به چه چیز فوتبال باید دلخوش کنیم؛ این سؤالی است که این روزها بیشتر از هر زمان دیگری با آن درگیر هستیم. این روزها که بحث خدمت سربازی فوتبالیستها بحث روز است، همان خدمتی که بسیاری از جوانان برومند این آب و خاک آن را انجام میدهند، تفاوتی هم نمیکند دکتر باشند یا مهندس، دیپلم باشند یا زیردیپلم، میروند و پست میدهند از پاسگاه مرزی گرفته تا نقاط بد آب و هوایی، اما وقتی پای فوتبالیها وسط میآید برای دو نفر کل کشور را بههم میریزند که باید خدمت بروند یا نروند و بعد گندش درمیآید که بقیه هم که مثلاً خدمت کردهاند کارتشان جعلی است.
راستی یکی پیدا شود و بگوید چطور یک فوتبالیست میتواند معافیت پزشکی بگیرد و بعد هم پاسخ دهد که به چه چیز این فوتبال باید دلخوش کرد؛ به مدیرانش، به مربیانش، به بازیکنانش، به کجای این مجموعه باید امیدوار بود. فوتبالی که یک روز با قراردادهای میلیاردی زخم میزند به روح و روان مردمی که حتی برای تأمین نان شبشان با مشکل روبهرو هستند و روز دیگر با افشای بیاخلاقیها و فساد لجامگسیختهاش نمک میپاشد روی همان زخم تا مردم بیشتر بسوزند از اینکه پولشان سرازیر جیب چه لمپنهایی میشود و حالا این آخری و جعل سند و معافیت سربازی آن هم از سوی برخی که دلمان را خوش کرده بودیم به ظاهر خوبشان!
یک نگاه به سر تا پای فوتبال چیزی جز زدگی و سرخوردگی برای بیننده ندارد. فوتبالی که حتی دیگر اسم و رسمی هم در آسیا ندارد و اگر نبودند همین چند بازیکنی که در اروپا توپ میزنند معلوم نبود بتواند موفق باشد. فوتبالی که رئیسش را با آن افتضاح بیرون میکنند. فوتبالی که میگویند فقط در یک سال ۱۳۵ نفر از بازیکنان شاغل در آن کارت پایان خدمت جعلی گرفتهاند! حالا بماند که در این میان نباید از گناه بقیه هم به سادگی گذشت، اما آنچه مسلم است اینکه چیزی برای دلخوش بودن به فوتبال باقی نمانده است. یک مجموعه سر تا پا فاسد که امروز به راحتی میتوان جاعل بودن را هم به بقیه اتهاماتش اضافه کرد.
راست گفتهاند که فوتبال ایران در حال تهی شدن است. منتهی آنها که این حرف را چند سال قبل زدند منظورشان تهی شدن فوتبال از باب مسائل فنی و تاکتیکی و تکنیکی بود، اما فراموش کردند که اخلاقمداری و رعایت بدیهیات را هم به آن اضافه کنند که فوتبال ایران خیلی وقت است از این باب تهی شده و حالا حتی نمیتوان اعتماد کرد به آنهایی که سعی میکنند ظاهر را حفظ کنند. فوتبالی که باختن را خوب آموخته و امروز میدان اخلاق را بیشتر و بدتر از هر زمان دیگری واگذار کرده، حتی بدتر از آن روزی که بازیکن ملیپوشش شبانه در اتوبوس تیم ملی قرار گذاشت و باز بدتر از زمانی که بازیکنان باشگاهیاش کاری کردند که حتی نمیشد در گزارش آورد و وزیر ورزش از خواندن این بیاخلاقیها اعتراف کرد که سردرد گرفته است. کاش فقط میخوردند و میلیاردی میگرفتند، ولی حداقل سالم باقی میماندند که البته نمیتوان از این قماش که به مفتخوری و بیتالمالخوری عادت کردهاند توقع داشت که اخلاقمدار باشند و سالم به آخر خط برسند. راستی به کجای این مجموعه فاسد باید دلخوش کنیم؟