هیئتی از گروههای فلسطینی از جمله نمایندگان حماس به سرپرستی خلیل الحیه، عضو دفتر سیاسی حماس، روز چهارشنبه ۱۹ اکتبر به سوریه رفتند و با بشار اسد، رئیسجمهور سوریه دیدار کردند. هیئتی از گروههای فلسطینی از جمله نمایندگان حماس به سرپرستی خلیل الحیه، عضو دفتر سیاسی حماس، روز چهارشنبه ۱۹ اکتبر به سوریه رفتند و با بشار اسد، رئیسجمهور سوریه دیدار کردند. این نخستین دیدار نمایندگان حماس با اسد بعد از یک دهه قطعی روابط بین دو طرف و به معنای احیای روابط بین سوریه با حماس بود. به عبارت دیگر، اسد با قبول دیدار با الحیه از یک سو نشان داده حوادثی را به دست فراموشی سپرده است که باعث قطع روابط بین دو طرف شده بود و از سوی دیگر، حاضر شده با تجدید روابط زمینه مناسبی را برای بازگشت حماس به سوریه و تقویت جایگاه آن در جبهه مقاومت سوری فراهم کند. این چیزی بود که اسد در دیدارش با این هیئت بر آن تأکید کرد و گفت: «دیگر به گذشته برنمیگردیم» و الحیه نیز در پاسخ به او و در حالی که لبخند بر لب داشت، خطاب به اسد گفت: «سلام و درود همه رهبران حماس و فرماندهان گردانهای القسام را به شما میرسانم. به این ترتیب، حماس بعد از ۱۰ سال به سوریه یا به قول الحیه «دژ مقاومت» بازگشت و این اتفاق میتواند تحول قابل توجهی در جبهه مقاومت از سواحل مدیترانه تا قنیطره ایجاد کند.
سراب اخوانی
میتوان قطعی روابط حماس با دمشق را بیش از هر چیز به عنوان فریبی توصیف کرد که رهبران وقت حماس از مشاهده سراب اخوانی در یک دهه قبل خوردند. بهار عربی در سال ۲۰۱۱ به سرعت کشورهای عربی را درمینوردید و شاخههای اخوانالمسلمین در کشورهای عربی از تونس تا لیبی، مصر، یمن، اردن و سوریه یکی از پایههای مهم و اصلی تحولات مربوط به این جریان بودند. برخی از این شاخهها موفق شدند در کشورهایی نظیر تونس و مصر ثمره بهار عربی را به نفع خود بچینند و برخی نیز در اردن و یمن به نوعی مصالحه با حکومت وقت رسیدند، اما وضعیت در سوریه به طور کلی متفاوت از دیگر کشورها بود و سرانجام با آن جنگ خونینی در داخل رقم خورد. حزب عدالت و توسعه ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان را نمیتوان کاملاً شاخه اخوانی در ترکیه دانست، اما با ایده نوعثمانگرایی و حمایت از اخوانیهای جهان عرب به سرعت نقش فعال خود را در بهار عربی مشخص کرد تا با ایجاد دولتهایی شبیه خود در جهان عرب، امپراطوری عثمانی سابق را به شکلی مدرن احیا کند. این فرایند سرابی از جهان عربی- اخوانی را پیش چشم رهبران حماس به وجود آورد که آنها را در جبههای بر ضددمشق قرار داد، بدون توجه به اینکه ترکیه اولاً به دنبال احیای امپراطوری عثمانی خود است و ثانیاً این سراب به هیچ وجه ارتباطی با قضیه فلسطین ندارد و حفظ روابط با رژیم اسرائیل حتی با تحقق جهان اخوانی در کشورهای عربی باز اولویت ترکیه است و دولت اردوغان هیچگاه حاضر به قطع روابط خود با این رژیم نخواهد شد. به نظر میرسد رهبران حماس رفتهرفته متوجه این نکته شدهاند، به خصوص اینکه بعد از جریان عادیسازی روابط چند کشور عربی با رژیم اسرائیل، اردوغان به سرعت به سمت آغوش این رژیم حرکت کرد.
خیز به سمت صهیونیستها
توافقات ابراهیم بین رژیم اسرائیل و کشورهای اماراتمتحدهعربی، بحرین، سودان و مراکش در دو سال قبل و اواخر ریاست جمهوری دونالد ترامپ واکنش سریع و تند دولت اردوغان را به دنبال داشت تا آنجا که وزارت خارجه ترکیه در همان موقع بیانیهای صادر و رفتار امارات را در این خصوص «ریاکارانه» توصیف کرد و خود اردوغان نیز با تهدید امارات به قطع روابط گفت: «توافق پرمناقشه امارات با اسرائیل مشکلساز بوده و ترکیه با مردم فلسطین اعلام همبستگی میکند. من به وزیر خارجه دولتم دستورات لازم را دادهام. ما ممکن است یا روابط دیپلماتیک خود را معلق سازیم یا سفیرمان را فرابخوانیم، زیرا در کنار مردم فلسطین میایستیم. ما اجازه ندادهایم فلسطین شکست بخورد و اجازه این کار را هم نمیدهیم.» این سخنان میتوانست مایه دلگرمی حماس و دیگر گروههای فلسطینی باشد، اگر اردوغان یکسالونیم بعد اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور رژیم اسرائیل را با گرمی تمام در آغوش نمیکشید و دیدار این رهبر صهیونیستی از آنکارا را به عنوان یک دیدار تاریخی توصیف نمیکرد. مسافرتهای بعدی مقامات و هیئتهای اسرائیلی به آنکارا نشان داد تهدید امارات توسط اردوغان به دلیل توافقات ابراهیم یا به قول اردوغان «همبستگی» با مردم فلسطین نبود بلکه او ترس از این داشت حق انحصاری روابط با رژیم اسرائیل از دست داده است و با مشاهده تداوم توافقات ابراهیم دست از تهدید این کشورهای عربی برداشت و سعی کرد با برداشتن خیز به سمت صهیونیستها از این قافله عقب نماند. رهبران حماس و دیگر گروههای فلسطینی که توافقات ابراهیم را خیانت عربی به آرمان فلسطین میدانستند، متوجه این خیز اردوغان شدند. به این دلیل بود که آنها دوباره به سمت دژ مقاومت در دمشق رفتند و با کوبیدن بر آن خواستار تجدید روابط شدند.
نقش محوری حزبالله
طبیعی است نه تنها اسد بلکه دیگر مقامات سیاسی و نظامی سوریه نمیتوانستند خاطره نقش عوامل حماس در جنگ داخلی و کمک به گروههای تروریستی را فراموش کنند. هر چند اسد در دیدار با هیئت فلسطینی گفت که «دیگر به گذشته برنمیگردیم»، اما معلوم است که گفتن این حرف و عمل به آن نه برای اسد و نه برای هیچ سوری دیگری آسان نیست. این واقعیتی است که سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزبالله نیز به آن اشاره کرد و با استقبال از تجدید روابط دمشق با حماس گفت: «این تصمیم آسان نبوده است ولی تصمیمی درست و حکمیانه است.» لازم است در اینجا اشاره به نقش قابل توجه سیدحسن نصرالله بشود که در ضمن این حرف او نیز پیداست. عبدالباری عطوان، تحلیلگر جهان عرب میگوید: «سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله و رهبر مقاومت اسلامی در لبنان، نقش عمدهای در دستیابی به این دستاورد ایفا کرد و همه توان و اعتبار خود را به کار گرفت تا روابط جنبش حماس و دولت سوریه به حالت عادی برگردد، به رغم همه ناراحتیهای دولت و ملت سوریه از مواضع قبلی حماس که رهبری سابق این جنبش هنگام خروج از سوریه اتخاذ کرده بود.» میتوان تأثیر این میانجیگری را با توجه به نقشی مورد ارزیابی داد که حزبالله در جریان آخرین جنگ حماس و جهاد اسلامی با نیروهای نظامی رژیم اسرائیل داشت و ایجاد اتاق عملیات مشترک و همکاری نزدیک حزبالله با حماس و جهاد اسلامی شکل جدیدی به جبهه مقاومت داد. بازگشت حماس به دمشق باعث تقویت این وضعیت در جبهه مقاومت میشود و حزبالله بعد از آن تجربه موفق به دنبال تحقق این هدف بود که سرانجام با کسب رضایت از اسد و دیدارش با هیئت فلسطینی به نتیجه رسید. تمجید الحیه از حزبالله و سپاه پاسداران برای بهبود روابط حماس با سوریه گویای نقش تعیینکنندهای است که حزبالله داشت و با بازگشت حماس به دمشق به نظر میرسد مدیریت مقاومت در جبهه در لبنان و سوریه نه تنها تقویت شود بلکه شکلی متفاوت با گذشته به خود بگیرد. در واقع، عدمانسجام بین گروههای مقاومت با تجربه اتاق مشترک عملیات در جنگ شمشیر قدس تا اندازه قابل توجهی از بین رفت و حالا حضور حماس در دمشق باعث میشود این انسجام بیش از پیش تقویت شود و اتاق مشترک عملیات موانع را بر سر راه یکپارچهسازی جبهه مقاومت و عملیاتهای آن بردارد.