تیمملی فوتبال ایران فرصت درخشش در جامجهانی قطر را از دست داد. بعد از شکست مقابل امریکا رؤیای صعود نقش بر آب شد و شانس بزرگ از دستمان رفت. حالا که عطش بزرگترین تورنمنت فوتبالی جهان برایمان فروکش کرده، باید با دید باز و نگاه واقعبینانه شرایط و اوضاع تیم را مورد ارزیابی دقیق قرار دهیم تا معلوم شود اصلاً برای موفقیت در این دوره جام برنامهریزی و تلاش شد یا تنها قبل از رویارویی با آخرین حریف به فکر صعود افتادیم. تصمیمات عجیب
تغییرات غیرمنتظره روی نیمکت تیمملی آن هم چند ماه قبل از شروع جام همه را شوکه کرد، حتی حریفانمان را، با این حال از وقتی سکان هدایت تیم دوباره به کیروش سپرده شد، همان اتفاقاتی که منتظرش بودیم رخ داد؛ از دعوت بازیکنان مسن به تیم تا استفاده از تاکتیکهای نخنماشده مقابل حریفان. تیم ما برای انجام بازی دوستانه پیش از آغاز رقابتها چالشهای زیادی را تجربه کرد، با این حال بازیکنانی که در لیست نهایی سرمربی قرار گرفتند اکثراً تجربه در کنار هم را داشتند و باهم ناآشنا نبودند.
بحثمان در خصوص علل انتخاب مجدد کیروش نیست و فدراسیون باید پاسخگوی این تصمیم مدیریتی باشد، اما از آنجا که مرد پرتغالی همچنان علاقهمند به ادامه همکاری با تیم کشورمان است، در مورد تاکتیکها و شیوه مدیریت تیم انتقادات زیادی وجود دارد؛ اینکه این مربی کهنهکار چطور انتظار داشت در مدت کوتاه موفقیتی بزرگ در جامجهانی کسب کند، یکی از همان انتقادات است. کیروش سابقه دو جامجهانی با تیمملی ایران را داشت و میدانست درخشش مقابل تیمهای قدرتمند جامجهانی کار سختی است. رسیدن به این هدف تنها با برنامهریزی طولانیمدت و به کار گرفتن تاکتیکهای ویژه محقق میشد، در حالی که سرمربی ما طبق روال گذشته هیچ اعتقادی به تغییرات و استفاده از نیروهای تازهنفس نداشت، نه روی نیمکت و نه در ترکیب تیم! جای خالی یک دستیار کاربلد روی نیمکت خالی بود، استفاده از مارکار آقاجانیان بیکار در نوع خود یکی دیگر از تصمیمات عجیب و غریب بود.
ریسک پوستاندازی
تأکید بیش از حد روی استفاده از لژیونرها و همان بازیکنان مورد اعتماد خودش این بار دیگر جواب نداد. در حالی که همه کشورهای حاضر در قطر از حضور ۲۶ بازیکن سود بردند، تیم ما با ۲۵ بازیکن به دوحه اعزام شد و هیچ کس هم نفهمید کیروش چرا چنین تصمیمی گرفت. جدا از این، با در اختیار داشتن چهار سنگربان، دست سرمربی برای انتخاب دروازهبان اصلی باز بود، اما علیرضا بیرانوند مصدوم در جدال با امریکا وظیفه حفاظت از چارچوب را در اختیار داشت و با ترس و لرز توپها را دفع میکرد. تصمیمات عجیب به همین جا ختم نشد؛ خط زدن بازیکنان باانگیزهای، چون نورافکن و سرلک فقط از کیروش برمیآمد؛ نفراتی که برای بازی در قطر لحظهشماری میکردند و با توجه به عملکردشان میتوانستند کمکحال تیم کشورمان باشند. اینکه سرمربی در انتخاب بازیکنانش اختیار تام دارد قبول، اما سرمربی مسئول نتایج تیمملی است و باید در قبال آنها پاسخگو باشد.
چرا باید لقب پیرترین تیم جام به ایران تعلق بگیرد؟ چون پوستاندازی و فرصت دادن به بازیکنان جوان دل و جرئت میخواهد، اما کیروش مقابل هر گونه تغییر رویه مقاومت میکند و تا مجبور نباشد دست به ترکیب قبلی نمیزند. جدا از چند لژیونر شاخص، بودند بازیکنان جوانتر و باانگیزهتری که برای حضور در اردوهای تیمملی میجنگیدند، غافل از اینکه شاکله اصلی تیم از مدتها قبل انتخاب شده بود.
ناکام در صعود
عملکرد تیم ملی در این دوره نسبت به دو دوره گذشته پیشرفتی نداشت، ضمن اینکه فرصت ایدهآل صعود به دور بعد را نیز از دست دادیم. در جامجهانی برزیل ابتدا مقابل نیجربه متوقف شدیم و پس از آن با قبول شکست از آرژانتین و بوسنی با تنها یک امتیاز، تیم به خانه بازگشت. در جام ۲۰۱۸ برد مقابل مراکش همه را امیدوار کرد، اما باخت به اسپانیا و تساوی برابر پرتغال، با چهار امتیاز باز هم نتوانستیم صعود به دور دوم را تجربه کنیم. در روسیه با چهار امتیاز در گروه مرگ کنار رفتیم، اما در قطر با چهار امتیاز میتوانستیم صعودی بیدغدغه را تجربه کنیم، ولی صد حیف که تاکتیک دفاعی این اجازه را به ما نداد.
این اولینباری بود که سرنوشت صعود را در اختیار داشتیم. آنقدر همه از این شرایط مشعوف بودیم که یادمان رفت از کیروش بخواهیم دست از ترس بردارد و مقابل امریکا تیم را همچون بازی با ولز هجومی به میدان بفرستد. دفاع از ابتدای بازی همه چیز را به سود امریکا تمام کرد. حریف از تاکتیک لو رفته ما استفاده کرد و با یک گل رؤیایمان را به باد داد. باید قبول کنیم عامل شکست خودمان بودیم. به جای آنکه به پیروزی فکر کنیم، به تساوی قانع بودیم. حذف ناباورانه درس عبرتی داد به همه مربیان ترسو.
فرصتسوزی نکنیم
شکست خوردیم و این را نمیتوانیم کتمان کنیم. شاید کیروش خیلی از نتایج ناراحت نباشد و دستیارش روی بدشانسی تأکید کند، اما این تیم ماست و نباید با این حرفها آینده آن را به خطر انداخت. در جامجهانی که به جایی نرسیدیم، لااقل جامملتها را از دست ندهیم و برایش برنامه داشته باشیم. سه تیم آسیایی به دور دوم جام صعود کردند و همانها رقیبان ما در آسیا خواهند بود. تا کی قرار است با شیوههای منسوخ به کارمان ادامه و وعده قهرمانی آسیا به مردم بدهیم؟ تا وقتی تیمملی پوستاندازی نکند و به بازیکنان مستعد و جوان اعتماد نشود، اوضاع تغییری نخواهد کرد. شاید سطح لیگ ما قابل مقایسه با لیگهای اروپایی نباشد، ولی قطعاً در همین لیگ نیز هستند گزینههایی که بهتر از بازیکنان پا به سنگذاشته شاغل در تیمهای درجهچندم خارجی بازی کنند. به اندازه کافی به باتجربهها فرصت داده شده و بسیاری پشت خط همین بازیکنان ماندهاند. باید زودتر از اینها دست به جوانگرایی میزدیم. با اینکه زمان زیادی را از دست دادهایم، اما باید آیندهنگری را در دستور کار قرار دهیم و به جام جهانیهای آتی فکر کنیم؛ کاری که ژاپن و خیلیهای دیگر انجام دادند و نتیجه مثبتش را نیز گرفتهاند.