سند تحول آموزش و پرورش قرار بود چگونه باشد و مشکل چیست که اکنون به دنبال اصلاح آن هستند؟ چه کنیم این سند به هر حال اجرایی شود و چند سال دیگر جلسه نگذارند تا یکسری اصلاحات در خصوص وضعیت امروز سند انجام شود؟
ایجاد تغییر و تحول در آموزش و پرورش و نهادهای فرهنگی به خصوص در دوره ما یک امر طبیعی و جهانی است، به دلیل اینکه تحولات در شرایط محیطی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اتفاق میافتد و یافتههای علمی و پژوهشی فراوانی هر روز به دانش بشری افزوده میشود. در این شرایط نظامهای آموزشی وظیفه دارند این تحولات و یافتههای علمی و پژوهشی را به نسل جوان منتقل کنند، بنابراین همه دستگاهها، کشور و نهادها با امر تحولات دست و پنجه نرم میکنند که این گاهی در میان بعضی از کشورها بیشتر، گاهی کمتر است.
اینکه تغییرات در آموزش و پرورش باید اتفاق بیفتد امر ضروری و جهانی است، اما درباره این اتفاقات در آموزش و پرورش کشور ما، پیچیدگیها و دردهای مزمنی وجود دارد که طی سالها نهتنها درمان نشدهاست، بلکه بر آنها افزوده هم شدهاست، در نتیجه لزوم این تحولات را ضروریتر کردهاست. مثلاً یکی از ضعفهای جدی که در نظام آموزش و پرورش مطرح است، بحث تمرکزگرایی افراطی در سیستم است. به دلایل مختلف آموزش و پرورش به شدت متمرکز شده و این سیستم به شدت متمرکز و البته فربه، توانایی همراهی با تحولات محیطی را ندارد تا درجا مدیر مدرسه یا رئیس منطقه بتواند تصمیم متناسبی را بگیرد که عملیاتی باشد. تا یک تصمیم بخواهد در آموزش و پرورش بچرخد و سیاستگذاری و تصمیمگیری اداری انجام شود، زمان واکنش مناسب تمام شده و تصمیم جدید بر اتفاق جدیدی باید انجام شود.
یک مشکل دیرینه دیگر در آموزش و پرورش ما بحث تغییرات مدیریتی است که از دیر زمان وجود داشتهاست. از قبل از انقلاب میانگین مدت وزارت وزرای آموزش و پرورش حدود ۱۹ ماه بود و بعد از انقلاب نیز به ۲۲- ۲۱ ماه افزایش پیدا کردهاست. این تغییرات پیاپی وزرا در دستگاهی که تصمیمات آن دراز مدت است به هیچوجه اجازه برنامهریزی بلندمدت را نمیدهد. وزرا میآیند کار کوتاهمدت انجام بدهند تا کارنامه موفقی داشته باشند، در حالی که نظام آموزش و پرورش نظامی است که باید با صبوری کشت شود تا به بار بنشیند. این نوع کاستیها و مشکلات نهادینه شده در نظام آموزش و پرورش کشور سببشده تا برنامههای تحولی در طول این صد سال گذشته از جمله برنامه سند بنیادین آموزش و پرورش با چالشهایی روبهرو شود و آنچنان که برنامهریزان پیشبینی کرده بودند، برنامههای تحولی پیش نرود.
برخی از منتقدان مطرح میکنند که سند فقط برخی از پارامترهای کیفی را مطرح میکند و این پارامترهای کیفی با توجه به ظرفیتهای آموزش و پرورش از جمله مشکلات همیشگی مالی و مسائلی از این دست قرار نیست هیچگاه اجرایی شود. باید چه کنیم بالاخره روزی شاهد این باشیم که سند در حال اجرا است؟
سند تحول مجموعهای از راهکارهای کمی و کیفی است و اینکه منتقدان آن را صرفاً کیفی و غیرقابل تحقق میدانند واقعیت ندارد. راهکارهای کمی و تحولپذیر هم دارد؛ مثلاً وقتی میگوییم دانشگاه فرهنگیان برای ساماندهی نیروی انسانی ایجاد شود، یک راهکار مشخص است که عملیاتی و اجرایی نیز شدهاست. برخی دیگر از این راهکارها هم اجرا شدهاست، اما با توجه به تحولات محیطی و مستمر این نوع از اسناد باید در دورههای مختلفی روزآوری شوند و در خود سند هم پیشبینی شده که هر پنج سال یکبار به روزآوری انجام شود.
تعدادی از راهکارهای سند عملیاتی و اجرایی شدهاست؛ مثلاً تحولاتی که در برنامه درسی سازمان پژوهش و تدوین کتابهای درسی انجام شد، کم نبوده و تحولات بسیار امیدبخشی بودهاست. این انتقاد وارد شد نظام آموزش و پرورش بهشدت حافظهگرا است که برنامهریزی شد و از دوره ابتدایی بحث تفکر و پژوهش یا بحث کار و فناوری مطرح شد. امروز بحث تربیت در ساحتهای ششگانه مطرح است که اینها همه پاسخ به نیازهای زمان و در پاسخ به نقصهایی بود که در آموزش و پرورش وجود داشت که انجام و عملیاتی شد. کتابهای امروز در هر پایه تحصیلی و در هر درسی را که دوست دارید با کتابهای یا ۱۰ سال پیش مقایسه کنید، اصلاً قابل مقایسه نیست.
این ادعای شما در حالی است که هنوز هم رهبر معظم انقلاب از مطالب غیرمفید در کتب درسی انتقاد دارند.
ما هر روز دانش نویی داریم باید این تغییرات اتفاق بیفتد و این نفی زحمات گذشته نیست. شما میگویید یک کتابی این ۱۰ اشکال را دارد، من هم میگویم قبول است و این مشکلات وجود دارد، ولی یک زمانی میگویید که این مشکلات اصلاً حل نشدهاست، من میگویم حل شدهاست، بخشی از مشکلات درمان شده و بخش دیگری درمان نشدهاست.
از این منظر که امروز هم ما با مشکلاتی روبهرو هستیم، درست است و مشکلاتی وجود دارد، ولی از منظر دیگر تغییرات مثبتی در طول زمان اتفاق افتاده، این سخن هم درست است. شما مقایسه کنید کتابهای درسی امروز، در هر کتاب و هر پایهای که خواستید با کتابهای چند سال پیش چه از نظر ظاهر، شکل، محتوا، همخوانی با شرایط سنی دانشآموزان، شرایط بومی کشور و امثال آن، میبینید تحولات جدی اتفاق افتادهاست، اما آیا این کافی است؟ جواب نه است، تحولات اتفاق افتاده، اما جای کار دارد و باید تحولات بیشتری اتفاق بیفتد.
برخی از طراحان سند تحول یکی از دلایلی را که باعث شده سند کند اجرا شود، مسئولان و کارشناسان ستادی میدانند که اعتقادی به اجرای سند ندارند. این موضوع را قبول دارید؟
من در مجموع وقتی به آموزش و پرورش نگاه میکنم نظام آموزش و پرورش خوشبختانه باور به سند دارد و ضرورت و اهمیت تغییرات را پذیرفته و با تأکیداتی که مقام معظم رهبری فرمودند، ضرورت و اهمیت و وظیفه خودش را درک کردهاست که باید سند را اجرا کند، اما بعضی از جاها شناخت از سند متأسفانه اندک است، بنابراین آنچنان که باید به این مسئله اهتمام ورزیده نمیشود.
در مورد آن چیزی که حضرت آقا فرمودند که باید گفتمانسازی شود، دستاندرکاران برنامهریزی کردند و باید انجام بدهند و بیش از گذشته هم باید انجام دهند، ولی وقتی که یک میلیون معلم داریم، تغییرات در نظام آموزش و پرورش تغییرات فیزیکی نیست که با صرف دستور عملی و اجرا شود؛ باید به باور یک میلیون معلم منتهی شود، آنها باید کم و کیف سند را باور و عملیاتی کنند. من مدتهاست در نشستهایی که با دوستان داریم، معلمهای توانمند و قوی و باورمندی را در جای جای کشور سراغ دارم که به میدان آمده و دارند سند را در کلاس و مدرسه خود اجرایی میکنند. اگر خواستید حتی من میتوانم نمونههای این افراد را معرفی کنم که بروید با آنها مصاحبه کنید، اما اینکه سند همگانی شده خیر اینگونه نیست، بلکه زمانبر است و باید اجرایی شود.
کارشناسان پیشنهاد میدهند که این سند برای اجرایی شدن وارد مدارس شود. وقتی یک میلیون معلم داریم، همین الان معلمان آموزش ببینند که برای مهر شروع به اجرای بخشی از آن کنند. چه مقدار این نظر قابل انجام است؟ اصلاً اگر بخواهیم این سند را هر چه سریعتر به نتیجه برسانیم و نخواهیم ۱۰ سال دیگر درگیر جلسات باشیم، باید چه کنیم؟
این را که سند باید بیش از پیش عملیاتی شود، من صددرصد قبول دارم. این را که سند اصلاً اجرا و هیچ اقدامی نشدهاست، قبول ندارم. این را که معلمان باید بیش از پیش با مفاهیم و کارکردهای سند آشنا شوند، هم قبول دارم، اما اجرای سند صرفاً در اختیار آموزش و پرورش نیست، بلکه باید یک عزم ملی شکل بگیرد. دستگاههای دیگر که نقش دارند به میدان بیایند، کمک آموزش و پرورش کنند تا این سند اجرا شود و آموزش و پرورش را تنها نگذارند.
مثلاً همین معلمان که اشاره کردید اصلیترین عنصر تحولآفرین در آموزش و پرورش معلم است و دانش، توانایی و تخصص معلم در این زمینه خیلی مهم است، اما متأسفانه شاهد بودیم که در این سالها تعدادی از معلمان وارد آموزش و پرورش شدند که برخی از آنها شرایط لازم را برای تدریس در درس خاص یا پایه خاص نداشتند، در صورتی که براساس قوانین و مقررات و سند تحول این افراد باید از مجرای دانشگاه فرهنگیان عبور کنند که این اتفاق نیفتاده و این میتواند آسیبزا باشد. یا همین الان رتبهبندی معلمان، عنصری است که میتواند موجب نشاط و شادابی در معلمان شود، افزایش حقوقی بدهد و این مشکلات نابرابریهایی را که در حقوق معلمان وجود دارد، جبران کند تا معلمان با آرامشخاطر در کلاس حضور پیدا کنند، ولی ببینید چه مدت است چه مقدار در دستگاههای مختلف دارد میچرخد و هنوز که هنوز است، عملیاتی نشدهاست. خب فقط تنها با معلم یا مدیر مدرسه نمیشود سند را اجرا کرد. اگر میخواهیم سند اجرا شود، باید معلم انگیزه کافی داشتهباشد و یکی از عنصرهای انگیزه کافی معلم هم اقتصاد آموزش و پرورش و حقوق معلم است.
منتقدان هم میگویند که شما سندی با اهداف عالی تصویب کردهاید، ولی بودجهای که دادید به خود آموزش و پرورش هم نرسد.
این را باید دستگاههای دیگر بدهند، همان دستگاهی که سند را مصوب کردند، یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مجلس که به آموزش و پرورش میگوید سند را اجرا کن، بودجه آن را هم مصوب کند، به آموزش و پرورش میگوید سند را اجرا کن، ولی به سازمان برنامه و بودجه نمیگوید این میزان بودجه برای آن قرار بده؛ همه باید به میدان بیایند تا سند اجرا شود.