کد خبر: 1085906
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
بازنده در متن و اجرای سینمایی محمدحسین مهدویان در هفتمین فیلمش همچنان در حال تجربه گیرایی در ژانر‌های مختلف است که گاه می‌تواند از پس آن بربیاید و گاهی سربلند بیرون نمی‌آید، اما «مرد بازنده» به دنبال اثر قبلی فیلمساز نمی‌تواند فیلم متقاعدکننده‌ای باشد
افشین علیار

محمدحسین مهدویان در هفتمین فیلمش همچنان در حال تجربه گیرایی در ژانر‌های مختلف است که گاه می‌تواند از پس آن بربیاید و گاهی سربلند بیرون نمی‌آید، اما «مرد بازنده» به دنبال اثر قبلی فیلمساز نمی‌تواند فیلم متقاعدکننده‌ای باشد و هرگز توان تعلق گرفتن در ژانر مورد نظر کارگردان را ندارد. آخرین فیلم مهدویان از همین جا آسیب دیده است که تلاش کرده قهرمان پلیسی خلق کند که زیر بار زور و مصلحت‌طلبی‌های سازمانی نمی‌رود، اما احمد خسروی پلیسی است که تمام قد تیپ است و نمی‌تواند به یک شخصیت مستقل تبدیل شود.
در این گونه آثار باید کاراکتر اصلی یک قهرمان باشد که مخاطب بتواند با او جلو برود، اما احمد خسروی یک آدم عصبانی و کلافه است که فقط یک بار در فیلم می‌خندد و آن هم نیم‌رخ است، حتی فیلمساز نکات ظریفی مثل فوبیا از مکان تنگ که برای خلق شخصیت او در نظر گرفته و ضدشخصیت پلیس است هم ضدکاراکتر از کار درآورده است. باور اینکه یک پلیس این فوبیا را داشته باشد، با توجه به گزینش‌های استخدامی در نیروی انتظامی متقاعدکننده نیست.
جهانی که فیلمساز برای این سرهنگ در نظر گرفته است به هیچ وجه نمی‌تواند ایرانیزه باشد؛ یک پلیس منزوی که نه پلیس موفقی است که می‌تواند وظایف پدری را به درستی ایفا کند و نه حتی صمیمیت با زیردست او قابل فهم است. به نظر می‌رسد دو نگاه در فیلمنامه وجود دارد؛ نگاه اول اینکه مردبازنده می‌توانست یک فیلم ۹۰ دقیقه‌ای باشد که حدود دوساعت است یا اینکه احتمالاً این فیلم می‌توانست یک سریال هم باشد، به همین دلیل یک دوگانگی در روند شکل‌گیری اثر احساس می‌شود و آن چیزی که مهدویان دنبالش بوده به فرجام نرسیده است، یعنی می‌دانیم که فیلمنامه پلیسی باید ساختار ژانری خودش را داشته باشد؛ آدم‌های متعدد با گره‌افکنی‌های پیچیده با یک روند پیچیده‌تر، اما در مردبازنده اگرچه با آدم‌های متعدد سروکار داریم ولی ماهیت آن‌ها گم است و آن چیزی که برای کارگردان اهمیت داشته احمد خسروی بوده که البته در ایجاد و شکل‌دهی آن هم نتوانسته است موفق باشد چراکه یک آدم با یک بارانی بلند و اخم و خشونت چهره و کلام به پلیس تبدیل نمی‌شود. مهدویان قصه‌گوی خوبی است، اما باید بداند همیشه نمی‌تواند فیلم بسازد و مخاطب را سرگرم کند. در مردبازنده با گستردگی معما مواجهیم که در روند فیلم باید به رمزگشایی برسیم. مهدویان این گستردگی را لحاظ کرده، اما هیچ اتفاق مهمی در گره‌گشایی رخ نمی‌دهد، بلکه کاری که احمد خسروی با سرنخ ماجرا می‌کند به هیچ وجه متقاعدکننده نیست و انگار پایان فیلم کم دارد یا کوتاه شده است.
به نظر می‌رسد از جایی که احمد خسروی مسئولیت پرونده را ندارد، فیلم توان ادامه ندارد و کاری که او با اردلان می‌کند، توجیه قانونی و انسانی ندارد و رفتار این پلیس ضدقانون است و این‌ها دلیل خلق شخصیت نیست. اینکه احمد خسروی در اداره پلیس مازندران خودش را معرفی نمی‌کند، بیشتر کمدی است تا درکی از منزوی بودن او. انتخاب جواد عزتی مناسب نبوده و گریم یا لحن بیان او به شدت تصنعی است، چهره‌اش ما را یاد بابا اتی می‌اندازد و نگاه‌های ریزبینانه‌اش نمی‌تواند از عزتی یک کاراکتر پلیسی بسازد. دوربین مهدویان همچنان می‌لرزد و هنوز زوایای دوربینش برای مستندنگاری مناسب است. به هر شکل مرد بازنده جذابیتی برای دیدن دوباره ندارد و این به دلیل ساده‌انگاری مهدویان در ساخت یک اثر معمایی پلیسی است و شاید این فیلم در مسیر موفقیت سریال «زخم کاری» ساخته شده، اما آنقدر عناصر ساختاری درون ژانری ناکافی است که نمی‌شود درکی از موقعیت و شخصیت اصلی آن داشت. ژانر پلیسی همچنان در سینمای ایران مهجور است و باید کاشت تعلیق و ایجاد بحران با انسجام بیشتر و ریزبینانه‌تری شکل بگیرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار