عشق به خدمت در بین مدیران ورزش موج میزند، آنقدر که برای بقا پشت میز ریاست به هر بهانه و حربهای متوسل میشوند.
حکم بازنشستگی قانونی رئیس فدراسیون والیبال منتشر شده و او از ابتدای زمستان بازنشسته میشود، اما معلوم نیست چرا خود او و حامیانش در مقابل این مسئله مقاومت میکنند. داورزنی سالها در والیبال حضور داشته و یکی از عوامل پیشرفت این رشته در عرصه جهانی بوده است. با این حال این دلیل نمیشود برخی کورکورانه یا هدفمند علیه حکم قانونی موضعگیری کنند. برخی از مخالفان بازنشستگی داورزنی پا را از حمایت فراتر گذاشته و علناً بحث دخالت فدراسیون جهانی را مطرح کردهاند. آنها مدعی هستند در صورتی که مجوز لازم برای ادامه حضور رئیس باتجربه صادر نشود FIVB وارد عمل خواهد شد و احتمال تعلیق فدراسیون کشورمان وجود دارد. این عده با استفاده از کمک برخی رسانهها تلاش میکنند موضوع را جدی و حتمی نشان دهند و به نوعی وزارت و دیگر مسئولان را به تعلیق والیبال تهدید میکنند. در اینکه محمدرضا داورزنی چه خدماتی برای والیبال انجام داده، شکی نیست و او در سطح بینالملل نیز چهره شناخته شده والیبال کشورمان محسوب میشود. منتها تمکین از قانون برای همه است و فرقی نمیکند فلان شخص مدیر کجاست و چه مسئولیتی برعهده دارد. داورزنی ۴۳ سال است در ردههای مختلف مدیریتی حضور فعال دارد و حالا که با حکم بازنشستگی مواجه شده حاضر به جدایی از میز ریاستش نیست!
او باید چند سال پیش بازنشسته میشد، اما بنا بر برخی دلایل و تصمیمات مدیریتی، داورزنی با تبصره و قانون مجوز ادامه حضور در ورزش را گرفت، ولی دیگر مجوزهای قبلی اعتبار خود را از دست داده و راهی جز قبول واقعیت وجود ندارد.
متأسفانه پیش کشیدن موضوع تعلیق در ورزش ایران مسبوق به سابقه است. فوتبالیها هر وقت به مشکل قانونی بر میخورند و برای رسیدن به اهداف پشت پرده با مانع مواجه میشوند فوراً حرف از تعلیق میزنند و همه را از فیفا میترسانند. با اینکه شرایط و اوضاع سایر رشتهها با فوتبال پرحاشیه متفاوت بود و همواره از بیقانونی فوتبالیها انتقاد میشد، اما گویا والیبال نیز به سمت قانونگریزی قدم برمیدارد. به نظر میرسد برخی افراد شناخته شده و حامیانشان قصد دارند از تاکتیک سوخته فوتبال استفاده کنند و با بینالمللی کردن قضیه اوضاع را بحرانی جلوه دهند. در صورتی که داورزنی اولین مدیر بازنشسته ورزش نبوده و نیست. مگر قبلیها بعد از صدور حکم بازنشستگیشان چه کار کردند، فوقش کمی مقاومت کردند و بعد هم به تبعیت از قانون از میز و صندلیشان جدا شدند. وقتی رئیسی طبق قوانین کشوری بازنشسته شده باید بدون حاشیهسازی و گرا دادن به خارج، خودش کنار برود تا قضیه فیصله پیدا کند. منتها میگویند پای فدراسیون جهانی وسط میآید، ولی این را نمیگویند آقایان اگر در داخل فکر دور زدن قانون به سرشان نزند و ریاست را به نسلهای بعدی بسپارند، FIVB نیز هیچ مشکلی بابت رفتن یک مدیر بازنشسته نخواهد داشت. درست است که اساسنامه باید رعایت شود، اما قوانین داخلی را نباید زیر پا گذاشت و مجامع بینالمللی ورزشی نیز معمولاً قوانین کشورها را میپذیرند، مگر اینکه برخی که منافعشان به خطر افتاده اخبار خلاف واقع را به خارج مخابره کنند.
با احترام به زحمات داورزنی در پیشرفت والیبال باید بپذیریم قحط الرجال در ورزش نداریم و قطعاً در بین نسلهای بعدی هستند افرادی که بتوانند والیبال را در مسیر ترقی حفظ کنند. داورزنی روزگاری در این رشته بیتجربه بود و با گذشت زمان رئیس موفق والیبال لقب گرفت. بعد از بازنشستگی او، وزارت ابتدا باید سرپرست فدراسیون را تعیین کند و بدون فوت وقت زمینه را برای برگزاری مجمع آماده سازد. تیمملی سال آینده مسابقات مهمی را پیشرو دارد و فدراسیون بدون رئیس قطعاً در عملکرد تیم تأثیرگذار خواهد بود. البته حامیان داورزنی از این موضوع هم به عنوان بهانه برای بقای او استفاده میکنند.