۱۹ سال گذشت از صبح تاریک بم؛ صبحی که بوی مرگ میداد. حیرت بود و اشک و داغی که همراه با خورشید شهر بالا آمد و هرچه خورشید بیشتر به شهر نور پاشید، بیشتر میشد دید که فاجعه چقدر وسعت دارد. ساعت پنج و ۲۶ دقیقه روز جمعه پنجم دی ماه ۱۳۸۲ بم تنها دوازده ثانیه لرزید، اما بعد از نزدیک به ۲ دهه هنوز ردپای آن لرزش در شهر مشهود است.
بم زنده، اما زخمی است. زخمی عمیق که هر بار با زلزلهای در گوشهای از این خاک، تازه میشود و آدمها هنوز از آن صبح تلخ با حسرت و بغض یاد میکنند. برای آنان دنیا به قبل و بعد از آن دوازده ثانیه سیاه تقسیم شده است.
باید پذیرفت که زلزله امری طبیعی است، اما آسیب روحی که بازماندگان بعد از آن تجربه میکنند بسیار پر اهمیتتر از فاجعهای است که شهر و معماری و زیرساختهای آنرا ویران میکند.
انسانشناسان معتقدند یک فاجعه اثراتی بر خودآگاه و ناخودآگاه فردی و جمعی افرادی دارد که آن را لمس کردهاند؛ تاثیری که بر ناخودآگاه یک فرد یا جمع از یک فاجعه باقی میماند، اثری است که «روان» آن را تجربه میکند و تاثیراتی که بر خودآگاه فردی و جمعی یک جامعه بعد از یک فاجعه قابل مطالعه است، تغییراتی است که در «نظام ایدئولوژیکی» افراد رخ میدهد.
پس از زلزله بم، چنین روزی به نام روز ایمنی در برابر زلزله و بلایایی طبیعی نامیده شد تا برنامهها و همایشهای مختلفی در کشور برای پیشگیری و ایمنسازی در مقابل زلزله برگزار شود.
همچنان در مدارس، مانور زلزله برای یادگیری نسل جدید و راههای مقابله با آسیبهای زلزله برگزار میشود، اما همچنان زلزله در شهرهای گوناگون ایران رخ میدهد و خسارت بر جای میگذارد.
شاید وقت آن رسیده است که به جای گذاشتن فقط یک نام بر سالروز یک فاجعه از آن درس هم گرفت و بیشتر درست گرفت تا هدفمند به الزامات اجرایی پیشگیری از آسیبهای چنین بلایای طبیعی اندیشید و آنها را اجرایی کرد.
هر سال در سالگرد وقوع زلزله بم، نشستی در این زمینه برگزار میشود و ضمن بررسی آسیبهای اجتماعی ناشی از این واقعه، از روند بازسازی ساختار اجتماعی این شهر نیز گفته میشود.
غفلت از بازسازی روانی
اما متاسفانه در روند بازسازی شهرها بعد از وقوع زمینلرزه صرفا به بازسازی فیزیکی، یعنی احداث ساختمانها توجه میشود و معماری بومی شهرها و مسائل فرهنگی مردم هر منطقه در روند بازسازی شهرها کمتر مورد توجه قرار میگیرد یا گم میشود.
باید بپذیریم که بازسازی روانی، اجتماعی و فرهنگی از جمله مسائلی است که در کشور ما اولویت بالایی نداشته است. واقعیت تلختر آن است که بازسازیها در شهرهای زلزلهزده بویژه زمین لرزه بم، اکثرا بدون توجه به منظر طبیعی و محیطزیست شهر و با تخریب باغها و درختان شهر بم و آسیب به چهره این شهر بهعنوان یک «باغ شهر» نیز انجام شده است.
زمینلرزه بم نمادی از آسیبپذیری کشور ما در برابر وقوع زلزله است. هنگامی که کانون زمینلرزه در بدترین سناریوی ممکن، درست در منطقه شهری واقع میشود، مواجه شدن با فاجعهای مانند زلزله بم نیز اجتنابناپذیر است.
حالت خوشبینانه زمینلرزهای مانند زلزله بم، وقوع این زلزله در منطقهای خالی از سکنه است؛ زمینلرزه ۲۹ آذر ۸۹ در محمدآباد شهرستان ریگان در فاصله حدود ۸۰ کیلومتری جنوبشرقی بم در منطقهای خالی از سکنه با همان بزرگای زلزله بود و در همان حدود ژرفا فقط چهار کشته برجا گذاشت.
هرچند این اتفاق از سوی بعضی افراد به ساختوساز مناسب و مقاومسازی نسبت داده شد، اما بسیاری از کارشناسان تلفات کم زلزله مشابه زلزله بم در همان محدوده جغرافیایی را صرفا به خالی از سکنه بودن منطقه وقوع زلزله مربوط دانستند یا گفتند که از جمله مهمترین عوامل بوده است.
اینکه مقاومسازی و بازسازی در چه حد و با چه کیفیت و هزینهای در سالهای بعد از زلزله بم در کشور انجام شده، موضوعی است که به ارزیابی مستقل و بیطرفانه علمی نیاز دارد.
وقتی مداخلات اجتماعی جدی گرفته نشد
به مناسبت نوزدهمین سالروز زلزله بم مدیرکل سازمان بهزیستی استان کرمان میگوید در شهرستان بم بعد از حادثه دلخراش زلزله سال ۸۲ مبحث مداخلات اجتماعی و ابزارهای مداخله اجتماعی، مددکاری و مشاوره خدمات روانشناختی که جزو مباحث فوق العاده بود را جدی نگرفتیم.
علیرضا وحیدزاده اظهارداشت: در هر جامعهای یکسری ناهنجاری اجتماعی و فردی وجود دارد، اما تفاوت در نحوه نگاه و مواجهه است، زیرا بسیاری از جوامع ابزار خلق میکنند و خانواده را مدیریت میکنند تا به مرحله طلاق نرسند، ولی متاسفانه ما این ابزارها را به صورت کامل نداریم.
او بیان میکند به طور مثال در شهرستان بم ابزار خلق میکنند تا تاب آوری مردم در نسلهای مختلف بالا برده شود، برای اینکه بتوان این حس را در انسانها ایجاد کرد که زندگی زیباتر از چیزی است که فکر میکنیم و راههای متفاوتی برای زندگی کردن وجود دارد، همچنین فرصتهایی در زندگی بهوجود میآید که ما باید آنها را بشناسیم و به دیگران نیز معرفی کنیم.
وحیدزاده با اشاره به آمار قابل تامل اقدام برای آسیب به خودکشی افزود: امروز اقدام به خودکشی در نسلی مشاهده میشود که شاید به دلیل کوتاهی بوده که از طرف ما رخ داده، زیرا فرصتهایی را برای این نسل خلق یا فرصتهایی را که وجود دارد برای آنان معرفی نکرده ایم.
به گفته او کوتاهی ما باعث شده نسل بعد از ما دچار سردرگمی شود و نتواند هدفهای موثری را برای خودش ببیند یا مشخص کند.
مدیرکل بهزیستی استان کرمان ادامهداد:برای همه اقداماتی که بعد از هر حادثه انجام میدهیم یا برای ترمیم و بازسازی یک زندگی اجتماعی باید پیوستهایی وجود داشته باشد که این پیوستها میتواند فرهنگی، اجتماعی، زیرساختی و کالبدی باشد.
وحیدزاده عنوانکرد: شاید بعد از حادثه زلزله بم کوتاهی شده و پیوستها جدی گرفته نشدند و به موازات ترمیم ساختارهای کاربردی و فیزیکی ابزارهایی را برای ترمیم رابطههای اجتماعی ایجاد نکردیم.
حوزه اجتماعی را رونق دهیم
وی اظهارداشت: فعالیتهای اجتماعی مشارکت و مشوق میخواهند، زیرا این فعالیتها توجیه اقتصادی ندارند و به همین دلیل سرمایه گذار به سراغ آنها نمیرود و باید از طریق مشوقهایی که دولت تعریف میکند همگی با توجه به ظرفیتهایی که در اختیار داریم حوزه اجتماعی را رونق دهیم.
وحیدزاده میگوید: زلزله بم، پیامدهای تلخ و شیرین زیادی از خود برجا گذاشت، پیامدهایی که به همه دنیا درس، آگاهی و شناخت داد.
به گفته وی در کنار تمامی تلاشها اشتباههایی نیز داشتیم و به پیامدهای دراز مدت زلزله فکر نکرده بودیم و نمیدانستیم چه پیامدهایی را پیش رو خواهیم داشت؛ البته آزمون و خطاها همیشه بوده است.
وحیدزاده توضیحداد: شهر ساخته شد، اما بحثهای اجتماعی باقی ماند و اکنون نگرانی ما رابطههای خانواده و والدین و موضوعات و تعاملات اجتماعی و فرهنگی است تا بتوانیم در منازلی که ساختیم و شهری که ساخته شد از پیوندهای اجتماعی لذت ببریم، اما در بم کسی به این موضوعها توجه نکرد و اکنون حرفها برای گفتن دارد.
وی با اشاره به اینکه خطاها را باید جبران کنیم افزود: آمارها نشان میدهد آدمهایی که در این شهر زندگی میکنند کیفیت و سبک زندگی شان نیاز به اصلاح دارد و باید به موازات موضوعات کالبدی و فیزیکی به موضوعات اجتماعی نیز توجه کنیم.