انتشار خبر ترور شینزو آبه، نخست وزیر سابق ژاپن، حادثهای بود که حیرت عمومی را به همراه داشت. بخش زیادی از این حیرت، به دلیل کنترلی است که این کشور توانسته روی استفاده از سلاح گرم برای ارتکاب اعمال مجرمانه داشتهباشد و حالا با بروز حادثه چرایی آن مورد پرسش قرار گرفتهاست. این درآمد برای ورود به چرایی حادثه نیست، بلکه متوجه نحوه پوشش خبری است که بعد از وقوع حادثه جامعه هدف را مورد توجه قرار داد. به زعم اینکه در کشور ژاپن جرائم جنایی به شدت تحت کنترل قرار دارد، استتار کردن صحنه جرم آن هم لحظاتی بعد از حادثه، حاکمیت نظم نوین را برای حفاظت از روان جامعه مدنظر قرار داد. در کشوری که فناوریهای نوین آن هر لحظه قادر است رفتارهای شهروندان را در معرض نگاه جهان قرار دهد، نشر صحنه استتار شده به خوبی از سوی افکار عمومی پذیرفته شد. در کشور ما، اما انتشار خبر حوادث در رسانههای رسمی و غیررسمی بنا به دربرگیری حادثه، واکنشهای زیادی را به همراه دارد. بخشی از موضوع مربوط به خبر حادثه است و بخش دیگر مستنداتی است که برای باورپذیری بیشتر خبر منتشر میشود. رسانههای رسمی عمدتاً نسبت به انتشار تصاویر و فیلم از حوادث و بلایای طبیعی و جنایی حساسیت نشان میدهند، با این حال تصاویر زیادی از حوادث به رسانههای رسمی هم راه پیدا میکند. انتشار تصاویر افرادی که در جریان حوادث جنایی یا بلایای طبیعی جانشان را از دست میدهند میتواند به منزله نشر خشونت باشد که بیش از خود خبر، روان جامعه را هدف قرار میدهد. انتشار تصاویر خشونت در رسانههای رسمی بیش از اینکه با حاکمیت سیاستگذاری جامع همراه باشد با سیاست همان رسانه همراه است از همین رو فقدان یک سیاست جامع منجر به انتشار تصاویر خشونت در رسانهها شدهاست. این موضوع در رسانههای غیررسمی از جمله شبکهای اجتماعی با ولع زیادی دنبال میشود و گردانندگان این صفحهها با چاشنی قرار دادن هیجان، مخاطبان را نسبت به دنبال کردن ماجرا ترغیب میکنند.
اگر امروز مردم ژاپن تصاویر خونین نخست وزیر سابق خود را به اشتراک نمیگذارند، به دلیل تلاشی است که با سیاستگذاری به کار گرفتهشده است و ساختار قانونی، مردم برای چنین رویدادهایی آماده کرده است.