کد خبر: 109196
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۸۸ - ۱۵:۴۱
آن چیزی که در بانگ جرس (به تعبیر رسانه‌های همسو و به معنای جنبش راه سبز) بعضی‌ها گنجانده نشد، ملت ایران بود و همین بود بهانه هرآنچه که از دستشان رفت؛ ملتی با غنای فرهنگی و ریشه مستحکم دینی که همواره به‌خاطر ایستادگی‌های مثال زدنی به عنوان مانعی سخت برای زیاده‌خواهان شرق و غرب تلقی می‌شد. اصل متحد شدن ایرانیان در برابر تهدید خارجی با وجود حزب‌بندی‌های داخلی، غرب را بر آن داشت تا طی دو دهه اخیر به‌جای جنگ خارجی، جریان اپوزیسیون را در بدنه نظام شکل دهد. به اعتقاد غرب این جریان ساختارشکن می‌توانست سنگ‌بنای خوبی برای فروپاشی جمهوری اسلامی از درون باشد. ظهور و بروز تفکرات تند انتقادی در قالب شخصیت‌های با سابقه نظام طرحی بود که با هدف فرسایش تدریجی حکومت و کاهش تمایل مردم به حاکمیت روی میز سیاستمداران آمریکایی و اروپایی قرار گرفت تا اینکه طراحان جریان اپوزیسیون، دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به عنوان ایستگاهی برای جهش از وضعیت فرسایش به حالت نابودی نظام انتخاب کردند که با مقدمه تخریب رئیس جمهور و دولت وقت کلید خورد تا طبق برنامه‌ریزی‌ها با گذر دوره انتخابات و جذب مخالفانِ دولت نهم، به حرکتی گسترده برای پایان دادن به عمر جمهوری اسلامی تبدیل شود. طبق معادلات کارشناسان، در رابطه با مردمی که قرار بود با زاویه گرفتن شخصیت‌های مطرح حکومتی از نظام، از جمهوری اسلامی سرد شوند، استفاده از نمادها و نشانه‌های مذهبی و انقلابی بسیار مؤثر به نظر می‌آمد که پخش رنگ سبز در سطح جامعه، تأکید بر عنوان سید برای موسوی، اصرار بر نزدیکی گفتمان میرحسین به اندیشه امام‌(ره)، ایجاد پیوند میان کروبی و موسوی با امام(ره)، برخورداری از پشتیبانی شخصیت‌های مطرح نظام همچون هاشمی‌رفسنجانی و همچنین استفاده از تریبون نماز جمعه و روز قدس برای تبلیغ حرکت کودتایی جنبش سبز، همه و همه در راستای اجرای همین تئوری بود و همین افکار پوشالی بود که جمعیت هواداران 70 میلیونی را در ذهنشان مجسم می‌کرد اما همه مردم که فقط جمعیت پرهیاهوی سالن اجتماعات برج میلاد نبودند. همه مردم که اندک مخاطبان شبکه بی.‌بی.‌سی فارسی و VOA نبودند. همه ملت ایران که اغتشاشگران خیابان انقلاب و ولیعصر نبودند (هر چند همه آنها هم نه طرفدار آهنا بلکه بسیاری تماشاچی بودند)... و همین بود آن چیزی که در محاسبات آنها لحاظ نشد. ملتی که با همه اختلاف سلیقه‌ها در برابر خطر خارجی متحد می‌شوند، یقیناً در مواجهه با خطر حمله به عقاید و آرمان‌هایشان غفلت یا عقب‌نشینی نخواهند کرد. جریان سبز با همه برچسب‌های مذهبی که به خود می‌زد، مرتکب رسوایی‌های فراوانی شد که ریشه در منفعت‌طلبی و جهل و فراموشی کسانی داشت که روزی خود از پایه‌گذاران نظام جمهوری اسلامی بودند. موسوی با همه سابقه‌ای که در زمان حیات امام(ره) داشت، در این دوره با نزدیک شدن به ملی مذهبی‌ها و نهضت آزادی‌ها، تعریف جدیدی از شخصیت سیاسی خود ارائه داد. اعتقادات مذهبی ملت مسلمان ایران در مورد سادات و رنگ سبز باعث شد تا سید بودن میرحسین بازیچه‌ای شود برای جذب لایه‌های بیشتری از مردم و پررنگ کردن هواداران میرحسین در جامعه. آیا فکر می‌کردند ملت ایران فریب اهالی مسجد ضرار را می‌خورند؟!طرح ادعای تقلب که به تعبیر رهبری جرم بزرگی است و زیر سؤال بردن مشروعیت و قانونمندی نظام جمهوری اسلامی، اشتباه بزرگ‌تری از سوی این جریان بود که اعلام رسمی مبارزه با جمهوری اسلامی به حساب می‌آمد. پشتیبانی امسال رفسنجانی با شرکت نکردن وی در نماز جمعه 29 خرداد و بیعت با رهبری و در عوض ترتیب دادن نماز جمعه مختلط 26 تیر، به ساز زشتی برای جرس تبدیل شد و همه اینها باعث شد تا مردمی که در حساب کودتاچیان نیامده بودند، عامل شکست کودتا شوند. ملت با انگشت اشاره رهبری و با هوشمندی کامل، خطر تجاوز دشمن خارجی را توسط عناصر داخلی احساس کرده و بلافاصله با یکدیگر متحد شدند و تمامی معادلات جریان مخالف را به هم زدند. پس هر قدم اضافی از سوی عقیده‌فروشانی که دست به دامان بنیاد سوروس و بودجه سنای آمریکا می‌شوند، تنها شیب انزوا و سقوطشان را بیشتر می‌کند و آنها را به پرتگاه ذلالت منحرف می‌سازد...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار