اعضای یک شبکه سرقت که با دستبرد به خانههای شمال تهران ثروت میلیاردی به جیب زدهبودند در آخرین سرقت با افتادن نقاب از چهره سردستهشان شناسایی و بازداشت شدند.
اوایل تابستان امسال مردی در تهران به اداره پلیس رفت و از سارق یا سارقانی به اتهام سرقت چند میلیاردی از خانهاش شکایت کرد.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: «خانهام در طبقه دوم ساختمانی مسکونی در یکی از خیابانهای شمالی تهران است. چند روز قبل همراه خانوادهام برای تفریح به یکی از شهرهای شمالی رفتیم و امروز وقتی به خانه برگشتیم با صحنه عجیبی روبهرو شدیم. وسایل خانهام به هم ریخته و پنجره بالکن هم تخریب شدهبود که حکایت از آن داشت سارق یا سارقانی به خانهام دستبرد زدهاند. سارقان علاوه بر یک تخته فرش نفیس، مقدار زیادی لوازم آنتیک و عتیقه و گاوصندوقم را که طلاها و جواهرات همسرم و تعداد زیادی سکه و مقداری هم پول خارجی در آن بود، سرقت کردهبودند.»
فرش ۵ میلیارد تومانی
با طرح این شکایت پرونده به دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ویژه سرقت برای رسیدگی و شناسایی سارقان در اختیار تیمی از مأموران پلیس تهران قرار گرفت.
بررسیهای مأموران پلیس در محل حادثه نشان داد سارقان باند پنج نفرهای هستند که در نبود صاحبخانه از طریق پنجره و بالکن وارد خانه میشوند و دست به سرقت میلیاردی میزنند.
همچنین مشخص شد سارقان حرفهای هستند و برای اینکه ردی از خود به جای نگذارند، نقاب به صورت دارند و چهرههای آنها از طریق دوربینهای مداربسته قابلشناسایی نیست.
مأموران پلیس در ادامه تحقیقات با شکایتهای مشابه و متعددی روبهرو شدند که معلوم شد سارقان به همان شیوه بالکن رو و تخریب پنجره اقدام به سرقت سریالی از خانههای شمالی تهران میکنند.
یکی از شاکیان به مأموران پلیس گفت: «من تاجر هستم و وضع مالی خوبی دارم. چند روز قبل همراه خانوادهام، به مسافرت رفته بودیم و امروز به تهران برگشتیم و متوجه شدیم سارقانی به خانهام دستبرد زدهاند. سارقان از طریق پنجره وارد خانهام شدهبودند و علاوه بر سرقت یک تخته فرش نفیس ۵ میلیارد تومانی شناسنامهدار و مقدار زیادی لوازم گرانقیمت، خیلی ماهرانه رمز گاوصندوقم را که در اتاق خواب و داخل کمدی مخفی کردهبودم، باز و همه طلا و جواهرات میلیاردیمان و پولهای خارجی داخل آن را هم سرقت کرده بودند.»
در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده میشد، مأموران پلیس دریافتند سارقان حرفهای در تیمهای چهار و پنج نفره اقدام به سرقتهای میلیاردی میکنند و در تمامی سرقتها هم علاوه بر سرقت محتویات داخل گاوصندوقها، فرشهای نفیس شناشنامهدار هم سرقت میکنند.
حواسپرتی سرکرده
تحقیقات برای شناسایی و دستگیری سارقان حرفهای ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل به مأموران پلیس خبر رسید سارقان به خانه دیگری در شمال تهران دستبرد زده و میلیاردها تومان سرقت کردهاند، اما برخلاف تمامی سرقتهای حرفهایشان اینبار سرکرده باند به خاطر حواسپرتی نقاب به صورت نداشتهاست و دوربینهای مداربسته چهره او را ضبط کردهاند. چهره به دست آمده از سرکرده باند سارقان پس از بررسی و تطبیق آن با آلبوم مجرمان سابقهدار نشان داد وی سارق حرفهای سابقهداری به نام فرزاد است که متخصص در سرقت از خانه و گاوصندوق است. همچنین مشخص شد وی مدتی قبل از زندان آزاد شده و اینبار با تشکیل باند سارقان با سرقتهای سریالی از خانهها ثروت میلیاردی به جیب زدهاست. در چنین شرایطی مأموران پلیس وی را تحت تعقیب قرار دادند تا اینکه چند روز قبل پاتوق او را در اطراف تهران شناسایی کردند و در اقدامی غافلگیرانه وی و هفت همدستش را به دام انداختند.
متهمان که پنج سارق و سه مالخر هستند، در بازجوییها به سرقتهای سریالی اعتراف کردند. تحقیقات از متهمان ادامه دارد.
گفتگو با رئیس سارقان
فرزاد مرد میانسالی است که از دوران جوانی برای سرقت به تهران آمدهاست. وی مدتی قبل از زندان آزاد میشود و با تعدادی از دوستان و بستگانش باند سرقت از خانهها را تشکیل میدهد. سارق حرفهای در تمامی سرقتهایش حسابشده عمل میکردهاست، اما در آخرین سرقت یک لحظه حواسپرتیاش دست او را رو میکند. متهم در جریان سرقتهای سریالیاش یک همدست عراقی هم پیدا میکند و فرشهای نفیس شناسنامهدار را به او فروختهاست.
فرزاد چند بار به زندان رفتهای؟
پنج بار سابقه زندان دارم و همیشه هم به خاطر سرقت از خانه دستگیر شده و به زندان رفتهام. البته بار اول و دوم خیلی حرفهای نبودم و زود به دام افتادم، اما دفعات بعدی تجربهام زیاد شد و سعی کردم حرفهای عمل کنم، چون من تخصصم در سرقت از منزل است، اما به هر حال دستگیری دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد و کافی یک اشتباه انجام بدهی و در دام مأموران گرفتار شوی، مثل آخرین سرقت که یک حواسپرتی کوچک تمامی اعضای باند را به دام انداخته است.
چرا حواسپرت بودی؟
من همیشه با برنامه اقدام به سرقت میکردم و تمامی مراحل حساب شدهبود، چون باتجربه بودم، اما چند شبی بود به خاطر سرقتهای سریالی خوب نخوابیده و در آخرین سرقت خیلی خستهبودم و قرار بود همدستانم آن سرقت را انجام دهند، اما مشکلی پیش آمد که فقط از دست من ساخته بود و به همین خاطر من به محل قرار رفتم و به خاطر خستگی زیاد و حواسپرتی لحظهای که وارد کوچه شدم، فراموش کردم نقابم را بزنم و دوربینها چهرهام را ضبط کردند.
چه شد که همدست عراقی استخدام کردی؟
معمولاً در بعضی سرقتها علاوه بر طلا و جواهرات و پول، فرشهای نفیس شناسنامهدار هم سرقت میکردیم. ما برای فروش فرشهای شناسنامهدار مشکل داشتیم و کسانی هم که خریدار بودند برای فرشهای یک میلیاردی قیمت میلیونی میدادند و من هم حیفم میآمد، به قیمت پایین بفروشم و به همین دلیل پس از کلی تحقیق با فرد عراقی آشنا شدم و او هم حاضر شد فرشهای نفیس سرقتی را به قیمت خوبی از من بخرد.
چطور تحویل او میدادی؟
معمولاً فرشهای سرقتی را با وانت به مرز میرساندم و او هم در مرز از من تحویل میگرفت و پولش را همانجا به دلار پرداخت میکرد.
ارزش فرشهایی که فروختی چقدر بود؟
حدود ۵۰ میلیارد تومان فرش نفیس به مرد عراقی فروختم.
اعضای باند همه حرفهای هستند؟
بله. یک سال قبل که از زندان آزاد شدم، با تعدادی از بستگانم باند را تشکیل دادم. فکر کردم باند فامیلی بهتر است و مشکلات کمتری دارد.
شیوه سرقتتان چگونه بود؟
ما معمولاً در تیمهای چهار نفره یا پنج نفره به محل میرفتیم و پس از تخریب پنجره وارد خانه میشدیم. البته قبل از ورود مطمئن میشدیم که صاحبخانه نباشد.
در سرقت پیش آمدهبود با مأموران پلیس روبهرو شوید؟
بله. در دو مورد با مأموران پلیس روبهرو شدیم و آنها به ما شک کردند و دستور ایست دادند، اما من فرار کردم و مأموران هم مرا تعقیب کردند. من در آن دو تعقیب و گریز به تعداد زیادی خودرو خسارت وارد کردم و در نهایت هم باعث راهبندان شدم و مأموران موفق به دستگیری من نشدند.