لیگ ملتهای والیبال در حالی بامداد امروز به پایان رسید که جای خالی یاران عطایی بین چهار تیم برتر جام خالی بود. لیگ ملتهای والیبال در حالی بامداد امروز به پایان رسید که جای خالی یاران عطایی بین چهار تیم برتر جام خالی بود.
تماشای نیمه نهایی و فینال لیگ ملتها در شرایطی که بلندقامتان والیبال ایران در عین شایستگی جایی در این مرحله نداشتند کار سادهای نبود. تغییرات گسترده در ترکیب تیم ملی والیبال ایران و دادن فرصت به جوانترها اگر چه در چند بازی نخست انتقادهایی را به دنبال داشت، اما بازیهای بعدی نشان داد این تیم برای هماهنگ شدن و ارائه نمایشهای قابل ستایش زمان میخواهد.
پیروزی برابر لهستان و همچنین صعود از مرحله مقدماتی نشان از تواناییهای انکارنشدنی والیبال ایران داشت؛ تیمی که با کنار گذاشتن اکثر ستارههایش نیز توانست با کسب نتایج قابل قبول ثابت کند با پا به سن گذاشتن نسل طلایی، رو به افول نمیرود تا زمانی که جوانترها میتوانند نمایندههای شایستهای برای جایگزینی ستارههای نامدار این تیم باشند. هرچند مصاف با لهستان در یک چهارم نشان داد که این تیم در عین شایستگی هنوز نیاز به کسب تجربه دارد و نداشتن همین فاکتور بود که باعث شد با وجود نمایش قابل قبولی که ارائه داد، نتواند بین چهار تیم برتر جام جای گیرد.
اما با وجود تمام شایستگیهایی که عطایی و یارانش به نمایش گذاشتند و موفقیتهایی که نشان داد نه اعتماد کردن به جوانان اشتباه بود، نه سپردن سکان هدایت تیم به دست مربی وطنی، جای خالی والیبال ایران بین چهار تیم برتر حسرتی عمیق بر جای گذاشت. آنقدر که عبادیپور، کاپیتان تیم ملی والیبال ایران که بیشک یکی از بهترینهای تیم ملی در این دوره از رقابتها بود و به خوبی از وظیفهای که به عهده او گذاشته بودند برآمد، دست به قلم شد و احساسش را در پایان این رقابتها در صفحه شخصی خود به تحریر در آورد. احساساتی که نشان از تلاش بیوقفه کاپیتان تیم ملی والیبال ایران برای دستیابی به موفقیت داشت: «کاپیتانی بار سنگینی است که به آن افتخار میکنم. باید به موقع عصبانی شوی، به موقع بخندی و به موقع تشویق کنی. مثل فرماندهی که یارانش، جانش هستند، اما باید برای جنگ آمادهشان کند. باید سخت باشی حتی اگر از درون در حال انفجار باشی، باید کنارشان باشی حتی اگر تمام دنیا تنهایشان گذاشته باشد. گاهی با لبخند است و گاهی با سنگدلی. گاهی باید فریاد بزنی سر رفقایت که جانت را برایشان میدهی، گاهی مجبوری سخت باشی. به بازی کردن کنار شما افتخار میکنم؛ افتخاری ابدی. به نسلی که الماس است، به نسلی که دنیا را حیرت زده میکند، شمایی که بدون هیچ چشمداشتی فقط برای سربلندی ایران و دل مردمانمان تلاش کردید. گریههای مخفی و آشکارتان برای من یک پیام داشت: این تیم برای مردمش میجنگد و میتازد تا لبخندی بر لبانشان بنشاند. بزرگترین قهرمان این مسابقات شما بودید که تفکر همه را نسبت به خودتان عوض کردید. ما کنار هم میمانیم، میجنگیم و افتخار میآفرینیم.»
روزهای نخست آغاز لیگ ملتهای والیبال اگر چه برخی به روند نتیجهگیری تیم، عملکرد بازیکنان و حتی سرمربی ایرانی خرده میگرفتند، اما امروز، با وجود حضور نداشتن ایران در نقطه پایان لیگ ملتهای والیبال کمتر کسی است که بتواند زحمات جوانان والیبال ایران و در رأس آن عطایی را برای دستیابی به موفقیت نادیده بگیرد؛ موفقیتی که میتوانست با تکرار حضور بین چهار تیم همراه باشد اگر جوانان عطایی تجربه بیشتری داشتند. مسئلهای که در آخرین مصاف تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملتها کاملاً مشهود بود و در یک چهارم تنها به دلیل تجربه بالای لهستانیها بود که به حذف یاران عطایی از گردونه رقابتها انجامید. حال، اما تیم ملی والیبال ایران با وجود ترکیبی جوان، از تجربهای گرانبها سود میبرد که با حمایت میتواند در مسیر موفقیت گام بردارد به شرط آنکه بعد از پایان لیگ ملتها این تیم به حال خود رها نشود.