سرمربی تیم فوتبال استقلال از این باشگاه خواسته تا فعلاً روند بیانیهنویسی را متوقف کند. فرهاد مجیدی که این روزها با تصور اینکه زمین و زمان دست به دست هم دادهاند تا جلوی قهرمانی تیم او را بگیرند به همه میتازد، حالا در اقدامی جالب از باشگاه میخواهد فعلاً صدور بیانیه در مذمت داوری، لجنمال کردن تیمهای رقیب و زیر سؤال بردن فوتبال کشور را متوقف کند، چراکه او و بازیکنانش باید حواسشان به بازی مقابل نساجی در جام حذفی باشد.
خب حتماً جناب سرمربی برنامهها خواهند داشت برای بعد از مسابقه با نساجی و مطمئناً به باشگاه هم فرمایش خواهند کرد که به روند بیانیهنویسیها ادامه دهد. اتفاقات جالبی را شاهد هستیم، اینکه فرهاد مجیدی را مثال زدیم دلیلی بر تأیید بیانیهنویسیهای دیگران یا حرفهای صدمن یه غاز یحیی گلمحمدی سرمربی پرسپولیس در به سخره گرفتن رقیب دیرینه نیست، اما جای تعجب دارد که یک سرمربی به این واضحی دستور توقف یا شروع یک جریان مخرب را صادر میکند و ابایی هم ندارد که آن را با چهرهای حق به جانب رسانهای کند.
این روزها برخلاف آنچه تمام بیانیهنویسها میگویند، فوتبال در زمین مسابقه بازی نمیشود. این را حالا با قاطعیت بیشتری میتوان گفت، وقتی سرمربی استقلال به این صراحت به باشگاه میگوید «فعلاً بیاینه صادر نکنید» و اصلاً تعجبی ندارد اگر فردا جمله «بیاینه صادر کنید» را از یکی دیگر بشنویم و حالا باید متأسفانه به واقعیت تلخ مترسک بودن عنوانی به نام مدیرعامل باشگاه یا پسوندی به نام فرهنگی قبل از نام باشگاههای ورزشی برسیم.
از مدیران عامل که چیزی نگوییم بهتر است. در یک تعریف کلی خلاصه میشوند در آدمهای «نامدیری» که با رانت و پارتی سرکار میآیند و پشت محبوبیت امثال فرهاد مجیدی و گلمحمدی پنهان میشوند و موفقیتهای آنها را به نام خودشان ثبت میکنند و درنهایت هم با انبوهی بدهی میلیاردی برای باشگاه میروند تا نفر «نامدیر» بعدی بیاید. طبیعی است که چنین افرادی هر چقدر سرمربی بزرگتر باشد، حرفشان خریدار کمتری دارد و در این میان جناب سرمربی میشود همهکاره و کار به اینجایی میرسد که میبینیم.
در خصوص مسائل فرهنگی و پسوندی که پشت نام باشگاههاست هم ذکر همین یک نکته کافیست؛ از فوتبالی که امروز قاطبه آدمهای حاضر در آن با کمترین سواد ممکن توپ میزنند چطور میشود توقع «با فرهنگ» بودن را داشت. فوتبالی که نهایت ارتقای تحصیل در آن اخذ مدرک تربیت بدنی است برای خالی نبودن عریضه و آن هم معلوم است که چگونه گرفته میشود.
خب طبیعی است که کار چنین فوتبالی به جایی برسد که بیاخلاقی و فساد از سروکولش بالا برود و در نهایت به جایی برسد که بازی در زمین فراموش شود و به جای استفاده از عضلات و تواناییهای بدنی بیشتر دهانشان را باز کنند و علیه هم حرف بزنند، در نهایت هم وقتی احساس خطر کنند، بهگونهای که امروز میبینیم دستور توقف حملات لفظی و بیاینهنویسی را صادر کنند.
این خلاصه فوتبال باشگاهی ماست. باشگاههایی که باید خوراک تیم ملی را تأمین کنند و تیم ملی چقدر خوشبخت است که تقریباً تمام بازیکنان حاضر در آن لژیونر هستند و زیر دست بیانیهنویسهای لیگ برتری نیستند.