روزنامه جمهوری اسلامی در شماره ۵ اردیبهشت در مطلبی با عنوان «این فاصله طبقاتی قابل تحمل نیست»، خطاب به رئیسجمهور و دولتمردان نوشت: «آنچه از واقعیتهای موجود در عرصه زندگی روزمره مشاهده میشود، متأسفانه این است که شما از مدیریت مناسب برای حل مشکلات معیشتی مردم برخوردار نیستید و تصورتان این است که با اقدامات مقطعی از قبیل توزیع کمکهای موقت که در حکم صدقه دادن است میتوانید اقتصاد کشور را سروسامان بدهید.»
این روزنامه از رسانههای حامی حسن روحانی محسوب میشود که البته طی هشت سال دولت روحانی از این یادداشتها نمینوشت و شاید آن زمان، فاصله طبقاتی را قابل تحمل میدانست!
در ادامه این مطلب آمده است: «اگر در عرصه مذاکرات به هر دلیل حاضر نیستید از نقطهنظرات صاحبان تجربه استفاده کنید، لااقل در عرصه اقتصاد و مدیریت از صاحبنظران این رشته و کسانی که تجربیات موفقی دارند استفاده کنید و مردم را از شرایط بسیار تلخ معیشتی نجات دهید.»
روزنامه جمهوری اسلامی از دولت رئیسی خواسته که از افراد صاحبنظر اقتصادی و کسانی که تجربه موفقی دارند، استفاده کند. باید پرسید که دقیقاً منظورش چه کسانی است؟ دولت رئیسی اقتصاد محصول کار دیگران را تحویل گرفته است و خود هنوز یک سال هم نیست که بر سر کار آمده است. این اهل فن و دارای تجربههای موفق چرا در دولت مورد نظر روزنامه جمهوری اسلامی که هشت سال بر سر کار بود، به کار گرفته نشدند تا اقتصادی چنین به هم ریخته از آن دولت میراث نماند؟
نگاهی به آنچه روزنامه جمهوری اسلامی در دولت روحانی مینوشت، جالب توجه است.
روزنامه جمهوری اسلامی- ۷ بهمن ۹۶- در شرایطی که دولت دوم روحانی روی کار آمده بود و قریب به پنج سال از آغاز فعالیت روحانی به عنوان رئیس دولت سپری شده بود، در مطلبی نوشته بود: «شما آقای رئیسجمهور حداکثر ۱۵ تا ۲۰ درصد از قدرت را در اختیار دارید و روشن است که با این میزان از قدرت نمیتوانید کشور را اداره کنید و پاسخگوی تمام مشکلات و معضلات باشید.»
این روزنامه اصلاحطلب در ادامه نوشته بود: «در چنین شرایطی شما به حرف زدن با مردم نیاز دارید. وقتی قدرت و اختیارات لازم را ندارید باید دلایل موفقیتها و عدم موفقیت هایتان را با صراحت و بدون پرده پوشی با مردم در میان بگذارید. هدف این نیست که با سخنان صریح و شفافتان مردم را علیه کسی یا چیزی تحریک کنید و بشورانید، بلکه هدف این است که مردم بدانند از رئیسجمهورشان چقدر میتوانند انتظار و توقع داشته باشند.»
اختیارات دولت و رئیسجمهور که تغییری نکرده است، چطور خواستهها و توجیهات روزنامه جمهوری اسلامی از دولتها تا این حد تغییر کرده است؟
نگاهی به سخنان رئیسجمهور ابراهیم رئیسی در ۱۴ آذر ۱۴۰۰ در گفتوگوی تلویزیونی با مردم، جالب توجه است. رئیسی میگوید: «امروز سه ماه از کار دولت میگذرد و حقوق و دستمزد در کشور بدون استقراض از بانک مرکزی پرداخت میشود. مردم عزیزمان بدانند ما در هر ماه علاوه بر هزینههایی که خودمان داریم، هزینههایی هم داریم که در دولت قبل انجام شده است. قبلاً خرج شده و ما باید الان پرداخت کنیم. هر ماه به طور متوسط ۱۰ هزار میلیارد تومان دولت پرداخت میکند.»
او در پاسخ به این سؤال که این پول شامل چه هزینههایی است، خاطرنشان کرد: «این هزینه مربوط به سر رسید اوراقی است که دولت باید پرداخت کند. یعنی علاوه بر هزینههای جاری این دولت باید به طور متوسط ۱۰ میلیارد تومان در ماه بابت فاکتورهایی که از قبل هزینه شده پرداخت کند... امروز آثار تورمی که مردم میبینند برای تصمیماتی است که از گذشته گرفته شده و امروز آثار آن در سفره و زندگی مردم مشاهده میشود. اگر ما امروز از بانک مرکزی استقراض داشته باشیم، حتماً آثار آن بعد از چند ماه در زندگی مردم آشکار خواهد شد...»