کد خبر: 1092085
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۱:۱۰
اردوغان از حمله به شمال سوریه و اشغال آن تا عمق ۳۰ کیلومتری به دنبال عقب راندن کرد‌های این منطقه و قطع ارتباط بین کرد‌های سوریه و کرد‌های ترکیه در آن سوی مرز است
سيدنعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده

رجب طيب اردوغان، رئيس‌جمهور تركيه دوشنبه‌شب 23می گفته بود كشورش عمليات نظامي جديدي را در امتداد مرزهاي جنوبي خود با سوريه شروع خواهد كرد تا مناطق امن در عمق 30كيلومتري از خاك سوريه تشكيل دهد و اولويت اين عمليات را آن مناطقي دانست كه به ادعاي وي، اقدامات خصمانه عليه تركيه از آن مناطق انجام مي‌شود. اين حرف اردوغان در روزهاي نخست بر مبناي امتيازگيري او از قدرت‌هاي خارجي به خصوص امريكا ارزيابي مي‌شد چراكه امريكا حامي اصلي نيروهاي كرد مستقر در شمال سوريه هستند و ادعاي اردوغان براي شروع حمله‌اي به اين منطقه به معناي تقابل مستقيم او با امريكا بود. هر چند چند روز بعد از اعلام تصميم آنكارا براي عمليات در سوريه، گزارش‌هايي درباره تجديدنظر اردوغان در اين مورد منتشر شد، ولي او همچنان از عزم كشورش براي عمليات در سوریه صحبت كرده است. شايد برخي انتظار داشتند امريكا براي حفاظت از نيروهاي كرد واكنش تندي به اردوغان نشان دهد اما كوتاه آمدن جو بايدن، رئيس‌جمهور امريكا در قبال فروش جنگنده‌هاي اف- 16 به تركيه و حركت كاروان نظامي تركيه به سمت مناطق كرد‌نشين حاكي از اين است كه امريكا بار ديگر از پشت به كردهاي سوريه خنجر زده و چراغ سبز را براي شروع اين حمله به اردوغان نشان داده است.
نقشه تركيه
به طور كلي، اردوغان براي حمله به شمال سوريه و اشغال اين منطقه تا عمق 30كيلومتري از خاك سوريه دستيابي به دو هدف را دنبال مي‌كند؛ هدف نخست اردوغان عقب راندن كردهاي اين منطقه به آن سوي حد فاصل 30كيلومتري است تا با اين كار، ارتباط بين كردهاي سوريه و كردهاي تركيه در آن سوي مرز را به طور كامل قطع كند. دولت تركيه معتقد است نيروهاي كرد سوريه و به خصوص يگان‌هاي مدافع خلق، «ي‌پ‌گ» وابسته به حزب كارگران كردستان تركيه، «پ‌ك‌ك» است كه آن را گروهي تروريستي مي‌خواند، از اين رو، متحدان سوريه‌اي آن را نيز گروه تروريستي مي‌داند. در واقع، جاه‌طلبي‌هاي اردوغان در ابتداي جنگ داخلي سوريه و حمايتش از گروه‌هاي تروريستي در سرويه مانع از اين شد كه متوجه شود اين جاه‌طلبي در نهايت به ضررش تمام خواهد شد و باعث مي‌شود با تضعيف دولت سوريه، نيروهاي كرد نقش فعال را در آن سوي مرز تركيه با سوريه به دست خواهند آورد. شايد بتوان گفت جنگ خونين كوباني در سپتامبر 2014 نقطه عطف اين جريان بود. گروه تروريستي داعش با حمايت‌هاي نه‌چندان پنهان تركيه قصد تصرف اين شهر را داشتند اما بعد از ماه‌ها درگيري و حتي رسيدن تعدادي از نفرات داعش به دروازه‌هاي شهر، مقاومت سرسختانه كردهاي سوريه در نهايت داعشي‌ها را عقب راند. عقب رانده شدن داعش از اين شهر دو پيامد مهم را براي تحولات سوريه به دنبال داشت؛ اول نقطه شروع براي شكست‌هاي بعدي داعش، دوم مطرح شدن نيروهاي كرد سوريه به عنوان نيروهاي ميداني قابل اتكا براي ائتلاف نظامي عليه داعش به رهبري امريكا.

نقش جديد امريكا
شكي نيست كه هر دو پيامد به ضرر تركيه بود چراكه شكست‌هاي بعدي داعش از يك سو باعث تقويت دولت و ارتش سوريه ‌شد و از سوي ديگر، كردهاي سوريه را بر بخش شمال شرق سوريه و آن سوي رود فرات مستولي شدند و كل مرز اين منطقه با تركيه به دست آنها افتاد. نكته مهم در اين دو پيامد نقش جديدي بود كه امريكا در موضوع سوريه پيدا كرد و اين نقش نيز به نوبه خود تهديدي براي تركيه به شمار مي‌رفت. امريكا تا قبل از اين بر گروه‌هاي معارض در حال جنگ با دولت و ارتش سوريه تمركز داشت اما در عمل نه تنها نتوانسته بود نيروي ميداني قابل اتكايي ايجاد كند بلكه تمام هزينه‌ها و تلاش‌هاي چندصدميليون دلاري امريكا در نهايت به نفع همان گروه‌هاي تروريستي تمام شد كه خود امريكا با آنها مشكل داشت. در مقابل، امريكا با تجربه كوباني تمركز خود را بر حمايت از نيروهاي كرد گذاشت و اين مانع بزرگ تركيه براي عبور از رود فرات و جنگ با اين نيروها بود. امريكا با اين تغيير موضع از آن گروه‌ها به سمت كردهاي سوريه استراتژي خود را نيز تغيير داد و به جاي اينكه هدف قبلي خود را براي سقوط دولت دمشق دنبال كند، هدفش ايجاد يك دولت نيابتي در آن سوي رود فرات بود تا اينكه بهانه‌اي براي حضور بلندمدت خود در سوريه داشته باشد. اقدام اخير امريكا براي مستثني كردن منطقه كردنشين از تحريم‌هاي مربوط به سوريه در راستاي همين هدف بود تا سرمايه‌گذاران امريكايي بتوانند در بخش‌هاي مختلف، كشاورزي، نفتي و ساخت‌وساز اين منطقه فعاليت كنند. اين سياست امريكا به طور مستقيم باعث تقويت دولت خودمختار كرد حاكم بر اين منطقه مي‌شود كه بيشتر از دمشق، تهديدي براي آنكاراست چراكه تقويت اين دولت به معناي تقويت همان نيروهايي است كه به زعم آنكارا تروريست هستند و از خاك اين منطقه براي انجام حملات تروريستي عليه تركيه استفاده مي‌كنند، با اين حال، جنگ اوكراين شرايط را به نحوي تغيير داده است كه تأثير آن بر اولويت‌هاي امريكا بيش از هر كشور ديگر ديده شد و موضوع سوريه و منطقه كردنشين آن نيز از اين قاعده مستثني نيست.

خنجر امريكايي
به طور كلي، واشنگتن جنگ اوكراين را از دو زاويه مي‌بيند؛ اول بازگشت امريكا به مقام رهبري جهان غرب در مقابل روسيه، دوم در پيش گرفتن برنامه‌هاي بلندمدت براي تضعيف و حتي فروپاشي روسيه. اين دو هدف به طور مشخص در راستاي استراتژي‌ای است كه دولت بايدن به عنوان رقابت بين قدرت‌هاي بزرگ مطرح و سعي مي‌كند طرح‌هاي خود را در عرصه بين‌الملل بنابر اين استراتژي تدوين كند. هر وقت در تحليل‌ها حرف از رقابت بين قدرت‌هاي بزرگ زده مي‌شود، بي‌معطلي نام دو كشور چين و روسيه برده مي‌شود، هر چند متحدان اروپايي امريكا چندان تمايلي ندارند تا در برنامه‌هاي آن براي مقابله با چين همكاري نزديكي داشته باشند، جنگ اوكراين باعث شد آنها يا از سر اجبار يا بنا بر ميل خود همكاري نزديكي با امريكا در مقابل روسيه داشته باشند. آنها حتي رهبران آلمان و روسيه به هر نحو كه شده رهبري امريكا را در اين زمينه پذيرفته‌اند و شكي نيست امريكا حاضر نيست از اين فرصت طلايي چشم‌پوشي كند. در اين ميان، تركيه از امتياز عضويت در ناتو استفاده مي‌كند تا در اين مسير امريكا سنگ‌اندازي كند و با اعلام مخالفتش با عضويت سوئد و فنلاند در ناتو كارشكني خود را ادامه مي‌دهد، هر چند اگر امريكا در مورد لشكركشي اردوغان به شمال سوريه امتيازي به او بدهد، شرايط مسلماً تغيير مي‌كند. به نظر مي‌رسد دولت بايدن اين امتياز را داده است. مايكل روبين، پژوهشگر مسائل خاورميانه و كردها در انديشكده امريكن اينترپرايز، به رضايت بايدن براي فروش جنگنده‌هاي اف- 16 به تركيه اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: «جو بايدن در حال تكرار خيانتي بزرگ‌تر از خيانت دونالد ترامپ عليه كردهاي سوريه است، زيرا مشخص است تركيه از اين جنگنده‌ها براي خدمت به اهداف ناتو و امريكا استفاده نكرده است. تركيه از آنها در عمليات‌هاي نظامي عليه كردهاي سوريه و مناطق كردنشين شمال عراق استفاده كرده است.» نتيجه‌گيري روبين اين است كه بايدن در حال مسلح ساختن تركيه در برابر كردهاي سوريه است و درخواست مي‌كند دولت بايدن به جاي اين، بايد كردها را به انواع تجهيزات دفاعي مسلح كند تا راه حمله تركيه را سد كنند. به نظر مي‌رسد روبين شمال سوريه را با اوكراين اشتباه گرفته و متوجه نيست واشنگتن با معيارهاي دوگانه‌اش فقط به اشغال شرق اوكراين توجه دارد و اشغال سوريه براي آن اهميتي ندارد، حتي اگر این امر منجر به پاكسازي قومي از اين منطقه شود. علاوه بر اين، روبين متوجه نيست امريكا با تغيير اولويت‌هايش به سرعت سياست‌هايش را تغيير مي‌دهد و از پشت به متحدان خود خنجر مي‌زند و بايد گفت كه حالا نوبت به كردهاي سوريه رسيده است تا طعم اين تغيير سياست‌هاي واشنگتن را بچشند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار