تعدادی از چهرههای مطرح سیاسی افغانستان که با روی کار آمدن مجدد حاکمیت طالبان از عرصه تحولات سیاسی و معادلات قدرت در این کشور دور ماندهاند تعدادی از چهرههای مطرح سیاسی افغانستان که با روی کار آمدن مجدد حاکمیت طالبان از عرصه تحولات سیاسی و معادلات قدرت در این کشور دور ماندهاند، هفته گذشته برای چندمین بار در طول ماههای گذشته و اینبار به ابتکار مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنش ملی افغانستان، چهره مطرح در میان ازبکتباران این کشور و همچنین از چهرههای نزدیک به رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه در آنکارا گردهم آمدند و پیرامون تحولات افغانستان و عملکرد حاکمیت طالبان به بحث و گفتگو پرداختند. این شخصیتها در پایان با صدور یک اعلامیه ضدطالبان و حمایت از مقاومت علیه آنها، از تشکیل شورایی به نام «شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان» خبر دادند که قرار است با ایجاد برخی کمیتهها، ساختاری مشخص و فعالیتی به اصطلاح منسجم داشته باشد. در این نشست که به نظر جامعتر میرسد، عطامحمد نور، محمد محقق، احمدولی مسعود، احمد ضیا مسعود، عبدالرب رسول سیاف، محمدعلم ایزدیار، رحمتالله نبیل، نماینده صلاح الدین ربانی، حضرت علی، میررحمان رحمانی، عبدالهادی ارغندیوال، نماینده محمدکریم خلیلی و نماینده اسماعیلخان به صورت حضوری و محمد یونس قانونی و برخی از چهرههای دیگر به صورت آنلاین شرکت کرده بودند. منابع آگاه میگویند این چهرههای سیاسی در خانه مارشال دوستم تشکیلاتی را به نام «شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان» ساختهاند که دارای ۲۵عضو است و به صورت دورهای رهبری میشود، این در حالی است که در ماه مهر سال گذشته نیز خبرهایی در مورد نشست برخی شخصیتهای سیاسی فراری از افغانستان در آنکارا و تشکیل شورایی به نام شورای عالی مقاومت ملی در ترکیه منتشر شده بود. اما پیرامون برگزاری چنین نشست و تشکیل چنین شورایی دو نکته مهم و اساسی وجود دارد که به نوعی، ناکامی آن را از همین ابتدا مشخص میکند.
اختلافات داخلی
۱ ـ با توجه به تنوع قومی و سیاسی در بین چهرههای سیاسی حاضر در چنین شورایی، با وجود اینکه آنها پیرامون یک موضوع مشترک گردهم آمده بودند، اما اختلاف نظرها و دیدگاههای متضاد چنان بینشان حاکم بوده که بر اساس گزارشها، عبدالرب رسول سیاف، شخصیت مطرح سیاسی و رهبر جهادی که مدیریت جلسه را به عهده داشته، به سختی توانسته است نشست را مدیریت کند. او از همه خواسته است اختلافات را در مقطع کنونی کنار بگذارند و انرژیشان را بر اتحاد و همسبتگی علیه طالبان متمرکز سازند. جدای از چگونگی برخورد با طالبان- نظامی یا سیاسی- مسائل بحثبرانگیز دیگری مانند نوع نظام و حکومتداری در افغانستان نیز در مباحث این شورا قرار داشته که با مخالفتها و انتقاداتی همراه بوده، به همین خاطر، کارکرد و مؤثریت چنین شورایی از همین ابتدا مشخص است و یک تجربه ناکام تشکیل ائتلافها و شوراها در طول دهههای گذشته در افغانستان، به خصوص ۲۰ سال گذشته رقم خواهد خورد. متأسفانه ایجاد ائتلافها و شوراهای سیاسی در افغانستان در طول تاریخ این کشور، در صورت ایجاد هم بسیار شکننده، متزلزل و ناکام بوده است.
از طرف دیگر، این چهرههای سیاسی به دلیل ترک افغانستان و وضعیت داخلی در این کشور، به نظر میرسد دیگر آن جایگاه و پایگاه مردمی گذشته را در اختیار ندارند و بیشتر به مهرههای سوختهای میمانند که دستشان از تعاملات قدرت در افغانستان کوتاه شده است.
نکته قابل توجه اینکه در طول چند ماه گذشته که جبهه ضدطالبان موسوم به «جبهه مقاومت» به رهبری «احمد مسعود» و برخی گروههای دیگر دست به حملات چریکی علیه طالبان زدهاند، با حمایتهای لازم مردمی روبهرو نشدند، به همین خاطر حتی در ولایت پنجشیر و منطقه بزرگ اندراب در ولایت بغلان، نیروهای ضدطالبان نتوانستند کنترل مناطق وسیعی حتی از روستاها و شهرستانها را به دست بگیرند و بیشتر در مناطق صعبالعبور کوهستانی مستقر هستند.
مسئله مهم در این زمینه، مخالفت چهرههای سیاسی ضدطالبان با احمد مسعود که در ترکیه گردهم آمدهاند، مطرح شدن وی به عنوان «رهبر جبهه مقاومت» و رویکردهای او است. قطعاً برای این شخصیتهای کهنهکار و بیاباندیده قابل قبول نیست که یک جوان، هرچند فرزند احمدشاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان باشد و با کنار زدن آنها، به عنوان رهبر جبهه ضدطالبان معرفی شود و عرضاندام کند، به همین خاطر، اختلافات جدی نیز در این زمینه وجود دارد.
دستور کار غربی.
اما بعد دیگر که نشست اخیر ترکیه را به یک نشست ناکارآمد و ناکام تبدیل میکند، شکلگیری این نشست بر اساس یک تلاش و دستور غربی بود تا منافع ملی افغانستان و راهحل مناسب برای حل مشکلات این کشور تأمین شود.
بر اساس اطلاعات به دست آمده و تحلیلهای منتشرشده در برخی رسانههای افغانستان وابسته به غرب، در مرحله اول غربیها از «شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان» خواستار تعامل و راهحل سیاسی با طالبان هستند تا بستر گفتگوها و ایجاد حکومت فراگیر را فراهم سازند و هنوز روی گزینههای نظامی فکری نشده است، برای همین به این جبهه مخالف طالبان اجازه فعالیت سیاسی در غرب نیز داده شده است. گفته میشود شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان بعد از این به ترکیه و چهار کشور دیگر اروپایی اجازه فعالیت سیاسی و برگزاری نشستهایش در مورد افغانستان را داده است. در حال حاضر از اتریش و سوئیس بعد از ترکیه به عنوان کشورهای بعدی برای گفتگوها نام برده شده و گفته میشود در آینده نزدیک این چهرههای سیاسی، نشستی را در وین با حضور نمایندگان غربی نیز برگزار خواهد کرد.
در یک گزارش روزنامه ۸ صبح در کابل پیرامون نشست ترکیه آمده است: «منابع تأیید میکنند که غربیها پیش از این فکر میکردند که طالبان شریک استراتژیک خوب و قابل اعتمادشان خواهند بود. انتظار غرب از رژیم طالبان، این بود که مانند کشورهای عربی حوزه خلیج (فارس)، با رژیم استبدادی تعامل با غرب را در پیش گیرد، اما رفتار ۹ ماهه طالبان و نزدیکی این گروه با چین و روسیه، نوعی بدگمانی را در غرب به وجود آورده است. برای همین، غرب و مشخصاً ناتو دست به حمایت از سیاسیون و چهرههای مخالف طالبان زده است.»
قابل ذکر است هر چند ایجاد چنین شورایی با حمایت غرب و توسل به مهرههای سوختهای که دیگر جایگاه و پایگاهی در بین مردم در افغانستان ندارند، ممکن است منافع مقطعی برای این چهرهها و همچنین فشار روانی بر حاکمیت طالبان داشته باشد، اما فراتر از آن، چیزی نخواهد بود.
اما و اگرهای کمیسیون
در چنین شرایطی، کمیسیون بازگشت شخصیتهای سیاسی در حاکمیت طالبان با رونمایی از طرز عمل کاری خود، جدیتر از قبل وارد میدان شده تا زمینه نزدیکی با شخصیتهای سیاسی و اعتمادسازی بین طرف را فراهم کند، اما عملکرد این کمیسیون نیز از شعار تا عمل با مشکلات و تناقضهایی همراه است. از یکسو باید گفت که حاکمیت طالبان هنوز اعتمادسازی لازم را با شخصیتهای سیاسی حاضر در داخل افغانستان به وجود نیاورده است و از سوی دیگر از خروج حامد کرزای، رئیسجمهور سابق برای سفر به امارات جهت شرکت در مراسم فاتحه حاکم امارات جلوگیری شد و از سوی دیگر، عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی در نظام گذشته که برای چند روز جهت دیدار با خانواده به هند رفته بود، هنوز به افغانستان برنگشته و دیدگاههای تندتری را علیه طالبان مطرح کرده است. سایر شخصیتهای سیاسی حاضر در داخل افغانستان نیز وضعیت مناسبی ندارند، از جمله گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی گاهی در حمایت و گاهی در نقد عملکرد طالبان سخن میگوید، به همین خاطر، بسیار سخت است که با تجربه ضعیف و ناکام طالبان برای اعتمادسازی سیاسی و اجماع با شخصیتهای حاضر در کشور، به طرف اعتمادسازی با شخصیتهای بیرونی گام بردارد.
از سوی دیگر، هر چند کمیسیون ویژه طالبان از تأمین امنیت جان، مال و ناموس شخصیتهای سیاسی افغانستان در خارج از این کشور اطمینان داده، اما سؤالها و ابهامات زیادی در مورد چگونگی فعالیت سیاسی آنها در داخل افغانستان وجود دارد و طبق مواضع برخی سخنگویان طالبان، به نظر نمیرسد اجازه فعالیت سیاسی به کسی داده شود، مگر در حمایت از حاکمیت طالبان. در کنار آن، مسئله ادامه مذاکرات بینالافغانی و محورها و موضوعات مورد مذاکره بین حاکمیت طالبان و سایر جریانها و شخصیتهای سیاسی مشخص نیست و قطعاً آنها برای «حبس خانگی» بدون هیچ فعالیت سیاسی به داخل افغانستان برنخواهند گشت.