به گزارش مشرق، طي سالهاي گذشته، بهويژه پس از امضاي توافق هستهاي ميان ايران و 1+5، موضوع گسترش روابط نظامي- تسليحاتي ميان ايران و روسيه تيتر بسياري از گزارشهاي بينالمللي، از جمله مقالات انديشكدههاي امريكايي شد. آن زمان، موضوع بسياري از اين گزارشها فروش سامانه پدافندي اس-۳۰۰ يا اس-۴۰۰ از سوي مسكو به تهران بود. اكنون چندين هفته است كه بازار موضوع ديگري در رسانهها و محافل تحليلي امريكايي داغ شده است؛ فروش پهپاد از طرف ايران به روسيه. همزمان اخباري درباره احتمال دستيابي ايران به جنگندههاي نسل جديد و قدرتمند سوخو- ۳۵ روسي نيز به گوش ميرسد، اما اين اخبار چه اندازه صحت و اهميت دارند و در صورت برقراري همكاريهاي نظامي- تسليحاتي ميان دو كشور، معادلات بينالمللي دستخوش چه تغييراتي خواهند شد؟
نشريه امريكايي «۱۹۴۵» (19 FortyFive) اخيراً طي مقالهاي تجميعي تحت عنوان «آيا روسيه در ازاي پهپادهاي ايران جنگندهسوخو- ۳۵ ميدهد؟» به قلم «برنت ايستوود» دبير دفاعي و امنيت ملي اين نشريه، كارشناس تهديدهاي نوظهور و افسر سابق ارتش امريكا، شماري از گزارشهاي مختلف با اين موضوع در منابع مهم امريكايي را جمعآوري و خلاصهسازي كرده و از آنها نتايج قابلتوجهي گرفته است. اگرچه نشريه ۱۹۴۵، ادبيات قابلپيشبيني نشريههاي امريكايي عليه ايران و روسيه را به كار برده، اما خواندن گزارش آن خالي از لطف نيست. آنچه در ادامه ميخوانيد، ترجمه گزارش ۱۹۴۵ است. لازم به ذكر است اين مطلب صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصميمگيران عرصه سياسي كشور از رويكردها و ديدگاههاي محافل رسانهاي- انديشكدهاي بينالمللي اين گزارش را منتشر ميكند و ديدگاهها، ادعاها و القائات اين گزارش لزوماً مورد تأييد مشرق نيست.
به نظر ميرسد دو حامي دولتي تروريسم ميخواهند با هم سامانه هوابرد مبادله كنند. ايران و روسيه، دو كشور ياغي، در حال تهاتر پهپاد با جنگنده هستند. از يك طرف، پهپادهاي ايران چشم روسيه را گرفته و از طرف ديگر، تهران به جنگندههاي روسي مانند «سوخو- ۳۵ فلنكر» علاقه دارد. تهران طي ماه جاري [آگوست ۲۰۲۲] اولين محموله از پهپادهايش را براي ارزيابي و آزمايش به مسكو فرستاد. همزمان خلبانان ايراني در روسيه دارند پرواز و كار با سوخو- ۳۵ را ميآموزند. آيا اين رابطه ميتواند به عنوان الگويي براي جلب كمكهاي چين و ايجاد يك سهگانه قدرتمند عمل كند؟
تهران و مسكو
به هم نزديكتر ميشوند
تبادل دوجانبه ايران و روسيه كه خبر آن دوم آگوست [۱۱ مرداد ۱۴۰۱] در توئيتر افشا شد، احتمالاً با هدف دور زدن تحريمها و تشكيل يك بلوك نظامي عليه غرب به سود دو كشور انجام ميشود. انديشكده «مؤسسه مطالعات جنگ» مستقر در واشنگتن در اين باره اينگونه توضيح ميدهد: «اين [خبر] با گزارشهاي اخير مطابقت دارد كه ميگويند مسكو و تهران به دنبال همكاريهاي بيشتر در حوزه هوانوردي به منظور دور زدن تحريمهاي بينالمللي عليه روسيه و ايران و حمايت از عملياتهاي روسيه در اوكراين هستند.»
اين تبادل مزاياي متقابل خواهد داشت
چشم روسيه به دنبال پهپادهاي جنگي «شاهد- ۱۲۹» و «شاهد- ۱۹۱» است. ارتش روسيه در ايجاد برتري هوايي بر فراز اوكراين با مشكل مواجه شده و اميدوار است اين سامانههاي مسلح و بدونسرنشين بتوانند اين ورق را برگردانند. در همين حال، دل ايران براي جنگندههاي جديد لك زده و سوخو- ۳۵ دقيقاً همان چيزي است كه نياز دارد. سروكله اين معامله از داخل تخم توافقنامه نظامي ۱۰ميليارد دلاري ۲۰ سالهاي پيدا شد كه دو كشور پيشتر، ژانويه۲۰۲۲، ميان خودشان منعقد كردند.
نقطه قوت نظامي ايران
جنگ پهپادي است
ايران از اوايل دهه۲۰۱۰ تبديل به يك قدرت سرآمد در جنگ پهپادي شد؛ بعد از اينكه ايرانيها با روشهاي الكترونيكي، يك سامانه بدونسرنشين رادارگريز «آركيو- ۱۷۰ سنتينلِ» امريكايي را مختل كردند و آن را دستنخورده فرود آوردند. آركيو- ۱۷۰ كه به «جانور قندهار» مشهور شده را «پنهانكارترين هوانورد امريكا» و زمينگير شدن آن توسط ايران را چه بسا «بزرگترين خسارت فناورانه امريكا از زمان جنگ سرد» دانستهاند. اين هوانورد امريكايي منبع الهامي براي پهپاد رزمي «صاعقه» و پهپاد تهاجمي «شاهد- ۱۷۱» شد كه هر دو از طراحي «بالديس» [گونهاي از هوانورد كه عملاً فاقد بدنه اصلي است و تنها از بال تشكيل شده] استفاده ميكنند. يك بار، سال ۲۰۱۸، يك فروند صاعقه تا عمق فضاي آسمان اسرائيل [فلسطين اشغالي] نفوذ كرد، بدون اينكه آتشبارهاي ضدهوايي «پاتريوت» [ساخت امريكا] بتوانند آن را سرنگون كنند. در نهايت، بعد از اينكه اين پهپاد به پدافند اسرائيليها نزديك شد، مجبور شدند با شليك مستقيم [يك فروند بالگرد تهاجمي] از فاصله نزديك، آن را از بين ببرند.
اين تهاتر به كارزار جنگي روسيه
در اوكراين كمك خواهد كرد
مجله «ديدهبان نظامي» معتقد است: «تجربه ايران در حوزه پهپادي [و انتقال اين تجربه به روسيه] ميتواند چالشي براي پدافند هوايي اوكراين به وجود بياورد. اين نشريه مينويسد: «پهپادهاي رادارگريز جديدتر ايران، از جمله سامانههاي تهاجمي شاهد-۱۸۱ و شاهد-۱۹۱، ميتوانند به طور ويژهاي براي سامانههاي پدافندي اوكراين مشكلساز شوند، چراكه فشردگي و پيشرفتگي اين پدافندها نسبت به پدافندهاي مستقر در اسرائيل، ضعف قابل توجهي دارند.»
بنيانهاي تاكتيكي و راهبردي
موضوع [تهاتر احتمالي ميان ايران و روسيه] را از دو جنبه ميتوان تحليل كرد: جنبه اول، جنبه تاكتيكي اين تبادل است، البته اگر در عمل انجام شود. اين مبادله [به تناسب «كسنخارد پشت من...»] «پشت هر دو طرف را ميخارد» و ظرفيتهايي را در اختيار هر يك از طرفين قرار ميدهد كه به شدت به آنها نياز دارند: از يك سو، نيروي هوايي ايران از نظر تجهيزاتي دچار كمبودهاي تأسفبرانگيزي است و از سوي ديگر، پهپادهاي روسيه در طول جنگ اوكراين عملكرد خوبي نداشتهاند. جنبهدوم، جنبه راهبردي اين توافق است، چراكه در سطح گستردهتر، با اهداف امنيتي بينالمللي درباره هر دو كشور ارتباط پيدا ميكند. روابط روسيه و ايران با يكديگر دارد نزديكتر ميشود و اين، خبر بدي براي ناتو و اتفاق ناخوشايندي براي اسرائيل، عربستان و ساير متحدان امريكا در خليج [فارس] است.
روسيه احتمالاً ميخواهد ديپلماسي جنگافزارياش را با چين نيز تقويت كند. پكن منابع امنيتي عظيمي دارد كه ميتوانند به كمك روسيه بيايند. چينيها پيشاپيش از روسيه نفت ميخرند كه نقدينگي لازم براي تأمين مالي كارزار جنگي مسكو را فراهم ميكند. «ماريا شاگينا» پژوهشگر «مؤسسه بينالمللي مطالعات راهبردي» مستقر در لندن، در گفتوگو با پايگاه خبري «راديو اروپاي آزاد/راديو آزادي» ميگويد: «در چندين موقعيت مختلف شنيدهايم كه روسيه و چين با يكديگر شراكت «بدون محدوديت» برقرار كردهاند و شي [رئيسجمهور چين] اخيراً [۱۵ژوئن] بر حمايتش از همكاري متقابل با روسيه تأكيد كرد.»
محور ضد هژمون
اين تحولات به منزله تشكيل محور جديدي با حضور كشورهاي ضدغربي است كه در جريان جنگ اوكراين باهم متحد شدهاند. ممكن است تعاملات نظامي و ديپلماتيك بيشتري نيز با هدف تشكيل يك اتحاد قويتر ميان اين سه دشمن امريكا وجود داشته باشد. همزمان با نزديكتر شدن اين سه كشور به يكديگر، ايالاتمتحده و ناتو بايد اين تحولات را از نزديك زير نظر داشته باشند.