حذف سرخابیها از لیگ قهرمانان آسیا به دلیل صادرنشدن مجوز حرفهای از سوی کنفدراسیون فوتبال قاره کهن شوک بزرگی به فوتبال کشورمان وارد کرد حذف سرخابیها از لیگ قهرمانان آسیا به دلیل صادرنشدن مجوز حرفهای از سوی کنفدراسیون فوتبال قاره کهن شوک بزرگی به فوتبال کشورمان وارد کرد. با اینکه سالهاست همه میدانند مالکیت مشترک و دولتی پرسپولیس و استقلال از نظر قوانین فوتبال حرفهای قابل قبول نیست، اما مسئولان عملاً فرصتسوزی کردند و قدمی برای حل این مشکل برنداشتند. وزارت ورزش مالک مشترک آنها محسوب میشود و این را همه میدانستند، اما آنقدر دست روی دست گذاشتند و هشدارهای AFC را نادیده گرفتند تا مقامات آسیایی نیز بالاخره آب پاکی را روی دستمان ریختند؛ حذف پرسپولیس و استقلال از لیگ قهرمانان! متأسفانه این اتفاق تلخ رخ داد و جلسات فرمایشی آقایان نیز دردی از این دو تیم دوا نکرد. اگر چه در چند روز نخست همه مسببان حذف سرخابیها علیه یکدیگر موضعگیری میکردند و وعدههای سرخرمن میدادند، اما با گذشت چند ماه از این ماجرا موضوع کنارگذاشتهشدن پرطرفدارترین تیمهای قاره کهن به دست فراموشی سپرده شده است. وزارت ورزش یک سر دارد و هزار سودا، فدراسیون روی هواست و رئیس ندارد و خود مدیران باشگاهها نیز پی امور یومیه هستند و صدور بیانیه علیه یکدیگر. ادامه این روند قطعاً باز هم به تکرار اتفاق سال گذشته منجر خواهد شد و هواداران نباید امیدی به بازگشت تیمهای محبوبشان به آسیا داشته باشند. برای اطلاع از شرایط فعلی پرسپولیس و استقلال سراغ کاظم اولیایی، عضو کمیته صدور مجوز کنفدراسیون فوتبال آسیا و مدیرعامل سابق استقلال رفتیم و او نیز صبورانه از آینده تاریک سرخابیها گفت.
اقدامی برای تغییر وضعیت سرخابیها جهت حل مشکل اخذ مجوز حرفهای و حضور در لیگ قهرمانان آسیا انجام شده است؟
این را باید از مدیران دو باشگاه سؤال کرد، اما بحث مالکیت مشترک و دولتی بودن خارج از حوزه اختیارات دو باشگاه است. متأسفانه در این زمینه سازمان خصوصیسازی با یک تفکر پیشپا افتاده ۱۰درصد از سهام سرخابیها را در فرابورس فروخت و پولی از مردم گرفت. قربانزاده، رئیس این سازمان دو باشگاه را در مسیر غلطی قرار داده و عوارض آن برای دولت سیزدهم بسیار زیاد است. نحوه واگذاری سهام برای ارزش افزوده یا افزایش سرمایه، فروش باشگاه بدون سود و بازخورد است.
پس چرا بخشی از سهام دو باشگاه فروخته شد؟
خاصیت سهام در سودآوری آن است. آیا باشگاههای ما در این وضعیت سودآوری دارند؟! هر روز بر بدهیشان افزوده میشود. دو مطلب اساسی وجود دارد و باید به آن توجه داشت؛ فوتبال ایران فقط به پرسپولیس و استقلال خلاصه نمیشود، نباید این دو تیم را جدا کرد و گفت با پول مردم اداره میشوند، در حالی که تیمهایی، چون فولاد، آلومینیوم، مس و فولاد غیرمستقیم از منابع سرشار معدنی کشور کمک مالی میگیرند و با پول آنها ارتزاق میکنند. آن وقت دو باشگاه محبوب و مردمی را از این کمکها محروم کنیم و بگوییم کار خوبی کردیم. وقتی تدبیری اندیشیده میشود، باید از سوی شورای عالی ورزش به ریاست رئیسجمهور به صورت عمومی باشد و آینده کشور مدنظر قرار بگیرد، نه اینکه فقط مختص سرخابیها باشد. نکته دوم در نظر گرفتن آینده فوتبال است؛ از آن ۱۰ درصد سهام فروخته شده ۲۰ درصد به صورت خرد و ۸۰درصد به صورت فرمایشی به شرکتهای حقوقی واگذار شده است. با پول حاصل از این فروش شاید بدهیها پرداخت شود، اما بعد از آن چه خواهد شد؟ دوباره باید ۱۰درصد دیگر را به فروش بگذارند تا بخشی دیگر از هزینهها تأمین شود، یعنی باشگاه را میفروشند و خرج خودش میکنند. در این صورت چه برای این دو باشگاه خواهد ماند؟ چطور باید اداره شوند؟
چه راهکاری برای حل این مشکل دارید؟
اول باید تدبیری برای همه باشگاههای فوتبال اندیشیده شود، دوم اینکه در این تدبیر سیاستی هم برای آینده باشگاهها در نظر گرفته شود. متأسفانه هیچ کدام از دو مورد را در نظر نگرفتهاند. این نوع برخورد و فروش سهام سرخابیها از چاله درآمدن و به چاه افتادن است. گویا قصدشان این است که صندلی مدیریت را به کسی ندهند. بزرگترین مصیبت سرخابیها پس از انقلاب مدیریت دولتی آنها بوده است. تمام زورشان را گذاشتهاند تا سهام را به مردم بفروشند، اما باز هم مدیریت دست خودشان باشد. پولش را مردم بدهند و تصمیمگیری با خود آقایان باشد. همین تصمیمگیریهای غیرکارشناسی از سوی افراد فاقد اهلیت به این دو باشگاه آسیب زده است.
در خصوص اجرانشدن طرح تحول دولت در حل مشکل سرخابیها بگویید.
درآمد حاصل از فروش سهام، صرف پرداخت بدهیها و پرکردن چالههای این چند سال خواهد شد. این مسئله اصلاً تأثیری در بحث گرفتن مجوز حرفهای ندارد. تفکیک مالکیت از مدیریت یک راه منطقی و امتحانپسداده در دنیاست که متخصصان آن را پیشنهاد دادند. در این صورت مشکل ما با AFC حل میشود، اما قربانزاده، رئیس سازمان خصوصیسازی آن را نپذیرفت. دولت جدید سندی به نام «طرح تحول دولت» را ابلاغ کرد و در آن به جزئیات واگذاری باشگاههای فرهنگی ورزشی پرداخته است، با این حال وزیر دولت خلاف این سند عمل میکند.
با این شرایط میتوان امیدی به بازگشت دو تیم پرطرفدار فوتبال ایران به لیگ قهرمانان داشت؟
همه چیز بستگی به اصلاح مسیر دارد. اگر اصلاح مسیر صورت بگیرد میتوان امیدوار بود، در غیر این صورت خیر. باید دید چه کسی برای فوتبالمان تصمیم میگیرد. در حال حاضر هم فدراسیونمان فشل است و هم وزارت ورزش، البته فدراسیون خیلی در این مسئله نقشی ندارد، اما میتوانست در این موضوع مطالبهگر باشد. فدراسیون در امور معمولی خود مانده و قدرت تشکیل جلسه ندارد، پس نمیتوان انتظاری از آنها داشت. وزارت ورزش نیز خودش را کنار کشیده یا دلش نمیسوزد و مشغول امور دیگر است، مانده شورای عالی ورزش. توقع داریم طرح تحول دولتی که از سوی آقای رئیسجمهور ابلاغ شده اجرا شود و به آن پایبند باشیم. این طرح کارشناسی شده چرا باید پس از یک ماه از ابلاغش خلاف آن عمل شود. شاید عزمی برای حل مشکل سرخابیها وجود داشته باشد، اما فهم آن وجود ندارد! در حال حاضر فردی روی این موضوع مانور تبلیغاتی میدهد که نه دانشی در مورد خصوصیسازی دارد نه در مورد فوتبال، ولی پرچمدار خصوصیسازی شده است، ضمن اینکه تجربهاش را نیز ندارد. مانور تبلیغاتی میدهد و نگران عوارضش هم نیست. آن زمان که عوارض این کار مشخص شود اصلاً این آقایان نیستند تا جوابگوی مردم باشند. ضررش میماند برای کشور و نظام و بیتالمال.
ادامه این روند چه تأثیری در فوتبال ایران دارد؟
ورزش به ویژه فوتبال اتاق شیشهای است و این خطر وجود دارد جوانان و هواداران به این نتیجه برسند که هرچه گفته میشود، خلاف آن عمل میکنند. یکهتازیهای سازمان خصوصیسازی اعتماد اجتماعی را از بین میبرد. افرادی که به این سازمان میآیند، هیچ تخصصی ندارند و میخواهند یک سنگ بزرگی را بردارند، غافل از اینکه جابهجایی این سنگ چه عواقبی خواهد داشت. فوتبال به جراحی نیاز دارد و نباید با مسئله احساسی برخورد شود، منتها منافع ملی باید مدنظر باشد نه اینکه منفعت ملی را به دلیل کارشناسی نشدن موضوع زیرسؤال ببریم. باز هم تأکید میکنم، عمل نکردن به سند تحول دولت، خلاف عمل آن حرکت کردن و اقدامات مقطعی و غیرکارشناسی، سالهای سال باشگاههای ما را با چالش مواجه خواهد ساخت.
به غیر از پرسپولیس و استقلال سایر باشگاهها نیز شرایط خوبی برای کسب مجوز حرفهای ندارند. برای حل مشکل آنها چه اقداماتی باید صورت بگیرد؟
در تأمین زیرساختها، دولتها و شهرداریها سرمایهگذاری میکنند و در اختیار باشگاهها قرار میدهند. برای تیم نساجی نیز باید فکری شود. سال گذشته از بین پنج باشگاه که درخواست مجوز حرفهای داده بودند. خوشبختانه امسال کنفدراسیون فوتبال آسیا تبصرهای را در نظر گرفته و تیمهای اعزامی به لیگ قهرمانان آسیا از سوی فدراسیونها تعیین میشوند، نه بر اساس رتبهبندی آنها. ممکن است به خاطر اینکه یک تیم شرایط لازم را ندارد، تیم دیگری به آسیا معرفی شود، به همین خاطر از این بابت گرفتار نیستیم و میتوان سایر باشگاهها را نیز تقویت کرد.