تیم ملّی فوتبال ایران در سومین بازی خود در جامجهانی با نتیحهی یک بر صفر به آمریکا باخت و برای ششمینبار از صعود به مرحلهی حذفی بازماند. پیش از مسابقه با آمریکا همه با هم یکدل شدند تا اینبار آرزوهای یک ملت محقق گردد امّا باز هم این اتفاق میسر نشد.
پیش از آغاز تورنمنت رسانههای معاند تمام امکانات خود را بسیج کردند تا با تضعیف روحیهی بازیکنان تیم ملّی به آنچه میخواهند دست پیدا کنند. هرچند مسئولان قطری با مدیریت همهجانبه مانع از شیطنت این رسانهها شدند ولی این جنگ روانی در بازی با انگلیس جواب داد و بخت از ما به بدترین شکل روی گرداند. سربازان وطن امّا در بازی با ولز از جان و دل مایه گذاشتند و آنچه میخواستند را عملی کردند. بغض ایران پس از چند ده روز ترکید و مردم را به خیابانها کشاند.
بازیکنان ما با روحیهی بسیار خوبی برای مقابله با آمریکا زمین را ترک کردند و از شواهد امر چنین بر میآمد که تاریخ دوباره به سود ما تکرار خواهد شد و ما باز هم از سد یانکیها عبور میکنیم، اما شرایط آنطور که ما پیشبینی میکردیم پیش نرفت.
کیروش با اتکا به تجربهاش و همچنین درک امر ملّی توطئههای زیادی را در این جام خنثی کرد. این مرد پرتغالی پس از بازی با انگلیس با مشتی گره کرده روحیهی به اغما رفتهی جوانان ما را به ایشان بازگرداند و در پاسخ به سوالهای بیربط خبرنگاران خارجی کاملاً حرفهای عمل کرد؛ این مسئله یک درس بزرگ برای مربیان پرمدعاییست که به وقت نیاز نهتنها به مرهمی برای زخم بدل نمیشوند، بلکه روی آن زخم میگذارند و به بهانههای واهی موجبات رنجش مردم زحمتکش ما را نیز فراهم میکنند. مربیانی که رقم قراردادشان طبق معیارهای بینالمللیست امّا نه در درون مستطیل سبز و نه در اجتماع بههیچوجه در قد و قوارهی پولی که دریافت میکنند نیستند. این درست است که کیروش باز هم نتوانست تیم ما را به مرحلهی حذفی برساند ولی مردانه جنگید و با حرفهایگری روی موضع خود مبنی بر حمایت همهجانبه از تیم ملی ثابت باقی ماند.
بازی سوم ما در شبی که نگاه تمام «ایرانیان وطندوست» به استادیوم الثمامه بود با آمریکا آغاز شد. تیم ما در نیمهی اول عقب نشست تا با اضافه کردن مهرههای هجومی در نیمهی دوم نیمنگاهی هم به دروازهی آمریکا داشته باشد. کیروش سعی در کنترل بازی داشت و به همین خاطر یوزها را در نیمهی زمین خودمان به انجام بازی تدافعی فراخواند. ایران قصد داشت با کور کردن فضاها راه نفوذ بر یاران برهالتر را ببندد و مانع از گل خوردن تیم شود، امّا آمریکاییها نشان دادند که هم روی زمین خوب توپ را به گردش درمیآورند و هم از جناحین قادر به ضربه زدن هستند. سیستم ۴–۳-۳، مختص تیمهایی نظیر اسپانیا، فرانسه و حتی انگلستان است و تیمهای کوچکتر معمولاً از این مدل پیروی نمیکنند. سیستم ۴-۳-۳ انعطافپذیری و آزادی عمل قابل توجهی به تیمهای قدرتمند میدهد تا بتوانند بیشترین فشار را به حریف خود وارد کرده و دروازه را بگشایند. نتیجهبخش بودن اهداف این سیستم تا حد زیادی به قدرت بدنی تکتک بازیکنان بستگی دارد تا بتوانند مدام روی دروازهی حریف توپ بریزند؛ فاکتور مهم آمریکا هم همین قدرت بدنی تمامناشدنی بود. آنها وقتی حمله میکردند یاران ما نمیتوانستند پس از قطع توپ دست به ضد حمله بزنند و از نظر بدنی کم میآوردند. تجربهی بالای بازیکنان ما نتوانست مانع از گلزنی تیم بسیار جوان آمریکا شود. در سیستم ۴-۳-۳ آمریکاییها سهنفر خط جلو، کاملاً متمرکز در محوطهی جریمهی ما حضور داشتند و این هافبکهای کناری بودند که توپ را از کنارهها برایشان ارسال میکردند. در سیستم معمولِ ۴-۳-۳ این وینگرها هستند که از کنارهها حرکت میکنند و توپ را برای مهاجم هدف میفرستند، اما در آمریکای تحت رهبری برهالتر وینگرها هم مدافعین میانی حریف را تحتفشار قرار داده و فضا را برای حمله از جناحین آماده میکنند. تیم ما در نیمهی اول حتی نتوانست هالهای از بازی با ولز را از خود به نمایش بگذارد و با دوندگی بسیار کم اسیر تفکرات تدافعی مربی خویش شد.
در نیمهی دوم و پس از خروج پولیشیچ از بازی و اضافه شدن ترابی، قدوس و جلالی، فشار ما روی دروازهی مت ترنر افزایش یافت ولی نتیجه آنی نشد که ما فکرش را میکردیم. یوزهای ایرانی هرچقدر در نیمهی اول بد بودند، در نیمهی دوم جبران کردند و از هیچ تلاشی برای باز کردن دروازهی آمریکا دریغ نکردند، امّا بچهها برای جبران نیاز به برنامههای دیگری داشتند و آمریکا هم نشان داد تیمی نیست که روی ارسال از جناحین بتوان دروازهاش را گشود. از بداقبالی ما بود که آمریکاییها در این جام یکی از بهترین تیمها از نظر ساختار دفاعی بودند و تنها گلشان را از روی نقطهی پنالتی، آن هم در مقابل ولز دریافت کردند. حتی انگلیسیها هم در جریان بازی نتوانستند به این تیم گل بزنند و ما هم نتوانستیم راهی به سنگر آمریکاییها پیدا کنیم. شاید اگر کیروش بیخیال بازی محتاطانهی در نیمهی اول میشد این نتیجه رقم نمیخورد. شاید اگر داور در لحظات پایانی یک پنالتی به نفع ما میگرفت الان روی عرش آسمان بودیم و پرواز میکردیم. اگرها و شایدهای فراوان پشت هم ردیف میشوند تا غم شکست را در خود حل کنند و ما را به روزهای بهتری نوید دهند؛ با تمام این حرفها، در ظاهر برهالتر مچ کیروش را خواباند، اما این کیروش بود که با منش خویش، فعل وطندوستی را از نو برای مُشتی جاهل صرف کرد.