پسر جوانی که بعد از بزم شبانه در اتاقک نگهبانی یک کارخانه مرتکب قتل شده بود، در جلسه دادگاه مدعی شد قصد دفاع داشته است. متهم با حکم قضایی به قصاص محکوم شد.
۲۰ دیماه سال گذشته، تحقیقات پلیس تهران با قتل نگهبان یک کارخانه در بومهن به جریان افتاد. مأموران به آن محل رفتند و با جسد نیما ۲۲ ساله روبهرو شدند که با ضربات چاقو کشته شده بود. با اعلام این خبر، بازپرس ویژه قتل همراه کارآگاهان اداره پلیس در محل حاضر شد. سپس جسد به دستور قضایی به پزشکی قانونی فرستاده شد و تحقیقات میدانی به جریان افتاد. شاهدان حادثه یک به یک مورد تحقیق قرار گرفتند و همگی گفتند نیما در اتاقک نگهبانی یک بزم شبانه راه انداخته بود، اما آخر میهمانی با مرد جوانی به نام پیمان درگیر شد. در آن درگیری نیما با ضربات چاقوی پیمان کشته شد و عامل قتل نیز بلافاصله از محل گریخت.
فردای آن روز مرد جوان ردیابی و بازداشت شد. او وقتی مورد بازجویی قرار گرفت به جرمش اعتراف کرد و مدعی شد قصد دفاع از خودش را داشته، ولی مرتکب قتل شده است. او در شرح حادثه گفت: «من نیما را نمیشناختم و او دوست مرتضی بود. روز حادثه مرتضی را دیدم که گفت امشب به یک میهمانی دعوت است. او گفت یکی از دوستانش به نام نیما، نگهبان یک کارخانه حوالی بومهن است که یک میهمانی شبانه راه انداخته و او را هم دعوت کرده است. مرتضی از من خواست همراهش بروم، ابتدا قبول نکردم، اما با اصرارش به آن میهمانی رفتم.»
متهم ادامه داد: «در آن میهمانی مشروب سرو شد. همه خوردیم، اما نیما زیادهروی کرد. بعد از رفتن همه میهمانان خیلی خسته بودیم و قرار شد شب را همانجا بخوابیم. همگی خواب بودیم که نیمههای شب متوجه شدم نیما بالای سرم ایستاده است. نیمخیز شدم و پرسیدم کاری داری که فهمیدم حالش خوب نیست. او میخواست مرا آزار دهد، یک سیلی آرام به صورتش زدم و مقاومت کردم. همان موقع یک چاقو درآورد و به من حمله و پیراهنم را پاره کرد. همان موقع چشمم به چاقویی افتاد که کنار بخاری بود. آن را برای دفاع از خودم برداشتم و چند ضربه به او زدم، سپس فرار کردم. فردای آن روز فهمیدم ضربات کاری بوده و آن پسر فوت کرده است.»
متهم بعد از بازسازی صحنه جرم راهی زندان و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. پسر جوان در اولین جلسه محاکمه مقابل هیئت قضایی شعبه یازدهم دادگاه قرار گرفت. ابتدای جلسه اولیای دم که تنها دایی مقتول بود درخواست قصاص کرد. او در جواب اظهارات متهم گفت: «پیمان دروغ میگوید. انگیزه او از قتل سرقت بوده و بیرحمانه خواهرزاده مرا به قتل رسانده است. حاضر به گذشت نیستم.»
سپس متهم به دستور ریاست دادگاه به جایگاه رفت و با قبول اتهام قتل بار دیگر ماجرا را شرح داد. او در آخر گفت: «من مرتکب قتل شدم، اما اگر از خودم دفاع نمیکردم الان زیر خروارها خاک خوابیده بودم. من نیما را از قبل نمیشناختم و با او خصومتی نداشتم، اما او درخواست نامشروع داشت و با چاقو حمله کرد، من هم باید از خودم دفاع میکردم.»
در پایان جلسه، هیئت قضایی وارد شور شد و با توجه به مدارک موجود در پرونده، متهم را به قصاص محکوم کرد.