اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود «تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات شهید مهدی عراقی» نام گرفته و توسط امین عزیزی و مجتبی سلطانی احمدی گردآوری شده است اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود «تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات شهید مهدی عراقی» نام گرفته و توسط امین عزیزی و مجتبی سلطانی احمدی گردآوری شده است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی به عنوان ناشر این دفتر، در دیباچه خویش بر آن اشاراتی به شرح ذیل دارد: «انقلاب اسلامی محصول فرآیندی است که با داشتن زمینهها و پتانسیلهای موجود در توده مردم مسلمان ایران، از سال ۱۳۴۲ به رهبری حضرت امام خمینی (ره) آغاز شد و با تبعید ایشان هدایت و پیشبرد این فکر، بر عهده تعداد دیگری از رهبران مذهبی و سیاسی قرار گرفت. از همان زمان تعدادی از رهبران مذهبی و سیاسی، با توجه به زیرساختهای مبارزاتی و درسهایی که از قیام پانزده خرداد گرفته بودند، به تربیت کادرهایی برای مبارزات آینده براساس معیارهای اسلامی پرداختند که از آن جمله میتوان به شهید مهدی عراقی اشاره کرد. مهدی عراقی که با کولهباری از تجربه مبارزه در میان فدائیان اسلام، پس از فوت آیتالله بروجردی پشت سر امام قرار گرفت و در تمامی مقاطع سرنوشتساز سالهای ۱۳۴۲- ۱۳۴۳ ش و سالیان بعد، بدون لحظهای تزلزل با پایمردی و ایمانی مثالزدنی تا برقراری نظام جمهوری اسلامی در این راه ایستادگی نمود، نمونهای است از سربازان بیشمار ایشان که در راه برقراری حکومت اسلامی کوشیدند و سرانجام نهال نهضت امام را به درختی استوار تبدیل کردند. مرکز اسناد انقلاب اسلامی بنا بر وظیفهای که رهبر کبیر انقلاب اسلامی بر دوش آن نهاده است، انجام پژوهشی درباره زندگانی و مبارزات شهید مهدی عراقی را در برنامه خود قرار داد که اینک تقدیم محققان و علاقهمندان تاریخ انقلاب اسلامی میگردد...».
امیر عراقی فرزند شهید حاج مهدی عراقی که این مجموعه با مساعدتهای بیدریغ وی شکل گرفته است نیز در مقدمه خویش بر این کتاب، شخصیت پدر را اینگونه به وصف آورده است: «نگارش به نام شهید حاج مهدی عراقی، از دیدگاه نزدیکان و همسنگران کار بسی دشوار است، بهخصوص برای اینجانب بهعنوان فرزند! چراکه نباید این نوشتار مختصر، دچار وابستگیها و تعصبات و مسائل عاطفی قرار گیرد، ولی به هر حال و ناگزیر، خواسته دوستان را اجابت مینمایم. شهید حاج مهدی را هیچ کس بهتر از مراد و عشق و امامش، در راستای اهداف بلند و نیات قلبیاش نشناخت و لذا بهترین تعبیرها را میتوان از زبان امام (ره) ذکر کرد: او به تنهایی بیست نفر بود!... یا به تعبیر دیگر در دیدار خانواده با ایشان: او خود یک گروه پنجاه نفره بود!... این جملات یعنی چه؟ یعنی او برای اسلام و مسلمین و نهضت اسلامی، به اندازه بیست نفر انقلابی، یا یک گروه پنجاه نفره انقلابی، یکپارچه کار میکرد و لذا زحمات، رنجها، مصیبتهای مبارزاتی، شکنجهها و بودن در زندانهای انفرادی و در سختترین شرایط دژخیمان رژیم پهلوی را با تعهد زایدالوصف، ایمان استوار و مدیریت قوی و شخصیت راستقامت و ممتاز، به جان خرید. در فرازی دیگر از بیانات امام آمده است: حاج مهدی عراقی برای من، برادر و فرزندی خوب و عزیز بود، شهادت او برای من بسیار سنگین بود، او باید شهید میشد. برای او مردن در رختخواب، کوچک بود!... آمال و آرزوی هر مسلمان آزادهای که در مکتب انسانساز قرآن و اسلام ناب محمدی (ص) و امام حسین (ع) و اهلبیت عصمت و طهارت (ع) رشد کرده باشد، شهادت است و او نیز خواستهای جز این نداشت. بعد از شهادت یارانش در سال ۴۳ (بخارایی، امانی، صفارهرندی و نیکنژاد) او همواره ناراحت و غمگین بود، چراکه او به همراه آنان شهید نشد و شهادت را با تمام وجودش طلب میکرد و سرانجام به همراه فرزند دلبندش حسام (که در دوران کودکی، پدرش در زندان بود) و هنگام شهادت او را همراهی میکرد، به این فیض عظمی نائل شد و چه زیباست کلام خداوند متعال: ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون».