قضات دادگاه کیفری یک استان تهران به زودی پرونده قتل مردی سالخورده را بررسی خواهند کرد که با شلیک گلوله پسرش به قتل رسیده است. متهم در جریان تحقیقات به پلیس گفته است به خاطر بدهی میلیاردی از پدرش درخواست کمک کرده بود، اما وقتی با پاسخ منفی او مواجه شده از پدرش کینه به دل گرفته و حادثه رقم خورده بود.
۲۷ دیماه ۱۴۰۰، مأموران کلانتری ۱۳۳ شهرزیبا از قتل مرد سالخوردهای در یک خودروی سواری باخبر و به محل اعزام شدند. مأموران در بررسیهای اولیه با پیدا کردن مدارک هویتی آن مرد دریافتند جسد متعلق به هومن ۶۰ ساله است که با شلیک گلوله به سر و اصابت ضربات چاقو به گردنش جان باخته است. جسد به پزشکی قانونی فرستاده شد و روند بررسیها نشان داد خودرویی که مقتول در آن کشته شده، متعلق به پسر او به نام کامبیز است.
به این ترتیب کامبیز مورد تحقیق قرار گرفت. او در توضیح به مأموران گفت: «پدرم در کار خرید و فروش و نصب تجهیزات آتشنشانی بود. او وضع مالی خوبی داشت. آن روز قرار بود به خانه خواهرم برویم. مقابل خانه رفتم و پدرم را سوار کردم. بین راه شیرینی خریدیم که یک دفعه یادم افتاد کارت ماشین را در خانه جا گذاشتهام. دوباره برگشتم تا کارت ماشین را بردارم. وقتی مقابل در رسیدم از پدرم خواستم در ماشین منتظر بماند. بالا رفتم و کارت ماشین را برداشتم، اما وقتی برگشتم با صحنه وحشتناکی روبهرو شدم. دیدم پدرم غرق در خون روی صندلی افتاده است. همان موقع با پلیس تماس گرفتم. به کسی مشکوک نیستم، چون پدرم با کسی دشمنی و مشکلی نداشت. نمیدانم چه کسی یا کسانی او را با شلیک گلوله کشتهاند.»
با ثبت این توضیحات، مأموران در گام بعدی تحقیقات، خانواده هومن را مورد تحقیق قرار دادند که طی این تحقیقات مشخص شد پیرمرد مدتها بود که با پسرش اختلاف داشت. همچنین معلوم شد کامبیز چند بار به خاطر بدهی ۵/۱ میلیاردی سراغ پدرش رفته تا از او پول بگیرد، اما پدرش راضی به پرداخت این پول نشده بود. همین باعث درگیری بین آنها شده بود و پدر و پسر با هم کشمکش داشتند.»
با این فرضیه، کامبیز ۳۷ ساله به عنوان مظنون به قتل بازداشت شد. او در بازجوییها بار دیگر مدعی شد از نحوه قتل پدرش اطلاعی ندارد تا سرانجام لب به اعتراف گشود و به قتل اعتراف کرد. کامبیز در جواب سؤالات بازپرس پرونده و در شرح ماجرا گفت: «پدرم چند سال قبل مادرم را طلاق داد و با زن دیگری ازدواج کرد. او بعد از ازدواج دوم همه اموالش را در اختیار همسر دوم و فرزند او قرار داد، حتی خانهای را که به تازگی خریده بود به نام آن زن زده بود.»
متهم در ادامه افزود: «آن زمان مشکلات مالی زیادی داشتم و به خاطر بدهی سنگینی که برایم پیش آمده بود به دردسر افتاده بودم. او پدرم بود و در آن شرایط انتظار داشتم مرا کمک کند، اما چند بار که به سراغش رفتم و از او درخواست کمک کردم به درخواستم اهمیتی نداد. در آن شرایط چارهای نداشتم و مجبور شدم برای پرداخت بدهی ام از یکی از دوستانم پول نزول کنم. روز و شبهایم طوری میگذشت که دیگر امیدی به زندگی نداشتم و اوضاع زندگیام خیلی سخت شده بود، به همین خاطر از پدرم کینه به دل گرفتم.»
متهم در خصوص قتل گفت: «این گذشت تا روز حادثه. آن روز قرار بود به خانه خواهرم برویم. در ماشین نشسته بودیم که دوباره سر مسائل مالی بحث شد و پدرم گفت هیچ کمکی نمیتواند به من بکند. میدانستم اگر بخواهد میتواند این مبلغ را به من بدهد، همین باعث شد کنترل اعصابم را از دست بدهم و با اسلحهای که همراهم بود تیری به سر او شلیک کنم. بعد از شلیک گلوله فکر کردم او مرده است، اما هنوز نفس میکشید و زنده بود. همان موقع چاقو را از جیبم درآوردم و با چاقو گلویش را بریدم، بعد با پلیس تماس گرفتم و به دروغ گفتم نمیدانم چه کسی پدرم را کشته است.»
متهم در جواب به این سؤال که اسلحه را از کجا آوردهای، گفت: «مدتی قبل آن را از یکی از دوستانم خریده بودم و در خانه نگهداری میکردم.»
با اقرارهای متهم وی بعد از بازسازی صحنه جرم راهی زندان شد و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. به این ترتیب متهم بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی مقابل هیئت قضایی شعبه دهم دادگاه از خودش دفاع خواهد کرد. این در حالی است که دو دختر و پسر مقتول برای او درخواست قصاص را مطرح کردهاند.