ورزش همگانی قبل از اینکه یک مقوله ورزش باشد، یک مسئله فرهنگی، یک مسئله آموزشی و یک تغییر اجتماعی است. از همین جهت نقش دانشگاه بسیار میتواند مؤثر باشد؛ چراکه ما میدانیم اگر قرار به ایجاد یک تغییر در سطح جامعه باشد، اول باید تغییر در دانش افراد اتفاق بیفتد. یعنی باید آگاهی آحاد جامعه در خصوص اینکه ورزش چقدر میتواند در سلامت جسم و روح و روان تأثیر بگذارد، بالا برود. به همین لحاظ دانشگاه میتواند در ایجاد، تهیه و شکلدهی بدنه دانش ورزش همگانی مؤثر باشد و میتواند منابع علمی را در این زمینه در اختیار کارشناسان بگذارد و از سوی دیگر با ایجاد آگاهی به تربیت منابع انسانی متخصص اهتمام ورزد و به همین جهت میتواند در تغییر نگاه و ایجاد دانش در ورزش همگانی مؤثر باشد. از دیگر مراحل تغییر در سطح اجتماع، بعد از ایجاد تغییر در دانش، تغییر در نگرش است.
اگر آگاهیهای لازم صورت نگیرد، اگر دانشگاه در کنار رسانهها و شبکههای اجتماعی و... خوراک تهیه نکند، خود به خود تغییری در نگرش نیز صورت نمیگیرد، اما وقتی تغییر در دانش صورت گرفت، این افراد میتوانند در نگرش مردم نیز تغییر ایجاد کنند. البته اینطور نیست که به طور ناگهانی شاهد تغییر در نگرش جامعه باشیم. افراد کمکم در نگرششان تغییر ایجاد میشود، اما وقتی این تغییر ایجاد شد، کم کم شاهد تغییر در رفتار هستیم و سبک زندگی غیرفعال به سبک زندگی فعال تبدیل میشود و افراد جامعه میآموزند ضرورتاً عادت میکنند به انجام فعالیتهای مختلف بدنی و برای رخداد این اتفاق، لازم است که از همه آموزههای تغییر رفتار اجتماعی استفاده کنیم. اما در این راستا باید موانع ورزش همگانی نیز یک به یک از سر راه برداشته شود و دستگاههای متولی که میتوانند به صورت ویژه در این راستا کمک کنند، پا پیش بگذارند، تسهیلات و تشویقهای متعدد و مختلفی را در نظر بگیرند تا افراد بتوانند به ورزش روی آورند. برای نمونه در همه ادارات و کارخانجات میتوان با برداشتن موانع از سر راه کارمندان و کارگران آنها را به ورزش کردن
تشویق کرد.
این علاوه بر برداشتن گامی بلند برای سلامت جامعه میتواند حتی بازده کاری خوب و مفیدتری هم داشته باشد؛ چراکه ورزش علاوه بر سلامت بر نشاط افراد نیز تأثیر بسزایی دارد. یا شهرداریها به جای زوم کردن روی ورزش قهرمانی به ورزش همگانی بپردازند. البته مهمترین سرمایهگذاری در این راستا از سنین طفولیت باید انجام گیرد؛ از سه، پنج و هفت سالگی. خانوادهها باید توجیه و ترغیب شوند برای سوق دادن کودکان به ورزش و فعال بار آوردن آنها و همانطور که به سایر دروس آنها اهمیت میدهند به ورزش کردنشان نیز توجه ویژه داشته باشند. این نوع نگاه نیاز به آگاهسازی دارد و دانشگاه میتواند در این آگاهسازی بسیار مؤثر باشد. خیلی خلاصه، برای ورزش همگانی به استفاده از آموزههای مدیریت تغییر در سطح ملی برای تغییر سطح زندگی نیاز داریم و برای نیل به موفقیت در این مسیر باید از همه آموزههای علمی در سطح جامعه استفاده کرد. برای موفقیت در ورزش همگانی ما نیاز به یک سیستم یکپارچه داریم که دانشگاه، آموزش و پرورش، شهرداریها، رسانه و ... میتوانند از مهرههای آن باشد.
* کارشناس و مدیر ورزش همگانی