دعوایی که بر سر واگذاری کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به نهاد عمومی کتابخانههای کشور راه افتاده، هر روز دارای ابعاد بیشتری میشود و یکی از جدیدترین پیشنهادات در این زمینه واگذاری کانون به وزارت ارشاد بوده است! گویا سادهسازی مسئله سبب شده تغییر بستر این مرکز به عنوان راهحل در نظر گرفته شود. دعوایی که بر سر واگذاری کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به نهاد عمومی کتابخانههای کشور راه افتاده، هر روز دارای ابعاد بیشتری میشود و یکی از جدیدترین پیشنهادات در این زمینه واگذاری کانون به وزارت ارشاد بوده است! گویا سادهسازی مسئله سبب شده تغییر بستر این مرکز به عنوان راهحل در نظر گرفته شود.
واگذاری کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به نهاد کتابخانههای عمومی کشور باعث ایجاد موجی از اعتراضات شده است. کانون پرورش فکری دارای گستردهترین شبکه کتابخانههای تخصصی کودکان و نوجوانان در کشور است. این نهاد که دارای یک سابقه طولانی فعالیت در حوزه کودکان و نوجوانان است، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به وزارت آموزش و پرورش واگذار شد.
در ۱۹ شهریورماه، پایگاه اطلاعرسانی دفتر هیئت دولت با انتشار متنی از درخواست وزارت ارشاد برای واگذاری کتابخانههای کانون پرورش فکری خبر داد. در متن منتشر شده، آمده بود: «با توجه به ضرورت مبارزه با کمسوادی و ایجاد نهضت کتابخوانی در میان کودکان و نوجوانان کشور و ایجاد همافزایی میان کتابخانههای کانون پرورش فکری و نهاد کتابخانهها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با هدف کاهش زیاندهی شرکت دولتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و تأمین بخشی از هزینهها از محل کاهش و صرفهجویی در هزینهها با استفاده از ساختار و ظرفیت موجود در نهاد کتابخانههای عمومی کشور و نیز به منظور افزایش و همسانسازی حقوق کارکنان این کانون براساس نظامنامه جبران خدمات نهاد کتابخانهها، خواستار صدور مجوز برای واگذاری کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به نهاد کتابخانههای عمومی کشور شده است.» طبق اطلاعات این پایگاه، درخواست واگذاری در ۲۵ مردادماه مطرح شده و در اول شهریورماه به ثبت رسیده، اما انتشار آن با یک وقفه ۱۹ روزه انجام شده است. وزارت ارشاد در ادامه این درخواست بر توانمندیهای نهاد کتابخانههای عمومی کشور تأکید کرده است.
این طرح سادهلوحانه است!
از شخصیتهای فرهنگی گرفته تا رسانهها در نقد واگذاری کتابخانههای کانون اظهارنظر کردهاند. تقریباً تأکید همه این انتقادها بر نوع فعالیت کتابخانههای متعلق به کانون پرورش فکری و احتمال آسیب جدی این نهاد پس از واگذاری کتابخانههایش بوده است. از جمله انتقاد مصطفی رحماندوست، نویسنده شناخته شده ادبیات کودک و نوجوان که با سادهلوحانه خواندن طرح وزارت ارشاد گفت: «آقا! دانشگاههای ما هم کتابخانه دارند؛ نه مال کسی هستند، نه وقفیاند. همانطور که دبیرستانهای ما هم کتابخانه دارند؛ مساجد ما هم دارند! حالا شخصیهایش را نمیگویم. اگر اینطور است، پس [وزیر ارشاد]لطف بفرمایند چتر مدیریت خود را روی آن کتابخانهها هم بیندازند! این فاجعه است که به هزار کتابخانه فکر کنند و به آن همه کتابخانه دیگر فکر نکنند! اینجا معلوم میشود که این درخواست کاملاً غیرکارشناسانه است و مردم حق دارند که فکر کنند غرض و مرضی پشت قضیه خوابیده است.»
مخالفت دیرهنگام مدیرعامل کانون
سه روز پس از انتشار این خبر و واکنشهای مردمی، حامد علامتی، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با انتشار پیامی مخالفت خود را با واگذاری کتابخانهها اعلام کرد و نوشت: «آشیانه مرغک کانون، کتابخانههای کانون است و پرنده هرگز از آشیانه جدا نخواهد شد.»
علامه همچنین با نقد نگاه مالی به کتابخانههای کانون که وزارت ارشاد بر آن پافشاری داشته است، ادامه داد: «بیتردید همه سیاستگذاران، برنامهریزان و متولیان فرهنگی نیز اذعان دارند که نگاه سودآور و زیانده به مقوله کار تربیتی و فرهنگی اساساً دیدگاه خردمندانهای نیست. سودآوری یک مرکز فرهنگی- تربیتی نظیر کتابخانه، هیچوقت قابل اندازهگیری با معیارها و زاویه دید بازرگانی نیست. برای کار فرهنگی و کتابخانه باید هزینه کرد و سوددهی آن، خودش را در ارتقای نسل آینده نشان خواهد داد.»
وزارت ارشاد به جای آموزش پرورش!
محمد سرشار، مدیر سابق شبکه تلویزیونی کودک در فضای مجازی موضع متفاوتی گرفت و نوشت: «واگذاری کانون به آموزش و پرورش از ابتدا تصمیم درستی نبوده است و کانون به خاطر ماهیت هنری خود نیاز به مدیریت بالادستی دارد که اقتضائات هنر را بشناسد.»
وی گفت: «راجع به این طرح نظر خاصی ندارم، اما سؤالم از فعالان حوزه کودک و دولتمردان این است که آیا واگذاری کانون پرورش فکری به وزارت آموزش و پرورش در چهل و چند سالی که از پیروزی انقلاب میگذرد، تصمیم درستی بوده یا نه؟ یا به عبارت بهتر آیا وزارت آموزش و پرورش توانسته حامی، پشتیبان و نهاد بالادستی دلسوز برای سرمایه عظیمی که در کانون پرورش داشته، باشد یا نه؟ اگر راجع به این سؤال صحبت کنیم، به نظر مسائل مهمتری مطرح خواهد شد.»
سرشار سپس اظهار کرد: «آیا آموزش و پروش توانسته این مجموعه عظیم را با تعداد زیادی از مربیان، هنرمندان، کودکان و نوجوانان عضو که بار بزرگ هنری و فرهنگی را به دوش میکشد، در اولویت خود قرار دهد؟ آیا این وزارتخانه توانسته نیازهای مجموعه را در حوزه سختافزاری و بودجه تأمین کند؟ چیزی که از کانون پرورش فکری بهویژه در دهههای اخیر میبینیم، این است که مدیرعاملهای ضعیفی برای این مجموعه انتخاب و سال به سال هم از جایگاهی که این نهاد در دهه ۶۰ داشته، دورتر شده است.»
کانون در آموزش و پرورش بماند
وزارت ارشاد فعلاً طرح واگذاری را در مراحل کارشناسی عنوان کرده و انتشار آن را عملی غیرکارشناسی دانسته است! اما این چیزی از نوع نگاه این وزارتخانه به کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نمیکاهد. گویا هنوز در ذهن برخی افراد خرج کردن برای حوزه آموزش و پرورش به معنای پول هدر دادن است که اگر این نگاه نبود، امروز باید مهمترین وزارتخانه دولت، وزارت آموزش و پرورش بود! وزارت ارشاد یا مجموعه دولت اگر به فکر بهبود عملکرد کتابخانههای کانون هستند، چرا زیرمجموعههای متعدد خود را تقویت نمیکنند تا در سپهر فرهنگی کشور تأثیرگذاری آنها را شاهد باشیم. کجا برای کتابخانههای کانون بهتر از خود وزارت آموزش و پرورش است؟ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیازمند تقویت در تمامی سطوح است و به جای آنکه برای واگذاری آن به نهادهای دیگر برنامهریزی شود باید کاری کرد که دوباره کانون به دوران اوج خود بازگردد. معلوم نیست چرا طراحان واگذاری کتابخانههای کانون فکر میکنند تغییر بستر فعالیت میتواند به ارتقای کیفیت و عملکرد یک مجموعه منجر شود، درحالیکه اگر راهحلی برای تقویت وجود دارد، میتواند ذیل همان مجموعه شکل بگیرد.