استرس، ریشه اضطراب و افسردگی
کد خبر: 1095812
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004b4O
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۴۰۱ - ۱۷:۱۷

استرس، ریشه اضطراب و افسردگی

رپورتاژ آگهی/ شناخت و مدیریت استرس و آرامش یافتن زمانی مؤثر خواهد بود که آن را به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از سبک زندگی  روزمره خود در دنیای امروز  قرار دهیم. استرس واقعیتی در زندگی روزمره است. شما نمی توانید از آن جلوگیری کنید. استرس ناشی از هرگونه تغییری است که شما باید خود را با آن انطباق دهید. این تغییرات طیف گسترده ای دارد، از تغییرات منفی و ناخوشایند ناشی از خطرات فیزیکی واقعی گرفته تا هیجان عاشق شدن یا دستیابی به موفقیتی که مدت ها آرزوی آن را داشتید. 

در زندگی روزمره و حتی وقتی به بهترین شکل زندگی خود را مدیریت می کنیم، در تقابل با جریان مداوم تغییر، استرس را تجربه می‌کنیم. هر استرسی بد نیست. در واقع، استرس نه تنها برای زندگی مطلوب است، بلکه یک ضرورت نیز به حساب می آید. تفاوتی ندارد استرسی که تجربه می کنید ناشی از تغییرات عمده زندگی باشد یا جزو اثرات تجمعی دردسرهای جزئی روزمره.آنچه حایز اهمیت است نحوه پاسخ شما به رویدادهاست که میزان  تأثیر استرس بر زندگی تان را تعیین می کند. وقتی استرس را تجربه می‌کنیم قلب مان تند می زند، نفس مان تنگ می شود، عرق سرد بدنمان را فرامی گیرد. این تغییرات جسمانی، تغییراتی انطباقی هستند و پاسخ جنگ یا گریز را تسهیل می کنند. اگر تهدید قریب‌الوقوع باشد، اما هنوز ما را تهدید نکرده باشد، حین آماده شدن برای واکنش جنگ یا گریز برانگیخته می شویم و تغییرات یکسانی در بدن مان رخ می دهد. خلاصـه اینکه مضطرب می شویم و قابلیتمان برای پرداختن به موضوعات دیگر کاهش پیدا می کند.

اگر تهدید مربوط به آینده باشد و قریب‌الوقوع نباشد، نگران می شویم و به راه هایی برای بی اثر کردن آن می اندیشیم. این دوراندیشی در بهترین حالت تصاویر و افکاری از راهبردهای حل مشکل پیش رو را در ذهن مان به وجود می آورد، راهبردهایی که گاه واقع بینانه و گاه غیر واقع بینانه و غیر منطقی است. تمرکز اصلی نگرانی و استرس ، بـر روی ارزیابی تهدید و راه حل برطرف کردن آن است، نه اینکه چگونه ممکن است مشکل شدت بگیرد و گسترش پیدا کند. اگرچه نگران هستیم، اما می توانیم نگرانی را کنار بگذاریم تا به امور روزمره بپردازیم. در ادامه این مقاله به درمان استرس و مدیریت آن می پردازیم.

منابع استرس

شما از چهار منبع اصلی استرس را تجربه می کنید.

محیط اطراف شما را تحت فشار قرار می دهد تا خود را با مطالبات آن وفق دهید. شما باید وضعیت آب و هوا، گردوغبار، سروصدا، ترافیک و آلودگی هوا را تحمل کنید.

شما باید با عوامل استرس زای اجتماعی کنار بیایید. مانند نیازهای مربوط به زمان، توجه به مصاحبه های شغلی، مهلت ها و اولویت های رقابتی، جلسات کاری ، درگیری های بین فردی، مشکلات مالی و از دست دادن عزیزان. شما باید هر روز با انبوهی از ایمیل ها، پیام ها در رسانه های اجتماعی  تعامل داشته باشید.

سومین منبع استرس، فیزیولوژیکی است. رشد سریع نوجوانی، تغییراتی که یائسگی در زنان ایجاد می کند، ورزش نکردن، تغذیه نامناسب و خواب ناکافی، بیماری، صدمات و پیری همگی فشارهای سنگینی را به جسم تحمیل می کنند. واکنش فیزیولوژیکی شما به تهدیدات محیطی ، اجتماعی و تغییرات می تواند باعث بروز علائم استرسی مانند تنش عضلانی، سردرد، ناراحتی معده، اضطراب و افسردگی شود.

چهارمین منبع استرس افکار و باورهای بنیادین شماست. مغز شما تغییرات پیچیده در محیط و جسم را تفسیر و تعیین می کند که چه زمانی باید واکنش به استرس را فعال کند. اینکه شما تجربه فعلی خود را چگونه تفسیر می کنید و چه برچسبی بر آن می زنید و چه پیش بینی ای در رابطه با آینده خود دارید، می تواند باعث آرامش یا استرس شما شود. برای مثال، وقتی نگاه تند رئیس خود را اینگونه تفسیر می کنید که کار خود را به میزان کافی انجام نداده اید، احتمالا این تفسیر تحریک کننده استرس در شما خواهد بود. اگر همان نگاه را ناشی از خستگی یا درگیری با مشکلات شخصی تفسیر کنید دیگر جایی برای تجربه استرس نخواهد داشت.

محققان استرس، لازاروس و فولکمن چنین استدلال کرده اند که استرس با ارزیابی شما از موقعیت آغاز می شود. شما ابتدا از خود می پرسید موقعیت مورد نظر تا چه اندازه خطرناک یا دشوار است و شما چه منابعی در اختیار دارید تا به شما برای مقابله با این موقعیت کمک کند.
 اغلب افراد مضطرب و استرسی به این نتیجه می رسند که:
 (۱) رویداد مورد نظر خطرناک، دشوار یا دردناک است و (۲) آنها منابع لازم برای مقابله با آن را ندارند.

استرس زمینه ساز اضطراب و افسردگی

 نگرانی و استرس مداوم که به شکل صحیحی مدیریت نشده میتواند در مواردی باعث اضطراب فراگیر شود و در مواردی منجر به افسردگی نیز خواهد شد. وقتی استرس مداوم با لذت بردن از زندگی تداخل پیدا کند زمینه ساز بروز افسردگی می‌شود. افراد تمایل دارند به عادت های نگرانی شان عادت کنند و اغلب متوجه نمی شوند که این عادت های نگرانی کننده  تا چه اندازه بر سلامت جسم و روان شان تأثیر می گذارد. استرس را می توان به عنوان افکار یا تصورات غیر سازنده که منجر به اضطراب، افسردگی و مانع آرامش می شود تعریف کرد.
استرس اغلب، افکار مسری و پایداری هستند که تمایل به تکرار شدن دارند.استرس مزمن یا مداوم زمانی روی می دهد که بی امان در معرض عوامل استرس زای زندگی قرار می گیریم. برای مثال هنگام سازماندهی مجدد یا تعدیل نیرو در محل کار، هنگام پشت سر گذاشتن طلاق در شرایط آشفته، یا هنگام مقابله با درد یا بیماری مزمن یا بیماری که زندگی را تهدید می کند. همچنین استرس مزمن زمانی روی می دهد که عوامل استرس زای کوچک در کنار یکدیگر جمع شوند و شما دیگر قادر به بهبود یافتن از هر یک از آنها نیستید. تا زمانی که ذهن احساس تهدید کند، جسم در حالت برانگیخته باقی می ماند. اگر واکنش استرسی شما فعال باقی بماند، احتمال ابتلا به بیماری های مرتبط با استرس افزایش پیدا می کند.

درمان استرس یا مدیریت آن 

_ به هر یک از تغییراتی که برای شما اتفاق افتاد فکر کنید و سعی کنید برخی از احساساتی را که تجربه کرده اید شناسایی کنید.
_فکر کنید که چگونه می توانید به بهترین شکل با هر یک از تغییرات انطباق پیدا کنید. 
_هنگام تصمیم گیری در امور روزانه وقت بیشتری برای خود در نظر بگیرید.
_سعی کنید تغییرات زندگی را پیش بینی کرده و به خوبی برای آنها برنامه ریزی کنید و آهسته پیش بروید. 
عجله نکنید. کار مورد نظرتان انجام خواهد شد. 
_برای قدردانی از موفقیتهای خود وقت بگذارید و آرام باشید.
_ با خودتان مهربان و صبور باشید. گاهی درس های زندگی افراد را تحت فشار قرار می دهد. مدتی طول می کشد تا راهبردهای مقابله ای در رابطه با استرس اجرا شوند.
_ بدانید که چه چیزهایی را می توانید کنترل کنید و چه چیزهایی را نمی توانید و در صورت امکان تغییرات را در بستر زمان (بدون عجله) انتخاب کنید.
_ تمرین منظم و آگاهانه می تواند منجر به عادت شدن آرامش و کاهش استرس در سطح ناخود آگاه شود.
_ با خودتان توافق کنید که هر روز زمان خاصی را برای آرامش اختصاص دهید.تمرین ها را با زمان کوتاه آغاز کنید. اینکه به صورت منظم و هر بار فقط ۵ دقیقه را صرف تمرین آرامش کنید، بسیار بهتر از آن است که فقط یک بار به مدت یک ساعت تمرین کنید. سعی کنید تمرین آرامش را یک یا دو بار در روز و هر بار به مدت بیست تا سی دقیقه انجام دهید.
 توجه داشته باشید که برخی افراد ترجیح می دهند زمان تمرین ها را کوتاه تر و تعداد آنها را بیشتر کنند. این شما هستید که بر اساس زمان‌بندی خودتان و بر اساس پاسخ به دو سؤال زير تصميم می گیرید که بهترین زمان انجام تمرین چه زمانی است: 

چه زمانی بیشتر نیاز به آرامش دارید؟

 چه زمانی می توانید  از فشارهای بیرونی فاصله بگیرید و زمانی را برای خودتان اختصاص دهید؟

شروع روز با یک تمرین آرامش باعث می شود که تمرکز و پویایی بیشتری برای مقابله با مطالبات پر استرس روزانه داشته باشید. انجام یک تمرین آرامش کوتاه در طول روز می تواند مانع از رشد تنشی شود که احتمالاً منجر به افزایش علائم دردناکی مانند سردرد یا سوء هاضمه می شود. 
- انجام تمرین آرامش قبل از ترک کار یا در زمان رسیدن به خانه به شما کمک می کند تا از تنش های روز شلوغ خود رها شده و دوباره احیا شوید تا بتوانید از زمان شخصی تان در منزل لذت ببريد. انجام تمرین آرامش برای به خواب رفتن سریع و داشتن خوابی آرام می تواند باعث شود که سرحال‌تر از خواب بیدار شوید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار