کد خبر: 1122152
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
محبوبه قربانی

مرد موتور‌سوار که متهم است هفت راننده زن جوان را با ادعای آتش گرفتن خودروی‌شان به فضای سبز بزرگراه‌ها کشانده و به آن‌ها تعرض کرده است، به اعدام محکوم شد.
به گزارش «جوان»، سال ۹۸ تحقیقات پلیس تهران با شکایت زنی جوان از مردی موتور‌سوار به جریان افتاد. آن زن گفت: «روز گذشته در اتوبان همت رانندگی می‌کردم که یکدفعه مردی موتورسوار به من نزدیک شد و گفت ماشینم در حال انفجار است و باید از آن پیاده شوم. از ترس حرفش را باور کردم و بلافاصله از ماشین پیاده شدم، اما او مرا به حاشیه بزرگراه برد و بین درختان به من حمله کرد و مرا آزار داد.» با تأیید این ادعا از سوی کارشناسان پزشکی قانونی، شکایت‌های مشابهی به پلیس رسید که بعد از طرح شکایت از سوی شاکیان نشان داد آن مرد با مخدوش کردن پلاک موتورش در بزرگراه‌ها، خودرو‌هایی را که راننده آن‌ها زنان تازه کار بودند شناسایی می‌کرد، و به آن‌ها نزدیک می‌شده‌است. سپس به بهانه آتش گرفتن و انفجار خودروی‌شان زنان جوان را از ماشین پیاده و بعد از هدایت به طرف گاردریل‌ها، بین درختان حاشیه اتوبان به طعمه‌هایش تجاوز می‌کرده است.
بازداشت متهم
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران در حال گشت‌زنی در مکان‌های اعلام شده‌بودند که یکی از شهروندان با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و به مأموران خبر داد مردی که در حاشیه اتوبان همت قصد آزار زنی جوان را داشته دستگیر کرده است. بعد از این تماس مأموران به محل رفتند و با بازداشت آن مرد و انتقال به پلیس آگاهی معلوم شد او همان مردی است که به زنان جوان تعرض می‌کرد. متهم تحت بازجویی قرار گرفت و به جرمش اعتراف کرد.
محاکمه اول
با اقرار‌های متهم پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و در اولین جلسه روی میز هیئت قضایی شعبه ششم دادگاه قرار گرفت. با اعلام رسمیت جلسه، شاکیان یک به یک در جایگاه قرار گرفتند و شکایت خود را مطرح کردند. یکی از آن‌ها که زن تحصیل کرده‌ای بود، گفت: «مجرد هستم و با خانوده‌ام زندگی می‌کنم. به تازگی ماشین خریده‌بودم و با آن به محل کار می‌رفتم. روز‌های آخر سال بود و در حال برگشت به خانه بودم که به شلوغی اتوبان همت برخوردم. در آن ترافیک متهم که سوار موتور بود به من نزدیک شد و گفت ماشینم دود می‌کند و باید خیلی زود از ماشین پیاده شوم. از ترس حرفش را باور کردم و از ماشین پیاده شدم که او مرا به طرف گاردریل هدایت کرد.»
شاکی در ادامه گفت: «متهم دوباره گفت احتمال دارد ماشینم منفجر شود و بهتر است داخل فضای سبز بروم. به او اعتماد کردم و حرفش را گوش کردم که یکباره به طرفم حمله کرد و مرا آزار داد.» زن جوان در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: «از آن شب دیگر روی آرامش را ندیدم و هر شب کابوس می‌بینم. زندگی خودم و خانوده‌ام تحت‌تأثیر این اتفاق قرار گرفته‌است. بعد از دستگیری متهم فهمیدم او در لابراتوار دندانپزشکی کار می‌کرده و درآمد و شغل مناسبی هم داشته‌است. همسرش نیز زنی جوان و زیباست که حاصل ازدواجشان یک فرزند ۱۰ ماهه بود. با این شرایط نمی‌دانم چرا این مرد مرتکب چنین جرمی شده‌است. ضربه‌ای که او با این کارش به من و خانواده‌ام زده‌است با هیچ‌چیز جبران نمی‌شود. راضی به گذشت نیستم و درخواست اشد مجازات دارم.»
دیگر شاکی نیز به جایگاه رفت و در طرح شکایتش گفت: «در یکی از اتوبان‌های تهران در حال رانندگی بودم که متهم به من نزدیک شد و گفت ماشینم در حال آتش گرفتن است. او می‌گفت باید از ماشین پیاده شوم، چون ماشین در حال انفجار است. خیلی ترسیده‌بودم به همین خاطر از ماشین پیاده شدم، سپس با هدایت آن مرد به طرف درختان حاشیه اتوبان رفتم. یک لحظه برگشتم و دیدم آن مرد پشت سر من ایستاده‌است. او یکباره دستش را جلوی دهانم گرفت و خواست مقاومت نکنم. سپس بدون توجه به فریادهایم مرا آزار داد. همانطور فریاد می‌کشیدم که یکدفعه دو مرد عابر صدای مرا شنیدند و به کمک آمدند. آن‌ها موفق شدند متهم را دستگیر کنند، سپس با پلیس تماس گرفتند. این حادثه اراده مرا برای انجام هر کاری گرفته و روح و روانم را به هم ریخته است. راضی به گذشت نیستم و برای متهم درخواست اشد مجازات دارم.» بعد از مطرح شدن شکایت‌ها، متهم نیز به جرمش اعتراف کرد. در پایان هیئت قضایی وارد شور شد و با توجه به مدارک موجود در پرونده متهم را به اعدام محکوم کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار