سالهاست از خواندن تابلوهای شهری به شدت پرهیز میکنم، زیرا تحمل این حجم از غلطنویسی و زشتنویسی و انشا و ادبیات نازل این تابلوها را ندارم، اما یکسال پیش پرهیز خود را شکستم و هنگام عبور از خیابان کریمخانزند نگاهی به شناسنامه مجسمههای شهریار و رهیمعیری انداختم. کاش نمیدیدم! فاجعه بود. میخواستم درباره این حجم از نادرستی چیزی بنویسم، اما ترسیدم سازمان زیباسازی شهری، بیدرنگ فرصت را غنیمت بشمارد و کمیتهای تشکیل دهد با یکدوجین آدم جدید و با استخدام آشنا و غریبه، به عرض و طول سازمان عریض و طویل خود برای ساماندهی به این نابسامانی بیفزاید! پس سکوت کردم تا اینکه چند روز پیش در خبرها دیدم قرار است چند مجسمه جدید در این خیابان نصب شود. پس صلاح چنان دیدم که اینبار یادآور شوم این حق دو شاعر بزرگ ایرانی نیست که یک سازمان با آن عظمت از معرفی آنان با دوخط کلام زیبا عاجز باشد.

در معرفی ساده رهی معیری، عبارت «از ترانههای سروده شده توسط وی...» نشانه اوج ضعف و ناتوانی در یک نگارش زیبا است. میتوانستند بنویسند «از ترانههای او...». به کار بردن واژه «توسط» که معنای درست و حسابی هم نمیدهد، در یک چنین معرفی دو، سه جملهای، اوج بیسلیقگی است، اما غلط فاحش اصلی، نوشتن «بهنام» به جای «بنام» است: «از ترانهسرایان و تصنیفسرایان بهنام است!...» تا معلوم شود که احتمالاً سازمان زیباسازی از همان نصاب مجسمه خواسته است چیزی را هم به عنوان شناسنامه زیر مجسمه بنویسد!

اما درباره شناسنامه مجسمه شهریار اوضاع فرق میکند. شروع مطلب این است: «شهریار اهل تبریز بود که به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده است...!» واقعاً این ترکیب از یک ذهن ناامید بیرون میآید! آوردن حرف ربط «که» درست بعد از جمله اول که جمله مناسبی هم برای شروع یک معرفی نیست، نشان میدهد نویسنده میخواسته زودتر سر و ته بحث را همبیارود! آیا برای معرفی شاعر و اینکه به دو زبان شعر سروده، باید ابتدا به اهلیت او اشاره کرد؟! آیا برای معرفی شهریار نمیتوان از ادبیاتی زیباتر بهرهمند شد؟ نمیتوان نوشتن این شناسنامهها را به ادیب یا شاعری خوشذوق سپرد؟ در هیچ کجای دنیا چنین بیرحم با مفاخر ادبی نیستند که ما هستیم و هیچ کجا چنین مفاخری ندارند که ما داریم! این اوج تناقضنمایی ماست.