دو پسرخاله که متهم هستند مرد پولدار را در باغ لواسان به قتل رساندهاند با اعتراف به جرمشان در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشوند.
به گزارش جوان، ساعت ۲۳ شامگاه ۲۱ اردیبهشتماه امسال مردی با مرکز فوریتهای پلیس ۱۱۰ تهران تماس گرفت و گزارش یک قتل را اعلام کرد. لحظاتی بعد تیمی از مأموران کلانتری ۱۶۶ لواسان در یکی از باغهای محل حاضر شدند. جسد طناب پیچ شده در حالی که دهانش هم بسته بود، متعلق به مردی میانسال به نام سعید بود که بر اثر فشار بر عناصر حیاتی دهان به کام مرگ رفته بود. مردی که پلیس را از ماجرا باخبر کرده بود اولین کسی بود که در این باره مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت: من سرایدار این باغ هستم. سالهاست که از باغ سعید مراقبت میکنم. ساعتی قبل در اتاق سرایداری استراحت میکردم که ناگهان آژیر دزدگیر بلند شد، وقتی خودم را به باغ رساندم، دو مرد جوان که ماسک به صورت داشتند مقابلم قرار گرفتند. آنها مرا کتک زدند و دست و پایم را بستند و در یک اتاق حبس کردند. من به سختی توانستم خودم را نجات دهم. وقتی به ساختمان باغ رفتم، دیدم سعید در حالی که دست و پا و دهانش بسته است، فوت شده که به پلیس خبر دادم.
بعد از اینکه بررسیهای پلیس نشان داد حرفهای سرایدار درست است، تحقیقات در این باره به جریان افتاد و مأموران پلیس با ردیابی تماسهای مقتول یکی از دوستان او را که ناصر نام داشت، شناسایی کردند. بررسیها نشان داد ناصر و سعید از مدتی قبل با هم اختلاف مالی داشتند و بارها در این باره مشاجره کرده بودند. بعد از به دست آمدن این اطلاعات بود که ناصر به عنوان مظنون شناسایی و بازداشت شد. او در اولین بازجوییها به قتل اعتراف کرد و در شرح ماجرا گفت: سعید وضعیت مالی خیلی خوبی داشت. او یک ساختمان در خیابان الهیه داشت که از من خواسته بود برای فروشش به او کمک کنم. سعید گفته بود در صورت فروش ساختمان به من دستمزد میدهد. من هم تلاش کردم و توانستم ملک را به قیمت خوبی بفروشم. بعد از آن بود که از سعید خواستم دستمزدی را که وعده داده بود، پرداخت کند، اما او مدام امروز و فردا میکرد. متهم در شرح حادثه هم عنوان کرد: شب حادثه همراه پسرخالهام به خانه سعید رفتیم. آن شب او از ما پذیرایی کرد و بعد از صرف شام ماجرای بدهیاش را مطرح کردم و خواستم به قولی که داده عمل کند،، اما سعید عصبانی شد و گفت به من بدهی ندارد و خواست خانهاش را ترک کنیم. ما هم عصبانی شدیم و دست و پایش را بستیم. همان لحظه بود که صدای دزدگیر بلند شد و سرایدار ساختمان خودش را رساند که با او درگیر شدیم و کتکش زدیم. هنگام فرار هم گوشی تلفن همراه سعید را سرقت کردیم، اما گوشی را در جوی آب انداختیم.
متهم ادامه داد: ما فکرش را هم نمیکردیم که سعید فوت شده باشد، چراکه اصلاً قصد قتل او را نداشتیم و میخواستیم بترسد و پول را به بدهد که حادثهای ناخواسته اتفاق افتاد.
با اطلاعاتی که متهم در اختیار پلیس گذاشت، همدست ناصر نیز شناسایی و بازداشت شد. او در بازجوییها حرفهای پسرخالهاش را تأیید کرد. با کامل شدن تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و دو متهم در حالی که اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کردهاند پای میز محاکمه حاضر میشوند.