور سوی امیدی پس از پایان دوران کرونا، کمکم بازگشایی در کسب و کار این حوزه در حال شکلگیری بود. (تغییر وضعیت منطقه، جنگ روسیه و اوکراین، تحریمهای روسیه) گردشگران روسیه که پیش از این تمایلی به ایران نداشتند، به ایران آمدند، اما متأسفانه به واسطه وقوع اتفاقات اخیر در کشور، بسیاری از گردشگران روسی هم سفرهای خود را به ایران لغو کردند. در واقع به سبب دارا نبودن سهم خوب در حوزه گردشگری، همان رقم قبلی هم به سمت صفر میل پیدا کرد و تعداد گردشگران ورودی محدود و انگشت شمار شد که البته نسبت به ماه اول شروع اغتشاشات و هجمه قوی رسانهای دنیا بر علیه ایران، شرایط تغییر یافت و رو به بهبود است، اما به دلیل اینکه اعداد و ارقام قابل توجهی نیست نمیتوان در ارتباط با آن صحبت کرد.»
ضعف دولتها در حوزه گردشگری
این کارشناس امور گردشگری با بیان اینکه هیچ گاه در ایران صنعت گردشگری دارای برنامه قابل توجهی نبوده است، تصریح میکند: «در حوزه مارکتینگ (مشترییابی) صنعت گردشگری فعالیتی نداشتیم و هر زمانی که موضوع بحث گردشگری مطرح بود به هدایت تسهیلات به سمت زیرساخت، ابنیه و اقامتگاه بسنده شد و اینگونه بود که بازار اصلی این حوزه از دست رفت، در حالی که وظیفه اصلی دولتها این است، فرصتهای گردشگری و ظرفیتهای آن را معرفی کنند و در صورت بروز موانع از همکاری بخش خصوصی برای معرفی ظرفیتهای این حوزه استقبال کنند، چراکه به میزان کافی ظرفیت زیرساختی و اقامتگاهی در کشور موجود است و چه بسا معرفی ظرفیتهای این حوزه میتواند به ارزآوری، رفع مشکلات اقتصادی، حل مشکل اشتغال کمک کند و با تأثیرگذاری فراوان در حوزه دیپلماسی عمومی همراه شود و ایران را از انزوای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نجات دهد که این انزوا هم در دیدگاههای عمومی و مردم است و شاید صنعت گردشگری، تنها راه برونرفت از این انزوا تلقی شود که در این راستا باید مجموعههای دستاندرکار دولتی و حاکمیتی چارهاندیشی کنند و تمرکز بازار را جهت معرفی ظرفیتهای گردشگری ایران بگذارند و هر زمان که ظرفیت هتلها و مراکز اقامتی تکمیل شد، فرصت برای زیرساخت وجود دارد. در حال حاضر که اکثر رستورانها و هتلها رو به تعطیلی هستند، نیاز به فکرکردن برای زیرساخت نیست و تنها باید در حوزه گردشگری کار کرد. هنگامی که گفته میشود رونق صنعت گردشگری تغییراتی در بخشهای اقتصادی ایجاد میکند، مستند است به طوری که بحث ارزآوری، افزایش کیفیت خدمات در مراکز اقامتی، هتلها، توسعه حملونقل ریلی، جادهای و هوایی، رونق اقتصاد پایدار غیرمتمرکز و روستایی ناظر بر چهار فصل بودن ایران و تنوع اقلیمی میتواند رونق پایدار اقتصادی برای حوزههای مختلف غیرشهری ایجاد کند و به توسعه تعاملات تجاری بینجامد و مهمتر اینکه راهکارهای مبارزه با تحریم در آن نهفته است. بنابراین تمامی موارد اشاره شده جزو مزایای صنعت گردشگری به حساب میآید و هنگامی که از این صنعت به عنوان راه نجات یاد میشود، تمامی موارد فوق قابل بررسی است. رویکردهای قبلی کشورهای آسیای شرقی، آسیای میانه و کشورهای همسایه را نسبت به ظرفیت گردشگری ایران باید بازگردانیم و تعداد توریستها را باید افزایش داد، باید برای توسعه بازارهای جدید مانند چین، هند و روسیه تلاش کرد و تعاملات بیشتری با کشورهای عضو پیمان اقتصادی شانگهای برقرار نمود و بازاریابی صنعت گردشگری و معرفی ظرفیتهای آن راهکاری است که باید در رسانهها به آن پرداخته شود و نگذاریم میخ پلمب شدن تابوت صنعت گردشگری ایران بخورد و به از دست دادن ظرفیتها منجر شود. نمونه آن ظرفیت جامجهانی اخیر بود؛ خیل گردشگر فوتبالی و مخاطب جامجهانی که به کشور قطر سفر میکرد، فضای حضورش در ایران ملموس نبود و مشخص بود که مخاطب گردشگر متفاوت است و به سمت ایران سوق پیدا نمیکند، اما دوستان به دنبال افزایش ظرفیتهای قشم و کیش و جذب گردشگر بودند، در حالی که هیچ اتفاقی هم نیفتاد. در صورتی که همزمان با ورود تیم ملی در جامجهانی ظرفیت خوب و جذابی برای معرفی کشور و جاذبههای گردشگری بود که متأسفانه از آن هم غافل شدیم.»