
سخنان اخیر خاتمی بیانکننده این است که آقایان به شدت از برملا شدن این نکته که جنبش سبز با یک دستور کار خارجی در ایران راه افتاده به وحشت افتادهاند.
سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با «جوان» با بیان اینکه اظهارات اخیر آقای خاتمی قبل از هر چیز بیانکننده شکست جریانی است که بعد از انتخابات ریاستجمهوری با وام گرفتن از قدرت خارجی و با سوار شدن بر موج اغوا و دروغ تلاش کردند تا نظام جمهوری اسلامی را با چالش مواجه کنند، ادامه داد: آقای خاتمی بعد از حدود پنج ماه از آغاز این جریان امروز درصدد برآمده که حوادث پس از انتخابات را کاملاً یک جریان داخلی معرفی کند. این مسأله بیانگر آن است که این افراد از پشتیبانی جبهه خارجی و مؤثر بودن آن به شدت ناامید شدهاند و احساس میکنند که باید با اظهارات و عباراتی ارتباط جنبش داخلی با جریان خارجی را انکار کنند که این مسأله نشاندهنده گسست در اضلاع داخلی و خارجی جنبش سبز به حساب میآید.
زارعی تصریح کرد: نکته دیگر درباره سخنان خاتمی این است که وی در روز روشن انکار آفتاب میکند، برای اینکه ارتباط این جریان با استفاده از نیروهای منحرف داخلی که تلاش داشتند انقلاب را به چالش بکشانند کاملاً مشخص است و این امر نیاز به هوش و ذکاوت زیادی ندارد.
این کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: ما در حوادث پس از انتخابات شاهد بودیم که نیروهایی از سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس، فرانسه و... دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفتند. همینطور تعدادی از عناصر منافقان، سلطنتطلبها، جریانات ملحد محاکمه و به قصد خود اعتراف کردند؛ اینها چیزهایی نیست که آقای خاتمی قادر به انکار آنها باشد.
زارعی با بیان اینکه خود این انکار بیانکننده شکست این جریان است، ادامه داد: باید این انکار را به فال نیک گرفت، در عین اینکه نمیشود از آقای خاتمی این مسأله را در شرایطی پذیرفت که این جنبش کاملاً با شکست مواجه شده و هیچ اثر روشنی از این ماجرا وجود ندارد. اگر آقای خاتمی صادق بود باید از همان هفته اول که این آشوبهای خیابانی به راه افتادند کاری میکرد و خود را از جریانات نشانداری مانند منافقان و سلطنتطلبها جدا میکرد.
وی گفت: سخنان خاتمی بیانکننده این است که آقایان به شدت از برملا شدن این نکته که جریان فوق با یک دستورکار خارجی در ایران راه افتاده وحشتزده شدهاند، چرا که اگر این جنبش با نشان خارجی به پیروزی میرسید قطعاً به توجیه آن میپرداختند و آن را نه تنها یک ننگ بلکه یک افتخار محسوب میکردند. اما الان که این ماجرا شکست خورده، اینها تلاش میکنند یک فصل تازهای بین آنچه در اوکراین اتفاق افتاد با تحولات پس از انتخابات ایران قائل شوند و حال آنکه ما وقتی نگاه میکنیم به این دو جریان از ابعاد مختلف همسانیهای فراوانی بین دو طرف مشاهده میکنیم.
زارعی گفت: هر دو این جریانات ماهیت براندازی داشتند؛ البته در اوکراین و سایر کشورهایی که انقلاب مخملی راه افتاد براندازی ناقص است، چرا که حکومتهای گرجستان، اوکراین و... تفاوت ماهوی نسبت به گذشته ندارند و هر دو نوع رژیمها ماهیت سکولار دارند.
اما ابعاد براندازی در جمهوری اسلامی کاملاً عمیق و ماهوی بوده است. در اینجا قرار بود یک حکومت دینی با رهیافت استقلالطلبانه و نویدبخش برای ملتها از بین برود و یک رژیم سکولار و وابسته به قدرتهای خارجی به وجود آید.
زارعی در پایان گفت: کار آقایان در این مرحله بسیار خام و ناپخته است، چرا که اگر آنها توانستند یک خط در تمایز اتفاقات کشورهایی چون اوکراین و گرجستان با اتفاقات کشورمان قائل شوند، ما حرف آنها را قبول خواهیم کرد ولی در عوض ما حاضریم 1000 خط در همسانی بین این دو جریان نشان دهیم و به مواردی استناد کنیم که به هیچ وجه قابل انکار نباشد.