کد خبر: 1109178
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
محبوبه قربانی

درخواست دیه از بیت‌المال برای پسر خردسالی که مادرش، او را به خاطر بیماری افسردگی در یک حادثه آتش‌سوزی عمدی به کام مرگ کشانده بود، از سوی قضات دادگاه کیفری بررسی می‌شود.
اسفند ۱۴۰۰، مأموران پلیس شرق تهران بعد از تماس زن میانسال و درخواست کمک او برای نجات جان دختر و نوه‌اش در حادثه آتش‌سوزی به آن محل اعزام شدند. بعد از مهار آتش توسط نیرو‌های امداد و آتش‌نشانی بود که مأموران با جسد سوخته پسر چهار ساله و پیکر نیمه‌جان زن جوانی به نام نیره روبه‌رو شدند که شواهد نشان می‌داد آن‌ها در یک آتش‌سوزی عمدی گرفتار شده بودند.
جسد پسر خردسال به پزشکی قانونی فرستاده و نیره نیز به بیمارستان منتقل شد. مادر نیره که مأموران را باخبر کرده بود اولین کسی بود که مورد تحقیق قرار گرفت. آن زن که صدایش به خاطر فریاد‌های کمک‌خواهی گرفته و چشمانش از شدت گریه قرمز شده بود در توضیح ماجرا گفت: «مدتی بود نیره به بیماری افسردگی مبتلا شده بود. پسرش چهار ساله بود و کاوه نام داشت. هرچند نیره تحت درمان قرار داشت، اما نمی‌توانست از خودش و فرزندش مراقبت کند، به همین خاطر شوهرش او را به خانه ما آورده بود تا کنار ما باشد. در این مدت یک لحظه هم از دخترم غافل نبودم و همیشه نگران این بودم که مبادا سر خودش بلایی بیاورد، اما آخر کار آنچه نباید شد.»
زن میانسال که هق‌هق گریه امانش نمی‌داد، گفت: «چند روزی بود نیره اصرار داشت به خانه‌اش برگردد. او می‌گفت دلش برای خانه‌اش تنگ شده و اگر به منزلش برود برای تغییر روحیه خودش و پسرش خوب است. فکر می‌کردم این تغییر برایش لازم است، این شد که قبول کردم و نیره همراه کاوه به خانه‌اش رفت. در چند روزی که دخترم در خانه خودش بود هر روز با هم تماس تلفنی داشتیم. آخرین بار هم از او خواستم نزد ما برگردد، اما او گفت لازم نیست و نگران نباشم. فردای آن روز بود که شماره نیره را گرفتم، اما پاسخی نشنیدم. نه تلفن خانه را جواب می‌داد و نه شماره همراهش را. خیلی نگران شدم و بلافاصله به خانه‌اش رفتم. شعله‌های آتش را که دیدم، پاهایم سست شد و نمی‌توانستم قدم از قدم بردارم. نزدیک شدم و دیدم مأموران در حال خاموش کردن آتش هستند. همان موقع با پلیس تماس گرفتم. بعد از خاموشی آتش بود که جسد نوه‌ام را دیدم و دخترم نیز نیمه‌جان و بیهوش گوشه‌ای افتاده بود. او همان موقع به بیمارستان فرستاده شد و حالا در حال درمان است، امیدوارم زنده بماند.»
وقتی روند تحقیقات نشان داد زن جوان بر اثر افسردگی مرتکب آتش‌سوزی خانه‌اش شده است، مأموران منتظر بهبود نسبی او بودند تا وی را مورد تحقیق قرار دهند، اما چند روز بعد از بیمارستان خبر رسید زن جوان بر اثر شدت سوختگی جان باخته است.
با مرگ زن جوان، پدر کودک خردسال نامه‌ای نوشت و درخواست دیه از بیت‌المال را مطرح کرد. با نوشتن این نامه، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا درخواست مرد جوان در یکی از شعبات آن بررسی شود.
به این ترتیب پرونده بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی روی میز هیئت قضایی شعبه دهم دادگاه قرار گرفت. با اعلام رسمیت جلسه از سوی قاضی رضایی، مرد جوان به جایگاه رفت و در توضیح این درخواست گفت: «من و نیره شش سال با هم زندگی کرده بودیم و اختلافی نداشتیم. مشکل ما از زمانی شروع شد که فهمیدم نیره به بیماری روانی مبتلا و به شدت افسرده شده است. او را نزد دکتر بردم و در حال درمان بود. از طرفی خودم مشغول کار بیرون از خانه بودم و نمی‌توانستم کنار نیره باشم، به همین دلیل او را به خانه مادرش بردم تا کنار خانواده‌اش باشد. روزی از محل کار به خانه برگشتم که متوجه شدم نیره به خانه برگشته است. خوشحال شدم و فکر کردم حالش بهتر است تا روز حادثه. آن روز در محل کارم بودم که یکی از همسایه‌ها تماس گرفت و گفت خانه‌ام آتش گرفته است. با عجله خودم را به خانه رساندم، اما دیر شده بود. همسرم به بیمارستان منتقل شده بود و پسرم در حالی که یک پارچه سفید روی جسدش انداخته بودند، گوشه‌ای آرمیده بود.»
آن مرد در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: «بنا به نظر کارشناسان، آتش‌سوزی عمدی و همسرم عامل آن بوده است. حالا که او فوت کرده از دادگاه درخواست دارم با پرداخت دیه فرزندم از بیت‌المال موافقت کند.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار